خلاصه داستان: این فیلم کمدی رمانتیک محصول سال ۲۰۰۳ به کارگردانی نانسی مایرز، با بازی جک نیکلسون در نقش هری سانبورن، مرد میانسال مجرد و ثروتمندی است که عادت دارد فقط با زنان جوان زیر ۳۰ سال قرار بگذارد. اما زندگی او زمانی دگرگون میشود که با اریکا بری (دایان کیتون)، مادر ۵۵ ساله و نمایشنامهنویس موفق دوستدخترش مارین (آماندا پیت) آشنا میشود. هری پس از حمله قلبی ناگهانی، مجبور میشود برای بهبودی در خانه ساحلی اریکا بماند و در این مدت، علیرغم اختلاف سنی و تفاوتهای شخصیتی، کمکم به او علاقهمند میشود. اما رابطه آنها با ورود جولیان (کیانو ریوز)، پزشک جوان و جذاب هری که عاشق اریکا میشود، پیچیدهتر میشود. این فیلم خندهدار و احساسی، به زیبایی به موضوع عشق در میانسالی، تغییرات زندگی و پذیرش خود میپردازد و با بازی درخشان نیکلسون و کیتون، لحظات ماندگاری را خلق میکند.
خلاصه داستان: این فیلم کلاسیک سال ۱۹۶۱ به کارگردانی بلیک ادواردز، بر اساس رمانی از ترومن کاپوتی، داستان هالی گولایتلی (با بازی آدری هپبورن) را روایت میکند - دختری جوان و جذاب با سبک زندگی اسرارآمیز که در محله ثروتمندنشین منهتن زندگی میکند و رویای ثروتمند شدن را در سر میپروراند. او که به خاطر عادت رفتن به مقابل ویترین فروشگاه تیفانی در صبحها به «صبحانه در تیفانی» معروف است، با نویسندهای تازهکار به نام پل وارژاک (با بازی جورج پپارد) آشنا میشود که به تازگی به آپارتمان همسایه او نقل مکان کرده است. داستان حول محور رابطه این دو نفر میچرخد و در پس ظاهر فریبنده و سبک زندگی لاکچری هالی، تنهایی عمیق و جستجوی او برای یافتن مکانی برای تعلق داشتن را آشکار میکند. در حالی که هالی با مردان ثروتمند معاشرت میکند و به دنبال ازدواجی پر سود است، حضور پل در زندگیاش دیدگاه او را به عشق و زندگی تغییر میدهد و او را با واقعیتهایی مواجه میکند که سالها سعی در فرار از آنها داشته است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان:
یوری بویکا، مبارز اسطورهای زندان که اکنون به عنوان یک قهرمان در مسابقات زیرزمینی شناخته میشود، با بحران وجدانی مواجه میشود. پس از اینکه به طور تصادفی حریف خود را در رینگ میکشد، بویکا تصمیم میگیرد برای جبران این عمل، به همسر آن مبارز کمک کند. او راهی سفری پرخطر میشود تا ثابت کند که میتواند از مهارتهای رزمی خود برای هدفی والاتر از پیروزی استفاده کند. این فیلم اکشن که چهارمین قسمت از فرنچایز Undisputed است، با کارگردانی تودور جورجسکو و بازی اسکات ادکینز در نقش اصلی، در سال ۲۰۱۶ منتشر شد و داستانی از رستگاری، شرافت و مبارزه برای عدالت را روایت میکند.
خلاصه داستان: یک کوسه غولپیکر و مرموز به نام «اسپرم ویل» در آبهای نیوانگلند ظاهر میشود و موجی از وحشت را در میان ساکنان ساحلی و گردشگران به راه میاندازد. این موجود عظیمالجثه که به نظر میرسد از اعماق اقیانوس آمده، به شکلی غیرقابل پیشبینی و با خشونت به هر چیزی که سر راهش قرار میگیرد حمله میکند. گروهی از محققان و کارشناسان حیات وحش به سرعت تشکیل میشوند تا این تهدید را مهار کنند، اما به زودی متوجه میشوند که این کوسه یک شکارچی معمولی نیست و رفتاری کاملاً غیرعادی و خطرناک دارد. با افزایش تلفات و هرج و مرج در منطقه، مقامات محلی مجبور به اتخاذ تصمیمات دشوار میشوند. در این میان، چند قهرمان محلی که عزیزانشان در معرض خطر هستند، برای نجات جان انسانها و مقابله با این هیولای دریایی به پا میخیزند و ماجراجویی پرتنشی را آغاز میکنند.
خلاصه داستان: فیلم ترسناک «دوناک توایس» محصول سال ۲۰۱۶ به کارگردانی کارادوگ دبلیو. جیمز و با بازی کیت بکینسیل، لوسی بونت، نیک موران و خاویر بوتت است. داستان فیلم حول محور یک مجسمهساز مشهور به نام جس (کیت بکینسیل) میچرخد که تلاش میکند رابطهاش را با دختر نوجوانش کایلی (لوسی بونت) که سالها از او دور بوده، ترمیم کند. کایلی که در یک مرکز نگهداری زندگی میکند، به همراه دوستش دنی به خانهای متروک میروند و با افسانه یک جادوگر شیطانی به نام «بابا یاگا» مواجه میشوند. پس از اینکه دنی به طرز مرموزی ناپدید میشود، کایلی نزد مادرش میرود و جس برای نجات دخترش باید با نیروهای ماوراءالطبیعه و نفرین یک افسانه قدیمی روبرو شود. این فیلم با بهرهگیری از فولکلور اسلاوی و فضاسازی ترسناک، تماشاگر را در یک داستان پر از وحشت و تعلیق غرق میکند.
