خلاصه داستان: فیلم «شیفت روز» یک کمدی-اکشن ترسناک آمریکایی به کارگردانی جی.جی. پری در اولین تجربه کارگردانیاش و با بازی جیمی فاکس، دیو فرانکو و اسنوپ داگ است که در ۱۲ اوت ۲۰۲۲ توسط نتفلیکس منتشر شد. داستان درباره باد جابلونسکی (جیمی فاکس)، پدری سختکوش است که بهعنوان نظافتچی استخر در سن فرناندو ولی کار میکند، اما این شغل پوششی برای حرفه واقعیاش یعنی شکار و کشتن خونآشامها بهعنوان عضوی از اتحادیه بینالمللی شکارچیان خونآشام است. باد که از اتحادیه اخراج شده، برای پرداخت شهریه مدرسه و ارتودنسی دخترش، پیج (زایون برادنک)، و جلوگیری از نقلمکان همسر سابقش، جوسلین (میگان گود)، به فلوریدا، باید ۱۰,۰۰۰ دلار در یک هفته جمع کند. او با کمک دوست قدیمیاش، بیگ جان الیوت (اسنوپ داگ)، به اتحادیه بازمیگردد، اما رئیس اتحادیه (اریک لانگ) که از او خوشش نمیآید، سث (دیو فرانکو)، کارمند دفتری ناشی، را برای نظارت بر او میگمارد. در همین حال، آدری سن فرناندو (کارلا سوزا)، خونآشامی قدرتمند و توسعهدهنده املاک، نقشهای برای تسلط بر سن فرناندو ولی دارد. داستان با صحنههایی مانند مبارزه باد با خونآشامها در خانهای متروکه، تعقیب و گریز با ماشین، و شوخیهای سث درباره «گرگ و میش»، به موضوعات خانواده، رستگاری و دوستی میپردازد. با این حال، به دلیل داستان ضعیف، جهانسازی اجباری و طنز ناهماهنگ، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۱/۱۰ در IMDb و ۵۷٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای فاکس و فرانکو، سکانسهای اکشن خلاقانه و کارگردانی پری تحسین شدند، اما فیلمنامه و دیالوگهای ضعیف نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «عزیزان» یک کمدی سیاه هندی به کارگردانی جسمیت ک. رین در اولین تجربه کارگردانیاش و تهیهکنندگی آلیا بات (در اولین تولیدش)، گوری خان و گوراو ورما است که داستان بدرونسا "بدرو" (آلیا بات) و مادرش شمشونسا (شفالی شاه) را در محلهای محافظهکار و پایینطبقه متوسط در بمبئی روایت میکند. بدرو، که در یک ازدواج عاشقانه با همزا (ویجی ورما)، مردی الکلی و خشن، گرفتار است، به امید تغییر او، سالها خشونت خانگی را تحمل میکند و حتی با مخفیانه افزودن قرصهای ضدالکل به غذایش و پیشنهاد بچهدار شدن تلاش میکند او را اصلاح کند. اما وقتی خشونت همزا از حد میگذرد و بدرو با عواقب حضورش در جلسهای درباره بازسازی محل زندگیشان (چاول) مواجه میشود، با کمک مادرش، شمشو، نقشهای ناشیانه اما جسورانه برای انتقام میکشد. داستان با صحنههایی مانند ضربوشتمهای همزا، تلاشهای بدرو برای حفظ ظاهر، و لحظات طنز تلخ مانند بستن همزا به صندلی، به موضوعات خشونت خانگی، توانمندی زنان و عشق مادر و دختری میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند در نیمه دوم، طنز ناهماهنگ و پایانبندی قابلپیشبینی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۶/۱۰ در IMDb و ۸۸٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای بات، شاه و ورما، فیلمبرداری آنیل مهتا و موسیقی متن ویشال باردواج تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده و فقدان عمق احساسی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «کارمندها ۳» یک کمدی-درام آمریکایی به کارگردانی و نویسندگی کوین اسمیت و سومین قسمت از سری فیلمهای «کارمندها» است که در دنیای View Askewniverse رخ میدهد. داستان درباره دانته هیکس (برایان اوهالوران) و رندال گریوز (جف اندرسون)، دو کارمند فروشگاه Quick Stop، است که حالا در میانسالی هستند. رندال