خلاصه داستان: نیزفردی خاص، با اراده، پر شور و هیجان است، تحصیلات او در رشته ی معماری است اما به جای کار کردن در حرفه ی خود، کافه ای با نام بونکیس باز می کند. مشکلات خانوادگی او از یک طرف ، مسائل مالی هم از طرف دیگر به او فشار می آورند...
خلاصه داستان:
در این سریال کمدی- فانتزی، شخصیت های داستان کسانی هستند که زندگی های غیرعادی دارند. جوانان نادان، خانمهای مطلقه، دخترانی که در عالم رویا زندگی می کنند، پدر ورشکسته و ...
خلاصه داستان: داستان سریال کمدی شاهزاده این است که بعد از پیروزی در مقابل مجارها، درحالی که شاهزاده از این پیروزی خوشحال بود، فرستاده ای از شمال به قصر می آید . با ندای پادشاه سوئد، شاهزاده راهی یک سفر ماجراجویانه می شود ولی هیچ چیز آنطور که انتظار می رفت، پیش نمی رود...
خلاصه داستان: دورامون به همراه دوستانش برای ملاقات با افراد جدید، ارتباط با مردم از طریق موسیقی و همچنین نجات جهان از یک خطر بزرگ، وارد یک ماجراجویی هیجانانگیز و جذاب میشود و…
خلاصه داستان: امیلیا پرز، فیلمی موزیکال جنایی به کارگردانی ژاک اودیار (Jacques Audiard) است. داستان مردی را روایت میکند که رئیس کارتل مواد مخدر است و دست به عمل تغییر جنسیت میزند. او بعد از سالها با هویت جدید نزد فرزندانش برمیگردد اما خود را یکی از بستگانشان معرفی میکند…
خلاصه داستان: پس از کشف یک بازی اسرارآمیز، یک خانواده به گذشته و به روستایی در دوران قرون وسطی منتقل میشوند، جایی که آنها وارد یک ماجراجویی خطرناک و هیجانانگیز شده و…
خلاصه داستان: زندگی یک دلال آثار هنری به نام اندی گودریچ (با بازی مایکل کیتون)، وقتی همسر دومش او را برای شرکت در یک برنامه توانبخشی 90 روزه به تنهایی با بچههایشان رها میکند، کاملا به هم میریزد. حال گودریچ به دنیای والدین مدرن وارد میشود که اصلا برای آن آماده نیست، اما او به زودی برای حمایت به دختر باردار خود گریس، از ازدواج اولش، تکیه میکند و در نهایت به پدری تبدیل میشود که گریس همیشه آرزو داشته است و…
خلاصه داستان: علی رغم اینکه سان ها، جو وون و هه جون از نظر بیولوژیکی بهم ارتباطی ندارند اما پیوند بسیار نزدیکی با هم دارند و با هم بزرگ شدند. با این حال، پس از رسیدن به بزرگسالی، سان ها و هه جون به دنبال خانواده های بیولوژیکی خود رفتند. آنها پس از ده سال دوباره یکدیگر را ملاقات می کنند…
خلاصه داستان: جانگ ته سو یک جرم شناس افسانه ای در کره است. او یکی از اولین ها در حوزه کاری خود بود و احترام و اعتماد مطلق را در سازمان پلیس به دست آورده است. او مجرد بوده و دخترش را خودش بزرگ می کند. وقتی جانگ ته سو روی یک پرونده قتل کار می کند، متوجه می شود که دخترش در این پرونده نقش دارد. این کشف همه چیز را در باورهای حرفه ای او و رابطه اش با دخترش متزلزل می کند. جانگ ته سو برای محافظت از دخترش تلاش می کند تا حقیقت را فاش کند…
خلاصه داستان: لی سون جه یک هنرپیشه با اعتبار و سابقه بازیگری طولانی است. او سر صحنه یک سریال درام درگیر حادثه ای می شود که در نتیجه آن، توسط مردم به عنوان یک قلدر مورد انتقاد قرار می گیرد. لی سون جه که از این وضعیت در شوک است به جزیره گئوجه پناه می برد. در آنجا با سگی به نام سوفی آشنا می شود که قبلا سگ پلیس بوده. یک روز، صدای واق واق سوفی برای لی سون جه شبیه زبان انسان می شود…