خلاصه داستان: فیلم «دروپ» یک تریلر روانشناختی آمریکایی است که داستان ویولت گیتس (مگان فاهی)، مادر بیوهای را دنبال میکند که پس از مرگ همسرش بلیک، برای اولین قرار ملاقات خود بعد از سالها به رستورانی مجلل در شیکاگو میرود. او با هنری کمپبل (برندون اسکلنار)، عکاسی جذاب که از طریق اپلیکیشن دوستیابی با او آشنا شده، ملاقات میکند. اما شادی اولیه به سرعت به وحشت تبدیل میشود وقتی ویولت پیامهایی ناشناس از طریق «دیجیدراپ» دریافت میکند که از آزارهای ساده به تهدیدهای مرگبار علیه پسرش توبی و خواهرش جن تبدیل میشوند. او دستور میگیرد که به هیچکس چیزی نگوید و در نهایت باید هنری را بکشد، وگرنه خانوادهاش در خطرند. این فیلم که در SXSW 2025 به نمایش درآمد، با فضایی پرتنش و کارگردانی کریستوفر لندون، ترکیبی از معما، هیجان و دسیسههای عاشقانه را ارائه میدهد.
خلاصه داستان: فیلم «رمزگشایی» یک درام تاریخی و جاسوسی چینی است که در دهه ۱۹۴۰ میلادی جریان دارد. داستان درباره رونگ جینژن (لیو هائوران)، نابغه ریاضی با ویژگیهای اوتیسم است که بهطور اتفاقی با حل یک مسئله پیچیده، توجه مقامات را جلب میکند. او به واحد مخفی ۷۰۱ استخدام میشود تا کدهای دشمن، از جمله «کد بنفش»، را رمزگشایی کند. رونگ تحت فشار جنگ چین و ژاپن، جنگ داخلی کمونیستها و رقابت با استادش، یان لیزویچ (جان کازاک)، درگیر یک نبرد فکری و روانی میشود. این فیلم که بر اساس رمان «رمزگشایی» نوشته مای جیا ساخته شده، با رویاها و توهمات رونگ و جلوههای بصری خیرهکننده، داستان جاسوسی، نبوغ و فداکاری را در پسزمینهای از جنگ و سیاست روایت میکند.
خلاصه داستان: سریال «ده جو یونگ» یک درام تاریخی کرهای است که زندگی ده جو یونگ (چوی سو-جونگ)، بنیانگذار پادشاهی بالهه، را از تولد تا مرگ به تصویر میکشد. داستان از قرن هفتم و جنگ بین گوگوریو و سلسله تانگ آغاز میشود. پس از سقوط گوگوریو به دلیل اختلافات داخلی و اتحاد تانگ و شیلا، مردم گوگوریو آواره میشوند. در این میان، ده جو یونگ، که با نام مستعار «گدونگ» (پسر سگ) بهعنوان برده بزرگ شده، با شجاعت و هوش خود برای احیای ملت گوگوریو و تأسیس بالهه مبارزه میکند. او در برابر دشمنانی مثل یی هه-گو (جونگ بو-سوک) و برای عشق چو-رین (پارک یه-جین) و سوک-یونگ (هونگ سو-هیون) میجنگد. این سریال ۱۳۴ قسمتی با صحنههای نبرد عظیم، مثل محاصره قلعه آنسی، و داستانهای عاشقانه و سیاسی، حماسهای از شجاعت و فداکاری را روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلم «انفجار قطار سریعالسیر» یک تریلر اکشن ژاپنی است که دنبالهای بر فیلم «قطار سریعالسیر» (1975) محسوب میشود. داستان درباره قطار شینکانسن هایابوسا شماره ۶۰ است که از شینآئوموری به سمت توکیو حرکت میکند. مدت کوتاهی پس از حرکت، تماسی ناشناس به مرکز کنترل شینکانسن اطلاع میدهد که بمبی در قطار جاسازی شده و اگر سرعت قطار به زیر ۱۰۰ کیلومتر در ساعت برسد، منفجر خواهد شد. بمبگذار با انفجار یک قطار باری، ادعایش را اثبات میکند و ۱۰۰ میلیارد ین باج میخواهد. کازویا تاکایچی (تسویوشی