خلاصه داستان: فیلم آخرین ایستادگی ساخته سال ۲۰۱۳ به کارگردانی کیم جی-وون با بازی آرنولد شوارتزنگر در نقش شريف ری اووس، جانی کناکل و فارست ویتاکر، داستان مرد شريفي را روايت ميکند که در شهر کوچک سامورست در مرز آمريکا و مکزيک مستقر است و براي جلوگيري از عبور يک قاچاقچي مواد مخدر بيرحم به نام گابriel کورتز (با بازي لو دايموند فيليپس) که با يک شيشه ضدگلوله فوقپيشرفاده فرار ميکند، پليسي نيمهتعريفشده را به پليسي تماموقت تبديل ميکند و يک نبرد حماسي و پر از اکشن را در مقابل ارتش قاچاقچيان رقم ميزند.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۲۲، فیلم اکشن «حمل و نقل گمشده» به کارگردانی مایکل میلیکینز با بازی کیت باسورث در نقش مارشال کیت فریس، مارک وبر و دوریان میسیک، داستان زنی سرسخت را روایت میکند که مسئول انتقال زندانیان خطرناک از طریق اتوبوسی محافظتشده است؛ اما پس از حمله ناگهانی و سقوط اتوبوس در بیابان، کیت باید با زندانیان خشن متحد شود تا از دست مهاجمان مرموز جان سالم به در ببرد و راز پشت حمله را کشف کند.
خلاصه داستان: فیلم سینمایی «سنگ صبر» (۲۰۱۲) به کارگردانی عتیق رحیمی با بازی برجسته گلشیفته فراهانی در نقش اصلی، داستان زنی افغان را در بستر جنگهای داخلی روایت میکند که شوهرش را در حالت کما رها کرده و او را چون سنگ صبری کهن میبیند؛ او همه رازها، دردهای پنهان، تجربیات جنسی و خیانتهای زندگیاش را برای مرد بیجواب میگوید و در این فرآیند به آزادی و خودآگاهی میرسد، در حالی که تهدید جنگ و مردان جامعه او را احاطه کرده است.
خلاصه داستان: در فیلم «این والتز را بپذیر» ساخته سارا پولی در سال ۲۰۱۱، میشل ویلیامز در نقش مارگارت، نویسندهای جوان که با همسر شوخطبعش گِرِگ (ست روگن) زندگی آرامهای در اتاوا دارد، ظاهر میشود؛ اما در سفری کاری با همسایه جذاب و مرموزش دانیل (لوک کیربی) آشنا شده و درگیر کشمکش عاطفی شدیدی میان عشق پایدار و هیجان وسوسهانگیز جدید میگردد، فیلمی عمیق درباره روابط عاشقانه، خیانت و جستجوی شادی واقعی.
خلاصه داستان: در فیلم «شمشیر تباهی» (۱۹۶۶) به کارگردانی کینجی فوکاساکو، تتسویا ناکادایی در نقش رای کوسابورو، شمشیرزنی بیرحم و روانپریش ظاهر میشود که با فلسفهای تاریک و بدون هیچ حس پشیمانی، افراد بیگناه را قتل میکند؛ او ابتدا معشوقه عمویش را به قتل میرساند و سپس درگیر رقابتهای شمشیربازی و ماجراهای پیچیدهای میشود که به جنون کامل و نابودیاش منجر میگردد، در حالی که میچیو تاکاهاشی و دیگران نقشهای کلیدی را ایفا میکنند و فیلم به کاوش در تاریکی روح انسان میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم «تری» (۲۰۱۱) به کارگردانی آزان هاروی، داستان نوجوانی چاق و منزوی به نام تری (جیکوب اسکات) را روایت میکند که در دبیرستان با مشکلات نوجوانی، قلدری و مسائل عاطفی دستوپنجه نرم میکند؛ مدیر مدرسهاش بود (جان هاس)، معلمش و دوستان عجیب و غریبش مانند پاتریک و هایدی به او کمک میکنند تا اعتمادبهنفس پیدا کند، روابط اجتماعی برقرار سازد و لحظات خندهداری از دوستی و پذیرش خود را تجربه کند. این کمدی-درام دلنشین با بازی کری الوز و الکساندر پین، بر چالشهای واقعی نوجوانی تمرکز دارد و پیامی الهامبخش درباره رشد شخصی ارائه میدهد.
خلاصه داستان: فیلم تاراس بولبا (۱۹۶۲) به کارگردانی جی. لی تامپسون با بازی تونی کرتیس در نقش تاراس بولبا، یول برینر و کریستین کافمن، اقتباسی حماسی از رمان نیکولای گوگول است که داستان رهبر کازاک اوکراینی تاراس بولبا و دو پسر جوانش را در قرن شانزدهم روایت میکند؛ جایی که آنها درگیر جنگی خونین با لهستانیها میشوند، عشق ممنوعه یکی از پسران به دختری لهستانی منجر به خیانت و فاجعه میگردد و تاراس برای حفظ افتخار قبیلهاش دست به اقدامات بیرحمانهای میزند.
خلاصه داستان: پرونده آیپکرس (۱۹۶۵)، فیلمی کلاسیک جاسوسی به کارگردانی سیدنی جی. فوری با بازی مایکل کین در نقش هری پالمر، مأمور مخفی زیرک و غیرمتعارف MI5 است. داستان بر اساس رمانی از لن دیگتون، حول ناپدید شدن ناگهانی تعدادی از دانشمندان برجسته بریتانیایی میچرخد و پالمر را وارد ماجرایی پرپیچوخم از توطئههای بینالمللی، جاسوسی شوروی، روشهای شستشوی مغزی پیشرفته و تعقیبوگریزهای نفسگیر در لندن میکند، جایی که او با چالشهای官僚اتیک و خطرات مرگبار روبرو میشود تا راز پرونده IPCRESS را افشا کند.
خلاصه داستان: فیلم اعترافات به کارگردانی تتسویا ناکاشیما در سال ۲۰۱۰، با بازی درخشان تاکاکو ماتسو، ماساکی سوگاوارا و یوئیچی آیونو، داستان تکاندهنده معلمی تنها را روایت میکند که دختر چهارسالهاش در مدرسه توسط دو دانشآموز کشته شده است؛ او با بازگشایی وحشتناک در کلاس درس، زنجیرهای از انتقامهای پیچیده و روانی را علیه قاتلان و اطرافیانشان آغاز میکند و رازهای تاریک نوجوانی را افشا میسازد.
خلاصه داستان: در فیلم همه چیز باید برود (۲۰۱۰) به کارگردانی دن هاف، ویل فرل در نقش نیک هویلر، فروشندهای الکلی و افسرده ظاهر میشود که پس از اخراج ناگهانی از شرکت و ترک شدن توسط همسرش، تمام وسایل خانهاش را جلوی چمنزار میریزد و مجبور میشود آنها را بفروشد تا از ورشکستگی نجات یابد. در این میان، او با همسایههای جدیدی مانند یک پسربچه تنها (الکس شلزینگر) و زنی باردار (ربکا هال) آشنا میشود و از طریق تعاملات طنزآمیز و احساسی با آنها، با گذشتهاش روبرو شده و به دنبال بازسازی زندگیاش میگردد؛ کریستوفر والتز نیز در نقش همکار سابقش ایفای نقش میکند.