خلاصه داستان: فیلم «پنجم سپتامبر» یک درام تاریخی-ورزشی آلمانی به کارگردانی تیم فهلباوم است که وقایع گروگانگیری ورزشکاران اسرائیلی در المپیک ۱۹۷۲ مونیخ را از دیدگاه تیم خبری ABC Sports روایت میکند. داستان بر جف (جان ماگارو)، گزارشگر تازهکار، و رئیسش، روون آرلج (پیتر سارسگارد)، متمرکز است که در ابتدا قصد پوشش بازیهای المپیک را داشتند. اما وقتی گروه فلسطینی «سپتامبر سیاه» ۱۱ ورزشکار اسرائیلی را گروگان میگیرد، تیم خبری در اتاق کنترلی پرتنش، بهسرعت پوشش زندهای را برای میلیونها بیننده در سراسر جهان آماده میکند. آنها با ماریان (لئونی بنش)، مترجم آلمانی، همکاری میکنند تا مذاکرات میان گروگانگیرها، پلیس آلمان و مقامات اسرائیلی را رمزگشایی کنند. فیلم با بازسازی دقیق فضای دهه ۷۰، به موضوعات اخلاق رسانهای، فشارهای ژورنالیستی و تأثیرات جهانی این تراژدی میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم «قابل نجات» یک درام جنایی-ورزشی بریتانیایی به کارگردانی بیورن فرانکلین و جانی مارچتا است. داستان درباره سال «گاو نر» (توبی کبل)، بوکسوری میانسال است که در شهری کوچک و افسرده، با رویاهای محوشده و رابطهای شکننده با دختر نوجوانش، مولی (کیلا لرد کسیدی)، دستوپنجه نرم میکند. او که در یک مرکز نگهداری سالمندان کار میکند، در رینگ بوکس و زندگی شخصیاش در حال شکست است. وقتی وینس (شیا لابوف)، دوست قدیمی و خلافکارش، پس از آزادی از زندان بازمیگردد، پیشنهادی خطرناک برای بوکس غیرقانونی به سال میدهد. سال باید بین این فرصت برای بازگشت به اوج یا حفظ رابطه با مولی یکی را انتخاب کند. فیلم با فضایی غمانگیز و بازی قدرتمند کبل، به موضوعات خانواده، رستگاری و مبارزه با محدودیتهای زندگی میپردازد، هرچند گاهی بین درام خانوادگی و جنایی تعادل را از دست میدهد.
خلاصه داستان: فیلم «راست» یک وسترن آمریکایی به کارگردانی و نویسندگی جوئل سوزا است. داستان در وایومینگ دهه ۱۸۸۰ جریان دارد و درباره لوکاس هالیستر (پاتریک اسکات مکدرموت)، پسری ۱۳ ساله است که پس از مرگ والدینش، بههمراه برادر کوچکترش جیکوب، برای بقا تلاش میکند. لوکاس بهطور تصادفی یک دامدار محلی را میکشد و به اعدام محکوم میشود. هارلند راست (الک بالدوین)، پدربزرگ غریبه و قانونشکن او، وی را از زندان نجات داده و بهسمت مکزیک فرار میکنند. آنها در این مسیر با مارشال مصمم، وود هلم (جاش هاپکینز)، و شکارچی جایزهبگیر بیرحم، فنتون «واعظ» لنگ (تراویس فیمل)، مواجه میشوند. هارلند برای نجات لوکاس خود را تسلیم وود میکند، اما به دلیل جراحاتش میمیرد و اعدام میشود، در حالی که لوکاس به مکزیک میرسد تا با جیکوب و خالهاش، که پشت نقشه نجات بود، زندگی کند. فیلم با تصاویر خیرهکننده هالینا هاچینز و تمهای خانوادگی، خشونت و رستگاری، تحت تأثیر تراژدی مرگ هاچینز در صحنه فیلمبرداری قرار گرفته است.
