خلاصه داستان: فیلم «راب و رول» (به چینی: 臨時劫案، لام سی کیپ نگون) یک اکشن-کمدی هنگکنگی به کارگردانی آلبرت کای-کوانگ ماک و نویسندگی چن ویبین، آلبرت ماک و وان یوئنچنگ است. داستان حول موی لام-تین (آرون کوک)، یک کشتیگیر حرفهای سابق با دندانهای خرگوشی و لهجه عجیب که اکنون سارقی خشن اما با اصول است، میچرخد. او پس از سرقت ناموفق ۳۰ میلیون دلار هنگکنگ از یک صرافی در خیابان تمپل، با دو دوست میانسال شکستخورده، رابی (لام کا-تونگ)، راننده تاکسی بدهکار با مشکلات خانوادگی، و فای (ریچی جن)، مدیر یک خانه سالمندان که در آستانه ورشکستگی است، درگیر میشود. نقشه سرقت لام-تین زمانی پیچیده میشود که پول دزدیدهشده بهطور اتفاقی در تاکسی رابی گم میشود و نان (جان چیانگ جونیور)، یک خلافکار خردهپا، نیز بهطور همزمان صرافی دیگری را سرقت میکند. این سه نفر در حالی که تحت تعقیب کارآگاه زن سرسخت، جیانگ هائوون (ژانگ کی)، قرار دارند، درگیر سلسلهای از خیانتها و درگیریهای مسلحانه با قانون «من تو را میدزدم، تو من را میدزدی» میشوند. فیلم با طنز سیاه، اکشن پرتنش مانند تیراندازی در خیابان تمپل و فرار با اتوبوس مدرسه، و لحظات احساسی درباره مبارزات زندگی، به موضوعات فقر، دوستی، و طمع میپردازد. با این حال، به دلیل داستان بیشازحد پیچیده، تغییرات ناگهانی در لحن از کمدی به خشونت گرافیکی، و پایانبندی معمولی که به سانسور چینی تن داده، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی آرون کوک به دلیل ظاهر عجیب و لهجه غیرمعمولش، و کارگردانی ماک برای صحنههای اکشن تحسین شد، اما فیلم به دلیل کمبود انسجام داستانی، شخصیتپردازی ضعیف برخی نقشهای فرعی مانند نان و کارمند صرافی (وانگ سونگیین)، و زیرنویسهای انگلیسی ضعیف در نسخه بلوری هنگکنگ نقد شد.
خلاصه داستان: نمایش «نای» یک درام بیوگرافیک-فانتزی ولزی به نویسندگی تیم پرایس و کارگردانی روفوس نوریس است که توسط تئاتر ملی (National Theatre) و مرکز هزاره ولز تولید شده و از طریق National Theatre Live پخش میشود. این نمایش زندگی و میراث آنورین «نای» بوان (مایکل شین)، سیاستمدار ولزی و وزیر بهداشت پیشین که سرویس سلامت ملی (NHS) بریتانیا را در سال ۱۹۴۸ بنیان گذاشت، به تصویر میکشد. داستان از بستر بیمارستانی آغاز میشود، جایی که نای در مواجهه با مرگ، در سفری سورئال و ذهنی به گذشته خود بازمیگردد: از کودکی بهعنوان پسر یک معدنچی ولزی و دانشآموزی که لکنت زبان داشت و مورد آزار معلمش قرار میگرفت، تا کار در معادن، ورود به سیاست محلی، مجلس عوام، و درگیریهایش با وینستون چرچیل (تونی جایاواردنا). نمایش با استفاده از فلاشبکهای رویاگونه، شبیه به «کارآگاه آوازخوان»، و طراحی صحنه خلاقانه با تختها و پردههای بیمارستانی، لحظاتی از زندگی نای، از جمله ملاقات با همسرش جنی لی (شارون اسمال)، جنگ جهانی دوم، و مبارزه برای تأسیس NHS را به تصویر میکشد. نمایش به موضوعات عدالت اجتماعی، مبارزه طبقاتی، و عزم برای ایجاد سیستمی عادلانه برای مراقبتهای بهداشتی میپردازد. با این حال، به دلیل فشردگی بیشازحد وقایع زندگی نای، بهویژه مراحل پایانی تأسیس NHS که در نیم ساعت آخر بهسرعت پوشش داده شده، و برخی لحظات بیشازحد احساسی مانند رقص و آواز سورئال، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی مایکل شین، طراحی صحنه ویکی مورتیمر، و موسیقی ویل