خلاصه داستان: نابرابری، بی عدالتی و درخواستهای دنیا ما برای خیلیها استرس و افسردگی به همراه دارد. در این میان برخی از آنها دست به کارهای عجیبی می زنند. فیلم داستان این انسانهاست. انسانهایی که در برابر رویایی با حقیقت آسیب پذیر بوده و ناگهان دست به کارهایی غیر قابل پیشبینی می زنند...
خلاصه داستان: چهار رفيق ميان سال براي فرار از ملال زندگي روزمره ي خود تصميم مي گيرند با چهار موتور سيکلت از سين سيناتي راهي ساحل اقيانوس آرام در غرب امريکا بشوند. اين چهار رفيق پس از چندي با يک گروه موتور سوار خشن به رهبري «جک» درگير مي شوند...
خلاصه داستان: نوآه، پسر جوانی است که در شب اول با دختر رویاهایش، آوری، به خوبی خوشگذرانی میکند. ولی ناگهان وارد منطقه دوستی با آوری میشود و سه سال آینده را به این فکر میکند که مشکل آن شب چه بود. تا اینکه او شانس غیرمنتظرهای برای تصحیح کردن اشتباه آن شب خود پیدا میکند و با سفر در زمان، برای بدست آوردن دختر رویاهایش دست به کار میشود ...
خلاصه داستان: «جک کامبل» مردی است مجرد و معتاد به کار، که این بخت و فرصت در اختیارش گذاشته می شود تا ببیند اگر در کنار «کیت»، نامزد قدیمی اش می ماند، چه زندگی ای داشت
خلاصه داستان: کنفرانس؛ فیلمی در سبک کمدی ترسناک به کارگردانی پاتریک اکلوند است. گروهی از کارمندان شهرداری برای شرکت در یک کنفرانس دور هم جمع میشوند اما به زودی و با شروع اتهامات فساد مالی، باید اختلافات میان خود را برطرف کنند. در این میان زمانی که یک شخصیت مرموز شروع به قتل شرکتکنندگان میکند، همه چیز تغییر کرده و این کنفرانس به یک کابوس ترسناک برای همگی تبدیل میشود…
خلاصه داستان: این برنامه با اونچه از قبل تو ذهنتون دارین خیلی فرق میکنه. هر آدمی یه داستان متفاوت داره، و هر داستانی جهات متفاوتی. حسن جان کایا اول سخنوران رو انتخاب میکنه و بعد قسمت خندهدار برنامه با سوالهای جالبش بیشتر میشه.
خلاصه داستان: علیرغم کمبود مهارت های مناسب برای نقشش در تیم تحقیقاتی اداره پلیس مرکزی، «ایشیکی توتومارو» میخواهد معمای قتلها را حل کند و به مردم کمک کند. به توصیه یکی از سنپایهای خود، برای دریافت کمک به سراغ «کامونوهاشی رون» گوشهگیر میرود. ۵ سال پیش، رون آیندهدارترین کارآگاه یک آکادمی ممتاز به نام «آکادمی آموزش کارآگاهی بلو» بود. با این حال به دلایلی...
خلاصه داستان: گرچه برای خوشمشربی و دستاوردهای علمیش مورد تحسین قرار میگرفت، دانشآموز دبیرستانی کیوکو هوری وجه دیگهای از خودش رو پنهان میکرد. با والدینی که اغلب برای کار از خونه دورن، هوری مجبوره از برادر کوچکترش مراقبت کنه و کارای خونه رو انجام بده، براش هیچ فرصتی برای معاشرت جدا از مدرسه باقی نذاشته بودن. در همون حال، ایزومی میامورا به عنوان یه اوتاکوی عینکی متفکر دیده میشه، هرچند در واقعیت اون یه آدم مهربونه که توی درس خوندن بیعرضه است. به علاوه اون نه تا پرسینگ مخفی پشت موهای بلندش و یه تتو در امتداد کمر و شونه چپش داره. خیلی اتفاقی، هوری و میامورا به همدیگه برخورد کردن...