کوساناگی)، مسئول قطار، همراه با خدمه و پلیس توکیو در رقابتی با زمان تلاش میکنند تا مسافران را نجات دهند، در حالی که با چالشهای فنی، آشوب مسافران و توطئههای سیاسی مواجه میشوند. این فیلم با جلوههای بصری واقعی و همکاری شرکت راهآهن شرق ژاپن، ترکیبی از اکشن، هیجان و همکاری تیمی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم «بریجت جونز: دیوانه پسر» یک کمدی رمانتیک است که بر اساس رمان هلن فیلدینگ ساخته شده. بریجت جونز (رنه زلوگر)، اکنون بیوه و مادر دو فرزند، چهار سال پس از مرگ همسرش مارک دارسی در یک ماموریت بشردوستانه، تلاش میکند زندگی و عشق را از نو آغاز کند. او با حمایت دوستان وفادارش و حتی معشوق سابقش، دنیل کلیور (هیو گرانت)، به دنیای دوستیابی مدرن و اپلیکیشنها قدم میگذارد. بریجت بین دو خواستگار گرفتار میشود: راکستر (لئو وودال)، یک مرد جوان پرشور، و آقای والاکر (چیوتل اجیوفور)، معلم علوم پسرش که شخصیتی جدیتر دارد. این فیلم با طنزی شیرین، نوستالژی و عمق احساسی، داستان غم، استقامت و شروعی دوباره را روایت میکند.
خلاصه داستان: «باب ترِوینو اینو دوست داره» یه فیلم کمدی-درام آمریکاییه به کارگردانی و نویسندگی تریسی لیمون که بر اساس تجربه شخصی خودش ساخته شده. داستان درباره لیلی ترِوینو (باربی فریرا)، یه زن ۲۵ ساله تنهاست که تو یه شهر کوچیک تو کنتاکی شمالی بهعنوان پرستار دافنه (لورن اسپنسر)، یه زن مبتلا به دیستروفی عضلانی، کار میکنه. لیلی که از بچگی مادرشو از دست داده و حالا از پدر خودخواه و غایبش، باب ترِوینو (فرنچ استوارت)، طرد شده، دنبال ارتباط خانوادگیه. بعد از یه دعوا با پدرش، لیلی تو فیسبوک دنبالش میگرده و به اشتباه با یه باب ترِوینو دیگه (جان لگوئیزامو)، یه مدیر ساختوساز تنها تو ایندیانا که عزادار از دست دادن پسرشه، دوست میشه. این دو از طریق چت آنلاین و بعد دیدار حضوری، یه دوستی غیرمنتظره شکل میدن که به هردوشون کمک میکنه زخمهای عاطفیشونو التیام بدن. فیلم با ۱ ساعت و ۴۳ دقیقه، پر از طنز، لحظات احساسی و کاوش تو تنهایی، خانواده انتخابی و شفای عاطفیه. این فیلم تو ۹ مارس ۲۰۲۴ تو جشنواره SXSW اکران شد و جایزه بزرگ هیئت داوران و جایزه تماشاگران رو برد
خلاصه داستان: «کیف سیاه» یه فیلم جاسوسی-هیجانی آمریکاییه به کارگردانی استیون سودربرگ و نویسندگی دیوید کپ. داستان درباره جورج وودهوس (مایکل فاسبندر)، مأمور اطلاعاتی بریتانیاییه که تو مرکز امنیت سایبری ملی لندن کار میکنه. وقتی همسرش، کاترین (کیت بلانشت)، که خودش هم یه مأمور افسانهایه، مظنون به خیانت به کشور میشه، جورج مأمور میشه تا حقیقت رو کشف کنه. این مأموریت جورج رو تو یه دوراهی سخت قرار میده: وفاداری به ازدواجش یا به کشورش. فیلم با ۱ ساعت و ۳۳ دقیقه، پر از دیالوگهای تند، پیچشهای داستانی، طنز خشک و فضای پرتنش جاسوسیه که به روابط شخصی و خیانت تو دنیای جاسوسی میپردازه. بازیگرای مکمل مثل رژه-ژان پیج (سرهنگ جیمز استوکس)، ماریسا آبلا، نائومی هریس (دکتر زوئی وان)، تام برک و پیرس برازنان، عمق بیشتری به داستان میدن.