استوارت تحسین شدند، اما نمایش به دلیل سادهسازی برخی درگیریهای سیاسی و کمبود عمق در شخصیتهای فرعی مانند کلمنت آتلی (استفانی جیکوب) نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم «درس آموخته» (به مجاری: Fekete pont، به معنای «نقطه سیاه») یک درام اجتماعی-کمدی محصول مجارستان به کارگردانی بالینت زیملر است که در اولین فیلم بلند داستانی خود، سیستم آموزشی منسوخ مجارستان را به چالش میکشد. داستان حول پالکو (پاول ماتیس)، دانشآموز ۱۰ سالهای که از برلین به بوداپست بازگشته، و معلم جوانش، یوتسی (آنا مشزولی)، میچرخد. پالکو با سیستم آموزشی سختگیرانه و گاه مضحک مجارستان غریبه است و با چالشهایی مانند قلدری، معلمان خودکامه، و مدیر اقتدارگرا (گابور فرنتزی) مواجه میشود. یوتسی، تنها کسی که پالکو را درک میکند، علیه روشهای قدیمی مدرسه و فضای شایعهپراکنی معلمان (مانند ایلدیکو لوکوش) مبارزه میکند، اما به دلیل مسائل سیاسی اخراج میشود. فیلم با استفاده از رویکرد مستندگونه، تصاویر ۱۶ میلیمتری، و قاببندیهای کلوزآپ و عریض، زندگی روزمره مدرسه را با جزئیات واقعی به تصویر میکشد و به موضوعات ظلم اجتماعی، بازیهای قدرت در میکروجامعهها (دانشآموزان، معلمان، والدین)، و نیاز به اصلاحات آموزشی میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، پایانبندی مبهم، و تمرکز بیشازحد بر جنبههای منفی سیستم آموزشی بدون ارائه راهحل، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای پاول ماتیس و آنا مشزولی، بهویژه برای بازیگران غیرحرفهای و کودکان، و فیلمبرداری مارسل رو تحسین شدند، اما غیبت ناگهانی مادر پالکو پس از صحنه ابتدایی و تجمع غیرواقعی رویدادهای منفی (مانند ضربه معلم به پالکو در کلاس ورزش) مورد انتقاد قرار گرفت. فیلم با طنز تلخ و لحظات احساسی، مانند اجرای تئاتر مدرسه، تصویری واقعی اما غمانگیز از جامعه معاصر مجارستان ارائه میدهد.
خلاصه داستان: فیلم «پسرهای خوشتیپ» (به کرهای: 핸섬가이즈، Haenseomgaijeu) یک کمدی-ترسناک کره جنوبی به کارگردانی و نویسندگی نام دونگ-هیوپ است که بازسازی فیلم کانادایی «تاکر و دیل در برابر شیطان» (2010) محسوب میشود. داستان حول جائه-پیل (لی سونگ-مین)، که خود را «خوشتیپ خشن» میداند، و سانگ-گو (لی هی-جون)، که «خوشتیپ جذاب» است، میچرخد. این دو دوست صمیمی به خانه رویایی اروپاییمانند خود در حومه گانگوون نقلمکان میکنند، اما از همان روز اول تحت نظارت پلیس محلی، رئیس چوی (پارک جی-هوان) و نام دونگ-یون (لی کیو-هیونگ)، قرار میگیرند که آنها را به دلیل ظاهر خشنشان مشکوک میدانند. شادی آنها کوتاهمدت است، زیرا گروهی از نوجوانان ثروتمند، از جمله مینا (گنگ سونگ-یون)، برای مهمانی به عمارتی نزدیک میآیند و بهطور تصادفی با کشتن یک بز، روح شیطانی بافومت را که ۶۶ سال پیش توسط یک مبلغ خارجی در زیرزمین خانه مهر و موم شده بود، بیدار میکنند. سوءتفاهمها، مانند تلاش جائه-پیل و سانگ-گو برای نجات مینا از غرق شدن، منجر به سلسلهای از حوادث خندهدار و مرگهای تصادفی میشود که شبیه فیلمهای ترسناک کلاسیک مانند «کشتار با ارهبرقی در تگزاس» و «مرده شیطانی» است. فیلم به موضوعات سوءتفاهم، دوستی، و کلیشههای ترسناک میپردازد و با طنز بیشازحد، بازیهای اغراقآمیز، و ارجاعات به فیلمهای ترسناک، فضایی سرگرمکننده خلق میکند. با این حال، به دلیل داستان ساده، کاهش