خلاصه داستان: یک بازرس امنیتی فرودگاه به طور اتفاقی با یک محموله طلای قاچاق مواجه میشود. این کشف غیرمنتظره، او را به درون بازی خطرناک و مرگباری از طمع، خیانت و تلاش برای بقا میکشاند که زندگیاش را برای همیشه تغییر میدهد.
خلاصه داستان: داستان زنی که از بدو تولد به عنوان نابودگر خانوادهاش متهم شده و اکنون با پیشداوریها و سرنوشت تلخ خود مبارزه میکند. او در این مسیر تلاش میکند تا حق از دست رفتهاش را پس بگیرد و معنای واقعی روابط خانوادگی را دوباره کشف کند.
خلاصه داستان: پس از یک زلزله ویرانگر و آخرالزمانی، تنها آپارتمان باقیمانده به بازاری برای دادوستد و بقای بازماندگان تبدیل میشود که تحت سلطه حاکمی ظالم اداره میشود. در این میان، ورود دختری بیباک و استراتژیست به نام «چوی هیرو»، نظم این بازار بیرحم را به چالش کشیده و نبردی سهمگین برای سرنگونی این سیستم آغاز میشود.
خلاصه داستان: پس از ده سال حبس به جرم قتلی که مرتکب نشده بود، او سرانجام از زندان آزاد میشود. اکنون با قلبی مالامال از کینه، مسیر تاریک انتقام را برای کشف حقیقت و نابودی دشمنانی که زندگیاش را به نابودی کشاندند، آغاز میکند.
خلاصه داستان: داستان دربارهی تلاشهای یک خانواده برای پیدا کردن همسری ایدهآل و اشرافی برای دخترشان است؛ اما زمانی که عشق واقعی و غیرمنتظره از راه میرسد، تمام برنامهریزیها و معیارهای مادی آنها به چالش کشیده میشود و مسیر زندگیشان تغییر میکند.
خلاصه داستان: یک مرگ غم انگیز در سال 1944 موج های روحی را در طول سال ها ایجاد می کند و تضمین می کند که حقیقت در نهایت ظاهر خواهد شد، به هر قیمتی که باشد.
خلاصه داستان: پس از یک تراژدی شخصی، جاوی 18 ساله زندگی را متفاوت می بیند. او و دانشجویان مختلف کالج در حالی که در یک خوابگاه شلوغ زندگی میکنند، چالشهای دانشگاه، دوستیها، لحظات ناخوشایند، عشق و رابطه جنسی را دنبال میکنند.
خلاصه داستان: داستان درمورد فوجیکو زنی غیر محبوبه که هیچ اعتماد به نفسی نداره که تو یه مهمونی با وکیلی خوش قیافه و محبوب به اسم کویاناگی آشنا میشه و این آقای وکیل که به شدت خاله زنکه تصمیم میگیره زندگی فوجیکو رو برای رفتن به سمت محبوبیت عوض کنه باید دید زن قصه ما تحت راهنمایی های کویاناگی تغییر میکنه یانه
خلاصه داستان: میتسوکو، هماهنگکنندهای مرموز با تواناییهای جادویی، ظاهر و روان مشتریانش را برای رسیدن به موفقیت دگرگون میکند. پروژه جدید او، مادری تنگدست است که میخواهد به ریاست یک شرکت بزرگ خانوادگی برسد؛ اما رازی تاریک در گذشته میتسوکو، این دگرگونی بزرگ را با خطری جدی روبهرو میکند.
خلاصه داستان: داستان درمورد پریمه که خونواده بزرگ و شلوغی داره و همه اعضا انتظار دارن تو اداره خونواده سهمی داشته باشن و به همین لحاظ پریم مجبوره با جو یکی از بستگانش ازدواج کنه اما این رو قبول نمیکنه و در عوض به دانشگاهی در جنوب شهر میره و اونجا با مردی به اسم آران که مورد تایید خونواده اش نیست ملاقات میکنه