خلاصه داستان: فیلم «رورسی» یک درام عاشقانه-علمیتخیلی مالزیایی به کارگردانی آدریان ته است. داستان درباره عاکید (بتو کسیاری)، مذاکرهکننده پلیسی است که توانایی سفر در زمان را از پدرش به ارث برده، اما هر بار که به گذشته بازمیگردد، بخشی از عمرش را از دست میدهد. او که به عنوان یک سفرکننده زمانی در ماموریتهایش موفق است، با سارا (شیقین کمال)، مربی آیکیدو، آشنا شده، عاشقش میشود و با او ازدواج میکند. اما وقتی تراژدی خانوادهاش را نابود میکند، عاکید با وجود هزینه سنگین، بارها به گذشته بازمیگردد تا سرنوشت را تغییر دهد. هر تلاش او عواقب غیرمنتظرهای به دنبال دارد و عاکید را مجبور میکند با درد، پشیمانی و پذیرش واقعیت روبهرو شود. فیلم با تمرکز بر عشق، خانواده و فداکاری، داستانی احساسی و تأملبرانگیز ارائه میدهد.
خلاصه داستان: فیلم «ملکه رینگ» یک درام ورزشی-بیوگرافیک آمریکایی به کارگردانی اش آویلدسن است که زندگی میلدرد برک (امیلی بت ریکاردز)، کشتیگیر حرفهای زن پیشگام، را روایت میکند. در دورانی که کشتی زنان در بسیاری از ایالات آمریکا غیرقانونی بود، میلدرد، مادری مجرد از شهری کوچک، با استقامت و شجاعت وارد این ورزش مردانه میشود. او با غلبه بر تبعیض، رقبا و مشکلات شخصی، از جمله رابطه پیچیده با مدیر و همسر سابقش بیلی وولف (جاش لوکاس)، به اولین ورزشکار زن میلیون دلاری تاریخ و طولانیترین قهرمان کشتی تبدیل میشود. فیلم با حضور کشتیگیرانی مثل تونی استورم و کمیل، به موضوعات پشتکار، شکستن موانع جنسیتی و توانمندسازی زنان میپردازد و با طراحی صحنه و لباسهای دقیق، حالوهوای دهههای ۱۹۳۰ تا ۱۹۵۰ را بازسازی میکند.
خلاصه داستان: فیلم «ملکه رینگ» یک درام ورزشی-بیوگرافیک آمریکایی به کارگردانی اش آویلدسن است که زندگی میلدرد برک (امیلی بت ریکاردز)، کشتیگیر حرفهای زن پیشگام، را روایت میکند. در دورانی که کشتی زنان در بسیاری از ایالات آمریکا غیرقانونی بود، میلدرد، مادری مجرد از شهری کوچک، با استقامت و شجاعت وارد این ورزش مردانه میشود. او با غلبه بر تبعیض، رقبا و مشکلات شخصی، از جمله رابطه پیچیده با مدیر و همسر سابقش بیلی وولف (جاش لوکاس)، به اولین ورزشکار زن میلیون دلاری تاریخ و طولانیترین قهرمان کشتی تبدیل میشود. فیلم با حضور کشتیگیرانی مثل تونی استورم و کمیل، به موضوعات پشتکار، شکستن موانع جنسیتی و توانمندسازی زنان میپردازد و با طراحی صحنه و لباسهای دقیق، حالوهوای دهههای ۱۹۳۰ تا ۱۹۵۰ را بازسازی میکند.
خلاصه داستان: فیلم «حضور» یک تریلر روانشناختی-ترسناک آمریکایی به کارگردانی استیون سودربرگ و نویسندگی دیوید کوپ است. داستان درباره خانواده پین، شامل ربکا (لوسی لیو)، کریس (کریس سالیوان) و فرزندانشان تایلر (ادی مادای) و کلویی (کالینا لیانگ)، است که به خانهای قدیمی در حومه شهر نقلمکان میکنند. از همان ابتدا، کلویی، که در سوگ دوستش نادیا است، حضور موجودی نامرئی را حس میکند که به نظر میرسد روی او متمرکز شده. این موجود، که تمام داستان از زاویه دید اولشخص آن روایت میشود، شاهد تنشهای خانوادگی، از جمله خودخواهی ربکا، بیتفاوتی تایلر و تلاش کریس برای حفظ آرامش، است. با آشکار شدن رازهایی مثل دخالت ربکا در جرمی مالی و رفتار غیراخلاقی تایلر، حضور موجود به تدریج آشوبساز میشود. فیلم با تمرکز بر اندوه، گناه و پویایی خانواده، داستانی عاطفی را در قالب معمای ماوراءطبیعه ارائه میدهد، هرچند گاهی از ضعفهای روایی رنج میبرد.