گور در مقایسه با نسخه اصلی، و برخی شوخیهای تکراری، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی لی سونگ-مین و لی هی-جون برای شیمی طنزآمیز و طراحی صحنه تحسین شد، اما فیلم به دلیل کمبود اصالت و لحن ناهماهنگ در برخی صحنهها نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم «دور» یک ماجراجویی علمی-تخیلی-کمدی آمریکایی به کارگردانی جاش گوردون و ویل اسپک و نویسندگی اسپنسر کوهن است که توسط Amblin Partners تولید و توسط Universal Pictures توزیع شده است. داستان حول اندی رامیرز (آنتونی راموس)، معدنچی سیارکی، میچرخد که پس از برخورد سفینهاش با یک شهابسنگ، روی سیارهای بیگانه سقوط میکند. اندی که در لباس فضایی با هوش مصنوعی به نام L.E.O.N.A.R.D (با صدای زکری کوینتو) گیر افتاده، باید با کاهش اکسیژن و تعقیب موجودات بیگانه عجیب، در زمینی خشن به دنبال تنها بازمانده دیگر، نائومی کالووی (نائومی اسکات)، که در کپسول نجات خود محبوس است، برود. فیلم با طنز ناشی از تعاملات اندی و L.E.O.N.A.R.D، مانند شوخیهای غیرمنتظره درباره Ja Rule، و لحظات اکشن مانند فرار از موجودات سهپا، فضایی سرگرمکننده خلق میکند. با این حال، به دلیل داستان خطی، طنز ناهماهنگ، و فیلمنامهای که فاقد عمق است، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی راموس و اسکات به دلیل شیمی خوب و جلوههای ویژه، بهویژه طراحی موجودات و فیلمبرداری، تحسین شد، اما فیلم به دلیل شباهت به «ریدیک»، «پیچ بلک»، و «پس از زمین»، و همچنین ضعفهایی مانند گم شدن اسلحه اندی و استفاده محدود از ژل تعمیر لباس، مورد انتقاد قرار گرفت. فیلم به موضوعات دوستی، بقا، و پشیمانیهای شخصی (مانند احساس گناه اندی از مرگ همسر و پسرش) میپردازد، اما بیشتر یک ماجراجویی ساده و یکبارمصرف توصیف شده است.
خلاصه داستان: فیلم «همه مواد اشتباه» یک کمدی آمریکایی به کارگردانی نیکولاس لیوانوس و نویسندگی ویلسون لاو است که داستان بنجامین فیتزجرالد (جاشوا ترویلکاک)، سرآشپزی جوان و جاهطلب، را روایت میکند که در یک مسابقه دسر با ریسک بالا شرکت میکند. برنده این مسابقه میتواند رستوران خود، قرارداد کتاب آشپزی، و برنامه تلویزیونی داشته باشد، اما بازنده برای همیشه از دنیای آشپزی حرفهای طرد خواهد شد. بن، تحت فشار برای خلق یک دسر خلاقانه، بهطور تصادفی یک دوست خیالی به نام جونز (جاناتان بوویر) خلق میکند که به او در بازتعریف مفهوم «خوشمزه» کمک میکند. با این حال، جونز به موجودی غیرقابلکنترل تبدیل میشود و جاهطلبی بن به یک هیولا بدل میشود که زندگی و روابط او با همکارش امیلی (امیلی گسی)، دوستش آرتور (آریس جوسون)، و صاحب رستوران (تیم پرز-راس) را تهدید میکند. فیلم به موضوعات جاهطلبی، فشارهای حرفهای، و تعادل بین موفقیت و سلامت روان میپردازد و با طنز دیوانهوار و لحظات احساسی همراه است. با این حال، به دلیل داستان قابلپیشبینی، طنز گاهی غیرمنسجم، و فقدان عمق در شخصیتهای فرعی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی ترویلکاک و بوویر برای شیمی طنزآمیز و طراحی صحنه آشپزخانه تحسین شد، اما فیلم به دلیل شباهت به «همهچیز همهجا بهطور همزمان» و «رابیت جوجو» و کمبود اصالت در ژانر کمدی نقد شد. موسیقی متن و دیالوگهای هوشمندانه نیز از نقاط قوت فیلم بودند، اما برخی منتقدان پایانبندی را بیشازحد سادهانگارانه دانستند.