پس از یک حمله قلبی که به دلیل استرس کار و مرگ همسر سابقش، بکی (روزاریو داوسون)، رخ میدهد، تصمیم میگیرد فیلمی درباره زندگیشان در فروشگاه بسازد. او دانته، که هنوز با مرگ بکی و زندگی یکنواختش دستوپنجه نرم میکند، و دوستان قدیمی مانند جی (جیسون میوز) و باب ساکت را به پروژه دعوت میکند. داستان با صحنههایی مانند فیلمبرداری آماتوری در فروشگاه، دیالوگهای طنزآمیز درباره فرهنگ پاپ و ارجاعات به فیلم اصلی «کارمندها» (۱۹۹۴)، و لحظات احساسی که دانته با رندال درباره مرگ و دوستی صحبت میکند، به موضوعات میانسالی، دوستی و میراث میپردازد. با این حال، به دلیل طنز تکراری، لحن ناهماهنگ بین کمدی و درام، و پایانبندی بیشازحد احساسی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۲/۱۰ در IMDb و ۶۳٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای اوهالوران و اندرسون، نوستالژی و ارجاعات به طرفداران قدیمی تحسین شدند، اما فیلمنامه شلوغ و فقدان طنز تیز فیلم اول نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «کریسمس خونین» یک کمدی-ترسناک آمریکایی به کارگردانی جو بگوس است که داستان توری تومز (رایلی دندی)، صاحب یک فروشگاه موسیقی، را در شب کریسمس روایت میکند. توری که قصد دارد با کارمندش رابی (سم دلیچ) خوش بگذراند، با یک سانتا رباتیک (ابراهام بنروبی) مواجه میشود که به دلیل نقص فنی (بازگشت به برنامهنویسی نظامی وزارت دفاع آمریکا) در فروشگاه اسباببازی محلی به قتلعام میپردازد. توری و رابی، پس از بازدید از دوستانشان، جِی (جونا ری) و لانا (دورا مدیسون)، در فروشگاه اسباببازی، درگیر مبارزهای خونین برای بقا میشوند. داستان با صحنههایی مانند قتلهای خشن با تبر، تعقیب و گریز در فروشگاه با نورپردازی نئونی، و پایانبندی که توری پس از نابودی سانتا رباتیک خسته و خونآلود به خیابان میرسد، به موضوعات بقا، طنز سیاه و وحشت تعطیلات میپردازد. با این حال، به دلیل دیالوگهای بیشازحد، ریتم کند در ۳۰ دقیقه ابتدایی و داستان ساده، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۱/۱۰ در IMDb و ۷۷٪ در Rotten Tomatoes). بازی دندی، جلوههای گور و فضای دهه ۸۰ تحسین شدند، اما فیلمنامه ضعیف و استفاده بیشازحد از دوربین ۱۶ میلیمتری نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «قطار سریعالسیر» یک اکشن-کمدی به کارگردانی دیوید لیچ و بر اساس رمان ژاپنی «ماریا بیتل» نوشته کوتارو ایساکا است. داستان درباره لیدیباگ (برد پیت)، یک آدمکش بدشانس، است که مأموریت دارد کیف دستی مرموزی را از قطار سریعالسیر توکیو به کیوتو بدزدد. او در قطار با مجموعهای از قاتلان عجیب روبهرو میشود: لیمو (برایان تایری هنری) و نارنگی (آرون تیلور-جانسون)، دو برادر با کدهای اخلاقی خاص؛ پرنس (جویی کینگ)، دختری که نقش قربانی را بازی میکند اما نقشهای مرگبار دارد؛ و ولف (بد بانی)، قاتلی با کینه شخصی. همه آنها بهطور تصادفی برای یک کیف حاوی پول و اسرار یک رئیس جنایتکار به نام وایت دث (مایکل شنون) رقابت میکنند. داستان با صحنههایی مانند مبارزات در واگنهای شلوغ، شوخیهای لیدیباگ درباره بدشانسیاش، و فلشبکهایی که رازهای شخصیتها را فاش میکنند، به موضوعات سرنوشت، انتقام و طنز در هرجومرج میپردازد. با این حال، به دلیل داستان پیچیده، شخصیتهای بیشازحد و پایانبندی شلوغ، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۷.