خلاصه داستان: فیلم «چا چا ریل اسموث» یک درام-کمدی عاشقانه آمریکایی به نویسندگی، کارگردانی و بازیگری کوپر رایف است که در سال ۲۰۲۲ در جشنواره ساندنس به نمایش درآمد و برنده جایزه تماشاگران شد. داستان درباره اندرو (کوپر رایف)، جوان ۲۲ سالهای است که پس از فارغالتحصیلی از دانشگاه تولین، بدون هدف مشخص به خانه خانوادگیاش در نیوجرسی بازمیگردد. او در یک رستوران فستفود کار میکند و برای پیوستن به دوستدخترش مایا (آمارا پدرسو ساکل) که برای برنامه فولبرایت به بارسلونا رفته، پول جمع میکند. اندرو در یک مراسم بار میتزوا که برادر کوچکترش دیوید (ایوان آسانته) در آن حضور دارد، استعدادش در بهراهانداختن مهمانی را کشف میکند و بهعنوان «شروعکننده مهمانی» برای مراسمهای بار و بات میتزوا استخدام میشود. او در یکی از این مراسمها با دومینو (داکوتا جانسون)، مادری ۳۲ ساله، و دختر اوتیستیکاش لولا (ونسا برگهارت) آشنا میشود و دوستیای غیرمنتظره شکل میگیرد. دومینو که نامزد جوزف (رائول کاستیو)، وکیلی که اغلب در شیکاگو است، میباشد، با اندرو رابطهای پیچیده و احساسی برقرار میکند. داستان با صحنههایی مانند رقصهای پرشور در مهمانیها، گفتوگوهای صمیمی درباره افسردگی، و دفاع اندرو از لولا در برابر قلدری، به موضوعات بلوغ، عشق غیرمتعارف و پذیرش خود میپردازد. با این حال، به دلیل لحن گاه ناهماهنگ، گفتوگوهای گاهی کلیشهای و پایانبندی شتابزده، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۷.۳/۱۰ در IMDb و ۸۵٪ در Rotten Tomatoes). بازی رایف و جانسون، فیلمبرداری کریستینا دانلپ و موسیقی استه هیم تحسین شدند، اما شخصیتهای فرعی مانند مادر اندرو (لسلی مان) و ناپدریاش گرگ (برد گرت) به دلیل عدم پرداخت کافی نقد شدند. فیلم در ۱۷ ژوئن ۲۰۲۲ در سینماهای محدود و Apple TV+ منتشر شد و ۱۵ میلیون دلار برای حقوق توزیع توسط اپل خریداری شد.
خلاصه داستان: فیلم «بهتر از همیشه نیت» یک کمدی-موزیکال خانوادگی آمریکایی به کارگردانی و نویسندگی تیم فدرل، بر اساس رمان او در سال ۲۰۱۳، است که داستان بلوغ نیت فاستر (روبی وود)، پسری ۱۳ ساله از پیتسبورگ را روایت میکند که آرزوی ستاره شدن در برادوی دارد. نیت که در اجراهای مدرسهای حتی نقشهای اصلی را به دست نمیآورد و به ایفای نقش یک درخت در نمایش «ابراهام لینکلن» بسنده میکند، با بهترین دوستش لیبی (آریا بروکس) نقشهای جسورانه میکشد تا بدون اطلاع والدینش (نوربرت لئو باتز و میشل فدرر) به نیویورک سفر کند و در تست بازیگری «لیللو و استیچ: موزیکال» شرکت کند. در نیویورک، او بهطور اتفاقی با خالهاش هیدی (لیزا کودرو)، بازیگری که با مادر نیت قهر است، ملاقات میکند. هیدی به نیت کمک میکند تا در تست بازیگری شرکت کند، اما نیت هنگام خواندن دیالوگهای تمام شخصیتها به جای استیچ، مورد تمسخر قرار میگیرد. با تشویق برادر بزرگترش آنتونی (جاشوا باست) و لیبی، نیت آهنگ «هیچکس جا نمیماند» را اجرا میکند و توجه کارگردان را جلب میکند. داستان با صحنههایی مانند رقص خیالی نیت در میدان تایمز، آوازخوانی در موزه تاریخ طبیعی، و گفتوگوهای طنزآمیز با هیدی، به موضوعات خودباوری، پذیرش تفاوتها و دنبال کردن رویاها میپردازد. نیت در نهایت نقش را به دست میآورد و هیدی با خواهرش آشتی میکند. با این حال، به دلیل داستان سادهانگارانه دیزنیوار، فقدان عمق در شخصیتهای فرعی و موسیقی فراموششدنی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۴/۱۰ در IMDb و ۸۳٪ در Rotten Tomatoes). بازی وود و کودرو، کارگردانی فدرل و پیام مثبت تحسین شدند، اما روایت قابلپیشبینی و عدم پرداخت صریح به موضوعات هویتی نقد شدند. فیلم در ۱ آوریل ۲۰۲۲ در دیزنی+ منتشر شد و در مراسم امی کودکان و خانواده ۲۰۲۲ هشت نامزدی کسب کرد.
