خلاصه داستان: شینیچی ایزومی، دانش آموز دبیرستانیست که در محله ای آرام در توکیو زندگی می کند. زمانیکه موجوداتی به نام انگل، به زمین می آیند، زندگی او برای همیشه تغییر می کند. انگل ها از طریق گوش و بینی انسان ها وارد می شوند و مغزشان را اشغال می کنند. شب هنگام، زمانیکه شینیچی به خواب می رود، انگلی به نام میگی که میخواهد وارد سرش شود ولی وقتی به دلیل وجود هدفون...
خلاصه داستان: این سریال داستان امید و رویاهای یک خانواده ی مهاجر کرهای را در چهار نسل به تصویر میکشد که در تلاش برای زنده ماندن وطن خود را ترک می کنند…
خلاصه داستان: «آقای ربات» در مورد برنامه نویسی جوان به اسم "الیوت" می باشد که با هک کردن مردم با آنها ارتباط برقرار می کند. او از توانایی های خودش به عنوان اسلحه ای برای حفاظت از کسانی که برایش مهم هستند استفاده میکند، اما ناگهان خودش را بین شرکت امنیتی ای که آنجا کار میکند و دنیای زیرزمینیِ هکرها که وی ...
خلاصه داستان: برای نجات یکی از اعضای خانواده ربوده شده، یک سرمایه دار مبل سازی مبتکر باید از عملیات مخفیانه قاچاق الماس خود برای انتقال اسلحه به آن سوی مرز استفاده کند.
خلاصه داستان: این سریال داستان زندگی سه خواهر را نشان میدهد که در فقر بزرگ شده اند و اکنون درگیر پرونده ای می شوند که آنها را به مبارزه با ثروتمندترین و تاثیرگذارترین خانواده در کره سوق می دهد…
خلاصه داستان: داستان سریال زندگی نامه و شرح وقایع فردی به نام ناکی تامپسون ، به طور حتمی اوفرمانروا و بزرگترین گنگستر های آتلانتیک سیتی است که میانه روی شیوه ی اوست ...
خلاصه داستان: نسل پس از جنگ داخلی خانواده داتون به تگزاس سفر میکنند و به قطار واگنی میپیوندند که سفر سختی را به سمت غرب به اورگان انجام میدهد، قبل از اینکه در مونتانا مستقر شوند تا در نهایت به مزرعه یلواستون تبدیل شوند.
خلاصه داستان: جونگ دا جونگ چندین سال است که با هونگ ده یونگ ازدواج کرده است و دو فرزند 18 ساله دارند ، اگرچه که مدت زیادی از ازدواجشان میگذرد و جونگ دا جونگ ، با قلبی گرم برای زندگی اش تلاش میکند اما بحث و دعواهای میان خود و همسرش تمامی ندارد ، طاقت جونگ دا جونگ وقتی تمام میشود که هونگ ده یونگ از کارش اخراج و پلیس به دنبال او میوفتد ، پس دادخواست طلاق میدهد تا از او جدا شود ، از طرفی هونگ ده یونگ که خود را یک فرد میانسال ناامید میبیند و از کارهای خود پشیمان است ، طی اتفاقی ورق برمیگردد و به یکباره جسم خود را در کالبد 18 سالگی اش میبیند درحالی که روحش همچنان سن فعلی اش را دارد تا اینکه...