۳/۱۰ در IMDb و ۵۴٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای پیت و هنری، سکانسهای اکشن خلاقانه و فضای رنگارنگ قطار تحسین شدند، اما فیلمنامه شلوغ و طنز ناسازگار نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «برادر بابا» یک کمدی-درام خانوادگی مالایامی به کارگردانی پریتیویراج سوکوماران و تولید آنتونی پرمباوور است که داستان دو خانواده مرفه مسیحی در کوتایام را روایت میکند. جان کاتادی (موهانلال)، صاحب یک تجارت فولاد، و همسرش آناما (مینا) قصد دارند پسرشان، ایشو (پریتیویراج سوکوماران)، را با آنا (کالیانی پریادارشان)، دختر دوست قدیمیشان کوریان (لالو الکس) و همسرش السی (کانیها)، ازدواج دهند. اما ایشو و آنا که در بنگلور با هم زندگی میکنند، مخفیانه رابطهای دارند و آنا دو ماهه باردار است. در همین حال، جان فاش میکند که آناما نیز باردار است و این دو بارداری غیرمنتظره محور داستان میشود. داستان با صحنههایی مانند شوخیهای خانوادگی در عمارتهای لوکس، تلاشهای خندهدار برای پنهان کردن حقیقت، و گفتوگوی احساسی جان با ایشو درباره پدر و مادر شدن، به موضوعات پذیرش، روابط خانوادگی و عشق میپردازد. با این حال، به دلیل طنز قابلپیشبینی، نیمه دوم طولانی و فقدان نوآوری در مقایسه با فیلمهایی مانند «Badhaai Ho»، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۷.۰/۱۰ در IMDb و بدون امتیاز رسمی در Rotten Tomatoes). بازیهای موهانلال و پریتیویراج، موسیقی دیپاک دِو و فیلمبرداری رنگارنگ تحسین شدند، اما فیلمنامه ساده و دیالوگهای کلیشهای نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «مرد تصادفی: تعطیلات آدمکش» یک کمدی-اکشن رزمی به کارگردانی برادران کیربی و با بازی اسکات ادکینز (که همچنین با استو اسمال فیلمنامه را نوشته) است و دنباله فیلم «مرد تصادفی» (۲۰۱۸) محسوب میشود. مایک فالون (اسکات ادکینز)، آدمکش ماهری که قتلهایش را شبیه حوادث تصادفی میکند، پس از کشتن همکارانش در فیلم اول، به مالت نقلمکان کرده تا از گذشتهاش فاصله بگیرد. او بهعنوان آدمکش اجارهای کار میکند و وونگ سیو-لینگ (سارا چانگ)، رزمیکار، را استخدام کرده تا بهصورت تصادفی با او مبارزه کند و مهارتهایش را حفظ کند. مایک با دوست قدیمیاش، فینیکی فرد (پری بنسون)، برخورد میکند که خبر میدهد رئیس سابقشان، بیگ ری (ری استیونسون)، پس از انتقام مایک بار قاتلان را از دست داده است. وقتی فرد ربوده میشود، مایک برای نجات او و محافظت از دانته زوزر (جورج فوراکرز)، پسر ناسپاس یک رئیس مافیا که جایزهای ۹ میلیونی روی سرش است، باید با بهترین آدمکشهای جهان، از جمله پوکو (بو فاولر) و اویومی (اندی لانگ)، مبارزه کند. داستان با صحنههایی مانند مبارزههای خلاقانه، شوخیهای سیاه مانند جستوجوی یک ردیاب در مدفوع، و ارجاعات به شکسپیر، به موضوعات دوستی، گناه و رستگاری میپردازد. با این حال، به دلیل طنز بیشازحد و فیلمنامه ضعیف، نقدهای متفاوتی دریافت کرد
خلاصه داستان: فیلم «قلب میداند» یک درام رمانتیک آرژانتینی به کارگردانی مارکوس کارنواله و نویسندگی مشترک او با لوکاس ویوانکو است که با عنوان اصلی «Corazón Delator» شناخته میشود. داستان درباره خوان مانوئل (بنجامین ویکونیا)، تاجر خودخواه و ثروتمندی است که به دلیل بیماری شدید قلبی، تحت عمل پیوند قلب قرار میگیرد. پس از جراحی، او تغییر عمیقی در شخصیتش احساس میکند و به فردی همدل و شاد تبدیل میشود، گویی ویژگیهای اهداکننده قلبش، پدرو، را به ارث برده است. خوان برای درک این تغییر، به دنبال گذشته اهداکننده میرود و با والریا (جولیتا دیاز)، بیوه پدرو، و پسرشان تیاگو آشنا میشود. او بدون افشای ارتباطش با قلب پدرو، عاشق والریا شده و مخفیانه برای نجات