خلاصه داستان: فیلم «باچان پاندی» یک کمدی-اکشن-جنایی هندی به کارگردانی فرهاد سامجی و تولید ساجید نادیادوالا است که بازسازی رسمی فیلم تامیل «جیگارتاندا» (۲۰۱۴) و الهامگرفته از فیلم کرهای «کارناوال کثیف» (۲۰۰۶) است. داستان در شهر خیالی باغوا رخ میدهد و درباره مایرا دوِکار (کریتی سانون)، کارگردان جوانی است که برای ساخت یک فیلم بیوگرافی گانگستری، به پیشنهاد تهیهکنندهاش راکش ورما (اشوین موشران)، به تحقیق درباره باچان پاندی (آکشی کومار)، گانگستر یکچشم و بیرحم، میپردازد. مایرا با کمک دوست قدیمیاش ویشو (ارشاد وارسی)، بازیگر ناموفق، سعی میکند مخفیانه اطلاعاتی درباره باچان و افرادش، از جمله کندی (ساهارش کومار شکلا)، بافریا چاچا (سانجی میشرا)، پاندولوم (ابهیمانیو سینگ) و ویرجین (پراتیک بابار)، جمعآوری کند. اما وقتی میکروفونی که روی ویرجین کار گذاشتهاند لو میرود، مایرا و ویشو توسط باند باچان گیر میافتند. باچان که عاشق بازیگری است، با شرط بازی در نقش اصلی فیلم مایرا، آنها را آزاد میکند. داستان با پیچشهایی مانند عشق باچان به سوفی (ژاکلین فرناندز)، قتل او توسط رقیب سیاسی لالجی، و تبدیل فیلم مایرا به یک کمدی به نام «BP» (به جای گانگستری)، به موضوعات جاهطلبی، خیانت و شهرت میپردازد. در پایان، باچان که ابتدا از فیلم کمدی عصبانی است، پس از قدردانی همسر ویرجین و دخترش که برای اولین بار پس از مرگ پدرش میخندد، از کشتن مایرا منصرف میشود. با این حال، به دلیل داستان آشوبناک، فیلمنامه ضعیف و بازسازی غیرخلاقانه، نقدهای منفی دریافت کرد (امتیاز ۵.۰/۱۰ در IMDb و بدون امتیاز رسمی در Rotten Tomatoes). بازی آکشی کومار و کریتی سانون، فیلمبرداری و طنز برخی صحنهها تحسین شدند، اما کارگردانی فرهاد سامجی، دیالوگهای ضعیف و موسیقی ناامیدکننده نقد شدند. فیلم با بودجه ۱۵۰ کرور روپیه، تنها ۷۳.۱۷ کرور روپیه فروش جهانی داشت و یک شکست تجاری بود.