خلاصه داستان: فیلم «دردسر» (به سوئدی: Strul) یک کمدی-اکشن سوئدی به کارگردانی و نویسندگی جان هولمبرگ و تپیو لئوپولد است که بازسازی فیلم کلاسیک سوئدی «Strul» (1988) محسوب میشود. داستان حول کانی راندکویست (فیلیپ برگ)، فروشنده لوازم الکترونیکی و پدر مطلقهای که عاشق دخترش جولیا است، میچرخد. کانی که آرزوی خلبان شدن دارد، برای تأمین هزینه درسهای سوارکاری جولیا شیفت اضافی میگیرد. هنگام نصب تلویزیون در خانه یک مشتری، به دلیل استفاده از هدفونهای حذف نویز، متوجه حملهای نمیشود و پس از ضربوجرح، کنار جسد صاحبخانه (لوکا) بیدار میشود. همسر لوکا، میمی (سیسلا بن)، او را به اشتباه قاتل میداند. کانی توسط پلیس، به رهبری هلنا مالم (اوا ملاندر)، بازجویی میشود و با وکیل ناکارآمدش هاسه (مانس ناتانائلسون) به 18 سال زندان محکوم میشود. در زندان، کانی با دو جنایتکار، نوریندر (دجان چوکیچ) و موسه (یواکیم سالکویست)، که او را به اشتباه خلبان میدانند، آشنا میشود و در نقشه فرارشان درگیر میشود. در همین حال، دیانا (امی دسیمونت)، پلیسی که به بیگناهی کانی باور دارد، تحقیقات خود را دنبال میکند و متوجه فساد هلنا و هاسه در دزدی مواد مخدر و فروش آن میشود. کانی و دیانا با استفاده از یک ویدئو که جنایت واقعی را نشان میدهد، حقیقت را فاش میکنند. فیلم به موضوعات فساد پلیس، بیعدالتی، و تلاش برای اثبات بیگناهی میپردازد. با وجود سکانسهای اکشن مانند تعقیب و گریز در فرودگاه و طنز سوئدی، فیلم به دلیل لحن ناهماهنگ، طنز بیشازحد سادهلوحانه، و فیلمنامه پر از اتفاقات تصادفی نقد شد. بازی برگ و دسیمونت تحسین شد، اما کارگردانی و ویرایش به دلیل فقدان انسجام مورد انتقاد قرار گرفت. ارجاعات به فیلم اصلی، مانند حضور کوتاه بیورن اسکیفس و آهنگ «Hooked on a Feeling»، نوستالژیک اما ناکافی برای جبران ضعفها بودند.
خلاصه داستان: فیلم «سال باغبان» یک درام تراژیک-کمدی چکی به کارگردانی و نویسندگی ییری هاولکا است که بر اساس رویدادهای واقعی ساخته شده و با الهام از کتاب «سال باغبان» نوشته کارل چاپک، به روایت سختیها و موفقیتهای یک باغبان در طول یک سال میپردازد. داستان حول یک باغبان سالخورده (اولدریش کایزر) و همسرش (دشا ووکاتا) میچرخد که در دامنه تپهای زیبا زندگی میکنند و یک مغازه باغبانی کوچک دارند. زندگی آرام آنها با ورود مالک جدید قلعه مجاور که قصد دارد منظره را طبق خواستههایش تغییر دهد، مختل میشود. مالک جدید با اقدامات تهاجمی، از جمله نصب حصار با سیم خاردار و بستن راه ورودی، باغبان را تحت فشار قرار میدهد تا ملکش را بفروشد. باغبان با مقاومت منفعلانه اما سرسختانه، از خانه و باغش دفاع میکند، اما با بیتوجهی پلیس و شهردار (آلنا میهولوا) که در دام بوروکراسی و فساد مالی گرفتارند، مواجه میشود. فیلم به موضوعات تقابل سنت و مدرنیته، نابرابری طبقاتی، و مبارزه برای زندگی باوقار میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، تکرار قابلپیشبینی، و پایان غیرمنسجم با صحنههای غیرمنتظره PTSD که لحن فیلم را مختل میکند، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای کایزر و ووکاتا به دلیل عمق و اصالت تحسین شدند، اما فیلم به دلیل فقدان طنز تیز و شباهت به درامهای اجتماعی کلیشهای نقد شد. روایت صوتی کایزر با نقلقولهایی از کتاب چاپک فضای شاعرانهای ایجاد میکند، اما فیلم بهعنوان یک طنز اجتماعی ناکام ماند.