خلاصه داستان: «۱۱ یاغی» یه فیلم اکشن-درام-تاریخی سامورایی ژاپنی به کارگردانی کازویا شیرایشیه که تو سال ۲۰۲۴ اکران شد. داستان تو سال ۱۸۶۸، در جریان جنگ بوشین، خونینترین جنگ تاریخ ژاپن، جریان داره. قبیله شیباتا تو نیگاتا به نیروهای شوگونسالاری خیانت میکنه و به ارتش امپراتور میپیونده. یه گروه ۱۱ نفره از جنایتکارای محکوم به مرگ، به رهبری ماسا (تاکایوکی یامادا)، یه دهقان که بهخاطر گرفتن انتقام تجاوز به همسرش زندانی شده، مأموریت پیدا میکنن تا یه قلعه کوهستانی رو در برابر ارتش امپراتوری دفاع کنن، با وعده آزادی در صورت موفقیت. این گروه، که شامل شخصیتهای متنوعی مثل آکانی (اوکون اونوئه)، قمارباز، و ناتسو (ریحو سایاشی)، یه زن ستمدیدهست، با واشیو (تایگا ناکانو)، سامورایی وفادار قبیله شیباتا، همراه میشن. با فاش شدن خیانتها و درگیری منافع قبیله شیباتا، شوگونسالاری و دولت جدید، این گروه باید بین بقا و شرافت انتخاب کنه. فیلم با ۲ ساعت و ۳۵ دقیقه، پر از صحنههای اکشن خونین، شمشیربازی، انفجارهای بدوی و داستانهای شخصی مثل انتقام و حفظ نسل ساموراییهاست.
خلاصه داستان: «دپارتمان کیو» یه سریال جنایی-روانشناختی اسکاتلندیه که توسط اسکات فرانک و چندنی لاخانی ساخته شده و اقتباسی از رمانهای جنایی یوسی آدلر-اولسن، نویسنده دانمارکیه. داستان درباره کارل مورک (متیو گود)، کارآگاه سابق برجسته ادینبوروه که بعد از یه حمله مسلحانه که باعث فلج شدن همکارش، جیمز هاردی (جیمی سایوز)، و مرگ یه پلیس دیگه شد، گرفتار عذاب وجدان شده. کارل بعد از مرخصی طولانی، به یه واحد جدید به اسم دپارتمان کیو تو زیرزمین اداره پلیس منتقل میشه که برای حل پروندههای سرد (بستهشده) تشکیل شده، اما در واقع یه ترفند تبلیغاتی برای پوشوندن مشکلات پلیسه. کارل به همراه آکرم سلیم (الکسی مانوِلوف)، یه پلیس سوری مهاجر که تو بخش آیتی کار میکنه، و رز دیکسون (لیا برن)، یه افسر جوان کنار گذاشتهشده، شروع به بررسی پرونده گم شدن مریت لینگارد (کلویی پیری)، یه دادستان سرسخت که چهار سال پیش غیبش زده، میکنه. سریال با ۹ قسمت تو فصل اول، پر از تعلیق، دیالوگهای تند و کاوش تو آسیبهای روانی و فساد نهادیه که داستان کارل و مریت رو با فلشبکها بهم گره میزنه.
خلاصه داستان: داستان سریال درباره وکیل و بازپرسیست که پس از باز شدن یک پرونده قتل، با یکدیگر آشنا می شوند. آنها باید در کنار یکدیگر کار کنند تا قاتل را بیابند. این مسئله باعث ایجاد نقطه ای غیرقابل بازگشت در زندگی شان می شود.