خلاصه داستان: فیلم «کارناژ آمریکایی» یک کمدی-ترسناک آمریکایی به کارگردانی دیهگو هالویس و نویسندگی برادران لوپز است که با الهام از مضامین مهاجرت و تبعیض نژادی ساخته شده است. داستان در شهری خیالی رخ میدهد، جایی که فرماندار (آلن ترامِل) فرمانی اجرایی برای بازداشت فرزندان مهاجران غیرقانونی صادر میکند. جیپی (خورخه لیندبورگ جونیور)، یک جوان مکزیکی-آمریکایی، به همراه دوستانش کامیلا (مالینا وایسمن) و ادی (سباستین چاکون) به یک مرکز بازداشت عجیب به نام «پالومینو» فرستاده میشوند. این مرکز که توسط اِدی ویلسون (اریک دین) اداره میشود، ظاهراً یک برنامه بازپروری برای آمادهسازی مهاجران برای «رویای آمریکایی» است. اما جیپی و دوستانش به زودی متوجه میشوند که این مرکز آزمایشگاهی برای اهداف شوم و غیرانسانی است که توسط نگهبانان خشن و یک دانشمند مرموز هدایت میشود. داستان با صحنههایی مانند آزمایشهای وحشتناک در زیرزمین، فرارهای پرتنش و طنزهای اجتماعی تند درباره نژادپرستی و سیاستهای مهاجرتی، به موضوعات هویت، مقاومت و نقد سیستم میپردازد. با این حال، به دلیل لحن ناهماهنگ بین کمدی و وحشت، داستان شلوغ و پایانبندی قابلپیشبینی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۴.۹/۱۰ در IMDb و ۴۳٪ در Rotten Tomatoes). بازی جننا اورتگا بهعنوان کامیلا، طنز اجتماعی و ارجاعات به فیلمهایی مانند «برو بیرون»، تحسین شدند، اما فیلمنامه غیرمنسجم و جلوههای ویژه ضعیف نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «اژدهای پدرم» یک انیمیشن فانتزی-ماجراجویی کمدی محصول ۲۰۲۲ به کارگردانی نورا تومی و تولید مشترک نتفلیکس انیمیشن، موکینگبرد پیکچرز و کارتون سالون است که بر اساس رمان کودکان ۱۹۴۸ نوشته روث استایلز گانت ساخته شده. داستان درباره المر الویتور (با صدای جیکوب ترمبلی)، پسری است که به همراه مادرش، دلا (گولشیفته فراهانی)، پس از ورشکستگی مغازه آبنباتفروشیشان در زمان رکود بزرگ، به شهر نِوِرگرین نقلمکان میکنند. المر که با مشکلات مالی و محیط ناآشنا دستوپنجه نرم میکند، پس از فریب خوردن توسط یک گربه سخنگو، به جزیره وحشی فرار میکند تا اژدهایی اسیر به نام بوریس (گاتن ماتاراتزو) را نجات دهد، به امید کسب پول برای مغازه جدید. بوریس، اژدهایی شاد اما ناتوان از پرواز به دلیل بال شکسته و ترس از آب و آتش، با المر همراه میشود تا از طریق لاکپشتی به نام آرتوآ راهی برای نجات جزیره از غرق شدن پیدا کنند. آنها با حیواناتی مانند سایوا، میمونی که در ابتدا خصمانه به نظر میرسد، کروکودیل کورنلیوس، ببرهای خواهر و برادر ساشا و جورج، و کرگدنی به نام آیریس مواجه میشوند. فیلم با انیمیشن دوبعدی خیرهکننده کارتون سالون، موسیقی مایکل و جف دانا، و پیامهایی درباره شجاعت، دوستی و غلبه بر ترس، برای کودکان جذاب است، اما برخی به دلیل داستان ساده و کمبود عمق برای بزرگسالان آن را ضعیفترین اثر کارتون سالون میدانند. این فیلم در ۸ اکتبر ۲۰۲۲ در جشنواره فیلم لندن نمایش داده شد، در ۴ نوامبر ۲۰۲۲ در سینماهای محدود اکران شد و در ۱۱ نوامبر ۲۰۲۲ روی نتفلیکس منتشر شد. در Rotten Tomatoes، ۸۷٪ از ۷۱ نقد با میانگین امتیاز ۷.۲/۱۰ مثبت بود.