خلاصه داستان: مایکل گمبرت، کارآگاه مشهور فرانسوی، در یک پرونده پیچیده قتل گرفتار میشود که در آن یک مرد بیگناه به نام آلبرت جانین به طرز وحشیانهای به قتل میرسد. این قتل ظاهراً تصادفی به نظر میرسد، اما گمبرت با استفاده از روشهای تحلیلی و شهودی خود، به عمق ماجرا پی میبرد و متوجه میشود که این قتل بخشی از یک توطئه بزرگتر است. او در طول تحقیقات خود با شخصیتهای مرموز و پیچیدهای روبرو میشود و باید با استفاده از تمام تواناییهای خود، معما را حل کند و عدالت را برقرار سازد. این فیلم با بازی درخشان روآن اتکینسون در نقش کارآگاه گمبرت، اقتباسی مدرن و جذاب از رمانهای کلاسیک ژرژ سیمنون است که در آن به جای خشونت و اکشن، بر هوش، تحلیل و شخصیتپردازی عمیق تأکید شده است.
خلاصه داستان: کیت فیتزجرالد یازده ساله در یک خانواده غیرمعمول بزرگ میشود: او از طریق لقاح مصنوعی به دنیا آمده تا اهداکنندهٔ اعضا برای خواهر بزرگترش، آنا، باشد که به سرطان خون مبتلاست. وقتی کیت به سرطان مبتلا میشود، آنا باید تصمیم دشواری بگیرد: آیا باید به خواهرش کمک کند یا زندگی خودش را نجات دهد؟ این فیلم درام عاطفی محصول سال ۲۰۰۹ به کارگردانی نیک کاساوتیس و با بازی کمرون دیاز، ابیگیل برسلین، سوفیا واسیلیوا، جیسون پاتریک و الک بالدوین است که ماجرای خواهرانی را روایت میکند که با بیماری و عشق به یکدیگر دست و پنجه نرم میکنند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان فیلم «دختر رایان» محصول سال ۱۹۷۰ به کارگردانی دیوید لین، روایتگر داستان رزی رایان (با بازی سارا مایلز)، زنی جوان و زیبا در یک روستای کوچک ایرلندی در دوران جنگ جهانی اول است. رزی که از زندگی آرام و یکنواخت خود خسته شده، عاشق چارلز شونر (رابرت میچام)، معلم مدرسه روستا میشود و با او ازدواج میکند. با ورود راندولف دوراند (کریستوفر جونز)، افسر جوان و جذاب ارتش بریتانیا به روستا، زندگی رزی دستخوش تحولات عاطفی عمیقی میشود. این رابطه پرشور در حالی شکل میگیرد که تنشهای سیاسی و اجتماعی ناشی از حضور نیروهای انگلیسی در ایرلند، فضای روستا را ملتهب کرده است. فیلم با بهرهگیری از طبیعت بکر و مناظر خیرهکننده ایرلند، داستانی حماسی از عشق، خیانت و قضاوت جامعه را در پسزمینهای تاریخی به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: این سریال کمدی-درام فرانسوی که در ایران با نام «با من تماس بگیر!» شناخته میشود، داستان کارکنان یک آژانس بازیگری مشهور در پاریس به نام ASK را روایت میکند. آندره، ماتیاس، گابریل و کامیلا که توسط بازیگرانی همچون کامیل کوتین، تیبو دو مونتالامبر، لور کالامی و فانی سیدنی به تصویر کشیده شدهاند، هر روز با چالشهای جدیدی در مدیریت بازیگران مشهور و حل مشکلات حرفهای و شخصی آنها روبرو هستند. این مجموعه که توسط دومینیک بزناردو، آنتونی ژووانوویچ، لولا دوئه و متیو لوتارد ساخته شده، با حضور بازیگران واقعی فرانسوی به عنوان مهمان در هر قسمت، نگاهی طنزآمیز و واقعگرایانه به پشت صحنه صنعت سینما و تلویزیون دارد.
خلاصه داستان: یک دروازهبان حرفهای به نام یوزف بلوخ پس از اخراج از تیمش، در یک مسابقه، دچار بحران روحی عمیقی میشود. او به طور تصادفی با زنی به نام گلدا آشنا میشود و پس از گذراندن یک شب با او، در یک لحظه غیرقابل توضیح، او را به قتل میرساند. بلوخ پس از این جنایت، به جای فرار، در شهر باقی میماند و به زندگی عادی خود ادامه میدهد، گویی هیچ اتفاقی نیفتاده است. این فیلم که در سال ۱۹۷۲ توسط ویم وندرس ساخته شده و با بازی آرتور براوس در نقش اصلی، به بررسی روانپریشی، انزوا و بیمعنایی زندگی در جامعه مدرن میپردازد. وندرس با بهرهگیری از فضاسازی سینمای نوین آلمان و نماهای طولانی، اضطراب و سردرگمی شخصیت اصلی را به تصویر میکشد و مخاطب را در فضایی مبهم و پرتنش غرق میکند.