خلاصه داستان: فیلم «پارتنوپی» یک درام فانتزی ایتالیایی-فرانسوی به کارگردانی پائولو سورنتینو است. داستان درباره پارتنوپی (سلسته دالا پورتا)، زنی زیبا و مرموز است که در سال ۱۹۵۰ در آبهای ناپل متولد میشود و نامش را از سیرن اسطورهای که ناپل به نام اوست، میگیرد. او در جوانی، که تابستانهای طولانیاش را در ناپل و کاپری میگذراند، با شیفتگی دیگران از جمله برادرش ریموندو (دانیله رینزو) و دوستش ساندینو (داریو آیتا) روبهرو میشود. پارتنوپی، دانشجوی باهوش انسانشناسی، با استادش دووتو ماروتا (سیلویو اورلاندو) رابطهای عمیق برقرار میکند و با شخصیتهایی مثل جان چیور (گری اولدمن)، نویسنده آمریکایی، و گرتا کول (لوئیزا رانیری)، بازیگر ناپلی، آشنا میشود. او که بین بازیگری و تحصیل مردد است، با عشق، تراژدی و آیینهای عجیب مثل معجزه خون سن جنارو مواجه میشود. فیلم با تصاویری خیرهکننده، به کاوش در زیبایی، عشق و معنای زندگی میپردازد، هرچند گاهی فاقد عمق داستانی است.
خلاصه داستان: فیلم «اودسا» یک موزیکال پسا-آخرالزمانی آمریکایی به کارگردانی جرمی جاسپر است که بازخوانی افسانه اورفئوس و اوریدیس را روایت میکند. اودسا (سیدی سینک)، دختری روستایی، پس از مرگ مادرش با گیتار افسانهای پدرش، ویلا، به شهر خطرناک ساتیلایت سیتی سفر میکند تا سرنوشتش را بیابد. در این دنیای آلوده به پلازما، مادهای سمی شبیه نفت، پلوتونوویچ (موری بارتلت)، رسانهها را از جزیره خصوصی «آندرورلد» کنترل میکند و مخالفان را برای سرگرمی شکنجه میدهد. گیتار اودسا دزدیده میشود و او با یوری درویش (کلوین هریسون جونیور)، خوانندهای گرفتار، آشنا شده و عاشقش میشود. آنها با نئون دیون (رجینا هال)، مجری خشن، و پلوتونوویچ مواجه میشوند. اودسا برای نجات یوری، که به دلیل توهین به پلوتونوویچ به آندرورلد فرستاده شده، در مسابقهای شرکت میکند و با آوازش «منتخب» میشود، اما آرزوی بازگشت یوری به بهای از دست دادن او و نابودی شبکه پلازما تمام میشود. فیلم با موسیقی پرشور و تصاویر پرجنبوجوش، به موضوعات عشق، مقاومت و آزادی میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم «پسران نیکل» یک درام تاریخی آمریکایی به کارگردانی رامل راس و اقتباسی از رمان برنده جایزه پولیتزر کولسون وایتهد است. داستان در فلوریدای دهه ۱۹۶۰ و در دوران قوانین جیم کرو جریان دارد و درباره الوود کورتیس (اتان هریس)، نوجوانی سیاهپوست و آرمانگراست که به دلیل اشتباه بیگناهانهای به اصلاحگاه خشن نیکل آکادمی فرستاده میشود. او در آنجا با ترنر (برندون ویلسون)، نوجوانی بدبین که راههای بقا را میداند، آشنا شده و دوستی عمیقی شکل میدهند. الوود با الهام از سخنرانیهای مارتین لوتر کینگ، به انسانیت خود چنگ میزند، در حالی که با خشونت و نژادپرستی سیستماتیک مبارزه میکند. فیلم با سبک بصری اولشخص، که از دیدگاه الوود و ترنر روایت میشود، تجربهای تأثیرگذار از دوستی، مقاومت و امید در برابر بیعدالتی ارائه میدهد و از مدرسه واقعی دوزیر الهام گرفته شده است.