خلاصه داستان: فیلم «لیلو و استیچ» یک کمدی ماجراجویی علمی-تخیلی آمریکایی به کارگردانی دین فلایشر کمپ است که بازسازی لایو-اکشن انیمیشن کلاسیک دیزنی در سال ۲۰۰۲ محسوب میشود. داستان درباره لیلو پلکای (مایا کیالوها)، دختری ششساله هاوایی است که پس از مرگ والدینش با خواهر بزرگترش نانی (سیدنی الیزابت آگودونگ) زندگی میکند. نانی که برای حفظ سرپرستی لیلو با مشکلات مالی و نظارت خدمات اجتماعی (با بازی تیآ کارر بهعنوان خانم ککوآ و کورتنی بی. ونس بهعنوان کبرا بابلز) دستوپنجه نرم میکند، تحت فشار است. لیلو که در مدرسه منزوی و مورد آزار همکلاسیهایش قرار دارد، در پناهگاه حیوانات با موجودی آبیرنگ به نام استیچ (با صدای کریس سندرز) دوست میشود، غافل از اینکه او یک بیگانه فراری به نام آزمایش ۶۲۶ است که توسط دکتر جومبا جوکیبا (زک گالیفیاناکیس) خلق شده و تحت تعقیب فدراسیون کهکشانی به رهبری گرند کانسیلوومن (هانا وادینگهام) قرار دارد. استیچ که در ابتدا مخرب است، از طریق دوستی با لیلو معنای خانواده (اوهانا) را میآموزد. این فیلم که در ۲۳ مه ۲۰۲۵ اکران شد، با تصاویر CGI خیرهکننده استیچ، موسیقی الویس پریسلی و فرهنگ اصیل هاوایی، مورد تحسین قرار گرفت، اما برخی تغییرات داستانی، مانند حذف شخصیت گانتو و تبدیل جومبا به آنتاگونیست اصلی، و پایان متفاوت، باعث بحث و انتقاد طرفداران شد. فیلم با بودجه ۱۰۰ میلیون دلار، تا ۱۵ جولای ۲۰۲۵ بیش از ۹۹۶ میلیون دلار در سراسر جهان فروش داشت
خلاصه داستان: فیلم «جگ جگ جیو» یک کمدی-درام خانوادگی هندی به کارگردانی راج مهتا و محصول Dharma Productions است. داستان در پاتیالا رخ میدهد و حول محور دو زوج از نسلهای مختلف میچرخد: کوکو (وارون دهاوان) و نینا (کیارا ادوانی)، زوجی جوان که پس از پنج سال ازدواج در کانادا به فکر طلاق هستند، و پدر و مادر کوکو، بهیم (آنیل کاپور) و گیتا (نیتو کاپور)، که ازدواجی ترتیبدادهشده دارند اما با مشکلات خود روبهرو هستند. در جریان عروسی خواهر کوکو، جینی (پراجاکتا کالی)، رازها و درگیریهای خانوادگی فاش میشود. کوکو و نینا قصد دارند پس از مراسم، طلاق خود را اعلام کنند، اما متوجه میشوند که بهیم نیز قصد جدایی از گیتا را دارد. این فیلم با طنز، موسیقی جذاب مانند «The Punjaabban Song» و پیامهایی درباره ارزشهای خانوادگی و آشتی، در ۲۴ ژوئن ۲۰۲۲ اکران شد و با وجود نقدهایی درباره کلیشهها و ریتم کند نیمه دوم، به دلیل بازیهای قوی، بهویژه آنیل و نیتو کاپور، و ترکیب موفق کمدی و احساسات، مورد تحسین قرار گرفت
خلاصه داستان: فیلم «هکن انیمه» یک درام ژاپنی به کارگردانی کوhei یوشینو است که بر اساس رمانی به همین نام از میزوکی تسوجیمورا ساخته شده. داستان در صنعت رقابتی انیمیشن ژاپن جریان دارد، جایی که عنوان «هکن» به محبوبترین انیمه فصل اعطا میشود. هیتومی سایتو (ریهو یوشیئوکا)، کارگردان تازهکار، اولین انیمه خود به نام «ساندبک: سنگ کاناده» را کارگردانی میکند و با چالشهای متعددی از جمله فشارهای تهیهکننده و تیمش مواجه میشود. در همین حال، چیهارو اوجی (تومویا ناکامورا)، کارگردان باتجربهای که پس از هشت سال بازگشته، با تهیهکننده کایاکو آرشینا (ماچیکو اونو) روی انیمه «جبهه سرنوشت: لیدل لایت» کار میکند. هر دو انیمه در یک تاریخ اکران میشوند و رقابت برای کسب عنوان هکن بالا میگیرد. این فیلم که در ۲۰ مه ۲۰۲۲ اکران شد، با نمایش پشتصحنه صنعت انیمه، شخصیتهای قوی زن، و مضامین تلاش و خلاقیت، تحسین شده، اما برخی آن را به دلیل کلیشههای دراماتیک و ریتم کند نقد کردهاند