محله فقیرنشین آنها، ال پروگرسو، از تخریب توسط شرکت ساختمانی خود و فشارهای شهردار مورِتی (پتو مناهم) تلاش میکند. وقتی حقیقت فاش میشود، والریا احساس خیانت میکند، اما در نهایت، خوان با کمک خواهرش (گلوریا کارا) محله را بازسازی کرده و رابطهاش با والریا بهبود مییابد. فیلم با تصاویر زیبای بوئنوس آیرس، موسیقی تأثیرگذار، و تمهای عشق، رستگاری و نابرابری اجتماعی، اثری احساسی است، اما داستان قابلپیشبینی و پایان ساده آن مورد انتقاد قرار گرفته است. این فیلم در ۳۰ مه ۲۰۲۵ در نتفلیکس منتشر شد.
خلاصه داستان: فیلم «عروسی مقصدی مادیا» یک کمدی-درام عاشقانه به کارگردانی، نویسندگی و تهیهکنندگی تایلر پری است که سیزدهمین فیلم از مجموعه مادیا محسوب میشود. داستان درباره مادیا (تایلر پری)، مادربزرگ پرهیاهو، و خانوادهاش است که برای عروسی ناگهانی تیفانی (دایموند وایت)، نوهدختر مادیا، به باهاما سفر میکنند. تیفانی که بهتازگی با زاویر (خاویر اسمالز)، رپری که روی یک قایق تفریحی ملاقات کرده، نامزد شده، اعلام میکند که عروسی در عرض دو هفته برگزار میشود. برایان (تایلر پری)، پدر تیفانی، به زاویر اعتماد ندارد و معتقد است او نابالغ است، در حالی که دبرا (تاجا وی. سیمپسون)، مادر تیفانی، بیشازحد مشتاق عروسی به نظر میرسد و رفتار مشکوکی دارد. داستان با صحنههایی مانند درگیری مادیا با سارقان در پمپبنزین، شوخیهای اغراقآمیز در هتل، و یک مهمانی مجردی خندهدار که در آن برایان با رقصندهها مواجه میشود، به موضوعات خانواده، اعتماد و بخشش میپردازد. در نهایت، تیفانی که به زاویر شک کرده، پس از شنیدن گفتوگوی احساسی والدینش به رابطهاش فرصتی دوباره میدهد و عروسی برگزار میشود. با این حال، به دلیل طنز تکراری، داستان ضعیف و بازیهای کاریکاتوری، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۰/۱۰ در IMDb و ۴۹٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای پری و تامیلا مان، صحنههای کمدی و فضای باهاما تحسین شدند، اما فیلمنامه غیرمنسجم و فقدان نوآوری نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم» یک ماجراجویی فانتزی زنده به کارگردانی دین دبلویز است که بازسازی فیلم انیمیشنی سال ۲۰۱۰ و بر اساس رمان کرسیدا کاول ساخته شده است. داستان در جزیره ناهموار برک رخ میدهد، جایی که وایکینگها و اژدهاها نسلهاست دشمن یکدیگرند. هیکاپ (میسون تامز)، پسر مخترع اما نادیدهگرفتهشده رئیس قبیله، استویک (جرارد باتلر)، با دوستی غیرمنتظره با اژدهایی به نام توثلس (بیدندان)، یک نایت فیوری ترسناک، سنتهای قبیله را به چالش میکشد. هیکاپ که در ابتدا در آموزش کشتن اژدها ناکام است، با کمک توثلس یاد میگیرد که اژدهاها موجودات دوستداشتنی هستند. او با همراهی آسترید (نیکو پارکر)، دختری جسور، و گابر (نیک فراست)، آهنگر عجیب قبیله، با تهدید باستانی به نام رد دث (مرگ سرخ) مواجه میشود که هم وایکینگها و هم اژدهاها را به خطر میاندازد. داستان با صحنههایی مانند پروازهای هیجانانگیز هیکاپ و توثلس، آموزش اژدهاها در میدان مبارزه، و نبرد نهایی حماسی، به موضوعات دوستی، شجاعت و صلح میپردازد. با این حال، به دلیل شباهت زیاد به نسخه انیمیشنی، برخی تغییرات جزئی مانند نقش پررنگتر گثی (روستایی سالخورده) و لحن جدیتر، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۸.۰/۱۰ در IMDb و ۷۱٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای تامز و باتلر، جلوههای ویژه اژدهاها و موسیقی جان پاول تحسین شدند، اما فقدان نوآوری و برخی طنزهای نامناسب در قالب زنده نقد شدند