خلاصه داستان: فیلم «آمازون بولزآی» یک کمدی ماجراجویانه کرهای به کارگردانی کیم چانگجو و نویسندگی بائه سهیونگ است. جینبونگ (ریو سئونگریونگ)، مدالآور سابق المپیک در تیراندازی با کمان که اکنون در معرض اخراج از شرکتش قرار دارد، برای نجات شغلش بهعنوان آخرین فرصت به آمازون فرستاده میشود تا تیمی را برای مسابقات جهانی تیراندازی با کمان آموزش دهد. پس از سقوط هلیکوپتر در جنگلهای آمازون، جینبونگ بهطور اتفاقی با سه جنگجوی بومی قبیله تاگائوری به نامهای سیکا (ایگور پدرسو)، ایبا (لوآن بروم)، و والبو (جی.بی. اولیویرا) روبهرو میشود که مهارتهای خدادادی در تیراندازی با کمان دارند. او با کمک بانگسیک (جین سونکیو)، مترجم کرهای-بولدوریایی، این سه نفر را به کره میبرد تا نماینده کشور خیالی بولدور در مسابقات جهانی شوند و از این طریق قرارداد استخراج طلای شرکتش را تضمین کند. در سئول، جینبونگ و تیمش با تفاوتهای فرهنگی، مشکلات آموزش، و فشارهای شرکت، از جمله رئیس جینبونگ، پارک (جون سوکهو)، دستوپنجه نرم میکنند. فیلم با طنز ناشی از برخوردهای فرهنگی و لحظات احساسی، به موضوعات خانوادهای پیداشده، پل زدن بین فرهنگها، و شانس دوباره برای رستگاری میپردازد. با این حال، به دلیل طنز گاهی کلیشهای و نژادپرستانه، داستان قابلپیشبینی، و عدم عمق در شخصیتپردازی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی ریو سئونگریونگ و جین سونکیو به دلیل شیمی قوی و اجراهای طنزآمیز تحسین شد، اما فیلم به دلیل شباهت به «Cool Runnings» و شوخیهای قدیمی نقد شد
خلاصه داستان: فیلم «پادشاه قصرم» یک کمدی سیاه فرانسوی به کارگردانی و نویسندگی الکساندر شارلو و فرانک مانیه است که در ۱۷ ژوئیه ۲۰۲۴ در فرانسه اکران شد و در ژانویه ۲۰۲۵ روی پلتفرمهای دیجیتال مانند Prime Video و Apple TV منتشر شد. ژان-فرانسوا کاستین (کاد مراد)، مدیرعامل یک امپراتوری هتلهای لوکس، از رفتارهای پرخاشگرانه و ولخرجانه پسر ۲۵ سالهاش، لویی (اودران کاتن)، که با ماشینهای گرانقیمت، مهمانیهای افراطی و الکل زندگی میکند، خسته شده است. برای آموزش فروتنی به او، ژان-فرانسوا یک کارگردان عجیب، کریس پالمر (کلوویس کورنیاک)، را استخدام میکند تا دهکدهای قرن هجدهمی با بازیگران و دوربینهای نظارتی بسازد. لویی را مخفیانه مخدر میزنند، ربوده و در این دهکده رها میکنند تا باور کند به گذشته سفر کرده و حالا خدمتکاری فقیر است. طرح با دخالت هلن (ایزابل کاره)، مادر لویی، و مشکلات کارگردان و بازیگران، از جمله یک مدل جوان (جید پدری) و یک دهقان (رومن فرانسیسکو)، به هرجومرج میکشد. لویی بهتدریج درسهایی درباره فروتنی میآموزد، اما نقشه به شکلی غیرمنتظره به هم میریزد. فیلم با طنز گزنده، الهام از «نمایش ترومن» و «باری لیندون»، و موسیقی متن شاد، به موضوعات خانواده، غرور و اصلاح رفتار میپردازد. با این حال، به دلیل داستان قابلپیشبینی، شوخیهای تکراری، و پایان ضعیف، نقدهای متوسطی با امتیاز ۵.۱ در IMDb و ۶۴٪ در راتن تومیتوز دریافت کرد. بازی مراد و کورنیاک تحسین شد، اما برخی منتقدان فیلم را به دلیل فقدان عمق و شباهت بیشازحد به «Welcome to the Sticks» نقد کردند.