خلاصه داستان: فیلم «انتقام بگیر» یک کمدی سیاه-نوجوانانه آمریکایی به کارگردانی جنیفر کیتین رابینسون و نویسندگی مشترک او و سلست بالارد است که با الهام از رمان «غریبهها در قطار» نوشته پاتریشیا هایاسمیت ساخته شده است. داستان در دبیرستان خصوصی رزهیل در میامی رخ میدهد و درباره درِآ (کامیلا مندز)، یک دانشآموز محبوب بورسیهای است که پس از لو رفتن ویدئوی خصوصیاش توسط دوستپسرش مکس (آستین آبرامز)، از اوج محبوبیت به انزوا سقوط میکند. همزمان، النور (مایا هاوک)، دانشآموز جدید و منزوی، که در کودکی به دلیل شایعهای از سوی کاریسا (آوا کاپری) در کمپ تابستانی طرد شده، به دنبال انتقام است. این دو پس از دیدار اتفاقی در کمپ تنیس، تصمیم میگیرند برای گرفتن انتقام از دشمنان یکدیگر همکاری کنند: درِآ علیه کاریسا و النور علیه مکس. داستان با صحنههایی مانند تغییر ظاهر النور، نفوذ او به حلقه دوستان محبوب درِآ، سرقت مواد مخدر از گلخانه کاریسا، و افشای پیامهای مکس در مراسم ولنتاین، به موضوعات انتقام، دوستی و هویت میپردازد. پیچشهای داستانی، از جمله افشای هویت واقعی النور بهعنوان نورا کاتلر، که درِآ در کودکی او را طرد کرده بود، و نقشههای دوگانه آنها، به اوج میرسد. با این حال، به دلیل پیچشهای بیشازحد، داستان قابلپیشبینی و بازیگرانی که برای نقشهای نوجوان بیشازحد بزرگسال به نظر میرسند، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۳/۱۰ در IMDb و ۸۶٪ در Rotten Tomatoes). شیمی بین مندز و هاوک، طنز تیز و ارجاعات به فیلمهای دهه ۹۰ مانند «نیتهای شوم» و «دختران بدجنس» تحسین شدند، اما فیلمنامه شلوغ و فقدان عمق احساسی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «افسوننشده» یک کمدی-موزیکال فانتزی به کارگردانی آدام شنکمن و دنباله فیلم «افسونشده» (2007) است. داستان پانزده سال پس از ازدواج جیزل (امی آدامز) و رابرت (پاتریک دمپسی) رخ میدهد. آنها به همراه مورگان (گابریلا بالداچینو)، که حالا یک نوجوان است، و نوزادشان سوفیا، به دلیل یکنواختی زندگی در منهتن به حومه شهر مونرویویل نقلمکان میکنند تا زندگی افسانهایتری داشته باشند. اما خانه جدید نیاز به بازسازی دارد، رابرت باید برای کارش به شهر رفتوآمد کند، و مورگان در مدرسه جدید احساس غریبگی میکند. جیزل با ملکه محلی، مالوینا مونرو (مایا رودولف)، درگیر میشود و برای حل مشکلات، با استفاده از عصای آرزو که از پادشاه ادوارد (جیمز مارسدن) و ملکه نانسی (ایدینا منزل) از آندالاسیا هدیه گرفته، آرزو میکند که مونرویویل به یک افسانه واقعی تبدیل شود. این آرزو شهر را به مونرولاسیا، یک پادشاهی افسانهای، تبدیل میکند و جیزل بهطور ناخواسته به یک نامادری شرور تبدیل میشود. داستان با صحنههایی مانند آوازخوانیهای موزیکال، رقصهای گروهی، و تلاش مورگان برای نجات خانواده، به موضوعات پذیرش واقعیت، روابط خانوادگی و معنای واقعی خوشبختی میپردازد. با این حال، به دلیل فقدان طنز تند و تیز فیلم اول، آهنگهای فراموششدنی و داستان قابلپیشبینی، نقدهای متوسطی دریافت کرد (امتیاز ۵.۶/۱۰ در IMDb و ۳۸٪ در Rotten Tomatoes). بازی آدامز، طراحی صحنه و حضور کوتاه مارسدن و منزل تحسین شدند، اما داستان شلوغ و جلوههای ویژه ضعیف نقد شدند