خلاصه داستان: زندگی آرام جیووانی، بازاریاب تورینی، همسرش مارگریتا و دخترشان سیلویا با حضور خدمتکارشان روزلا جریان دارد. اما زمانی که رازهای پنهان مربوط به پلتفرم اونلیفنز فاش میشود، رابطهی سیلویا و روزلا به تیرگی میگراید و آرامش و سلسلهمراتب این خانواده دچار بحرانی عمیق و دراماتیک میشود.
خلاصه داستان: در تابستان سال ۱۹۹۸، کاساندر ۱۴ ساله برای فرار از تنشها و فشارهای خانوادگی، به یک باشگاه سوارکاری پناه میبرد. او در این محیط جدید و در میان اسبها، مسیر چالشبرانگیز کشف هویت، استقلال و بلوغ خود را آغاز میکند.
خلاصه داستان: خانواده چالمرز-دیویس برای جشن گرفتن کریسمس و کشف ریشههای رزا به کلمبیا سفر میکنند، اما این سفر خانوادگی به سرعت به یک ماجراجویی پر هرجومرج و کمدی تبدیل میشود. با حضور نوزاد جدید و اتفاقات غیرمنتظره، آنها کریسمسی کاملاً متفاوت و پر از لحظات شاد و دراماتیک را تجربه میکنند.
خلاصه داستان: در دهه ۱۹۹۰ در جمهوری چک، کارولینای ۱۳ ساله با صدایی استثنایی به یک گروه کر دخترانه مشهور میپیوندد. اما توجه ویژه رهبر گروه به او، به تدریج ابعاد تاریک و سوءاستفادهگرانهای از قدرت را آشکار میکند. این درام روانی و موزیکال که بر اساس داستانی واقعی ساخته شده، مرز باریک میان جاهطلبی و قربانی شدن را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم «بنگر!» داستان زوجی را روایت میکند که در بحبوحه فروپاشی زندگی مشترکشان، با ظهور موجودی شرور و ماوراءطبیعی در خانه خود مواجه میشوند. این اثر با تلفیق درام عاطفی و وحشت، تلاش آنها را برای بقا در برابر این نیروی تاریک به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: دکتر نابرگر، بدترین روانپزشک جهان، به همراه یک دانشجوی روانشناسی به نام گریگ وارد سفری پر از شوخی و اتفاقات غیرمنتظره میشود. در این مسیر، هر بیمار جدیدی که به آنها مراجعه میکند، عجیبترین و فراموشنشدنیترین جلسات درمانی تاریخ را تجربه خواهد کرد.
خلاصه داستان: رویاهای سایمون در مدرسه حقوق با ملاقات او با مکس در جریان اعتراض محو می شود. سبک زندگی آنارشیستی او از افراط و فریب، قبل از اینکه بتواند مسیر مخربی را که در آن قرار دارد تشخیص دهد، او را به دام می اندازد.
خلاصه داستان: یک زوج فقیر کامیونی رهاشده را در مسیر خانه خود پیدا میکنند که درون آن مردی زخمی و کیفهایی سرشار از پول قرار دارد. تصمیم وسوسهانگیز آنها برای تصاحب این ثروت بادآورده، پای پلیس و جنایتکاران بیرحم را به زندگیشان باز کرده و آنها را وارد بازی مرگباری برای بقا میکند.
خلاصه داستان: دیزی، یک ناظر محتوای شبکههای اجتماعی، پس از تماشای ویدیویی از یک جنایت وحشیانه، وارد مسیری تاریک و خطرناک برای اجرای عدالت میشود. اما این تعقیب جنونآمیز، روان او را تا مرز فروپاشی پیش میبرد و او را به همان چیزی تبدیل میکند که سعی در نابودیاش داشت.
خلاصه داستان: در دنیایی که لبخند زدن به یک اجبار اجتماعی تبدیل شده است، زنی جوان برای کشف حقیقت تاریک پشت این نقابهای مصنوعی، سفری هیجانانگیز را آغاز میکند تا معنای واقعی شادی و آزادی را باز یابد.