خلاصه داستان: داستان درمورد یه کارآگاه تازه کاره که تازه به بخش بررسی پرونده های عاطفی منتقل شده و همکار یکی از قدیمیای این بخش شده کارآگاهی جذاب که خوب بلده چطور با زنا بازی کنه اما اصلا نیست سویی نداره حالا غیراز حل پرونده های خاص ، رابطه بین این دو نفر که یکی در عشق بی تجربه است و اون یکی حسابی کاربلده دیدن داره مگه نه؟
خلاصه داستان: فارغ التحصیلی سی تو مو نزدیک است و او از برنامه های آینده خود مطمئن نیست، سپس با دانش آموز نابغه فیزیک گو وی یی آشنا می شود و این دو به طور تصادفی با هم زندگی می کنند.
خلاصه داستان: پیترو، یک کارگر جوان ایتالیایی، لوسیا، یک دختر جوان زیبای ایتالیایی را دوست دارد. پیترو برای رقیب عاشق خود، تونی، یک بیکار و کلاهبردار ایتالیایی دارد. توماسو، سرکارگر کار جاده، از خواستگاری پیترو برای جوان ایتالیایی حمایت می کند
خلاصه داستان: پس از یک اورژانس خانوادگی، میلد را مجبور میکند تا نامزدیاش را پایان دهد و با عجله به خانه برود، یک تصادف اتومبیل بهطور غیرمنتظرهای عشق از دست رفتهاش را با پیچ و تاب عجیبی بازمیگرداند.
خلاصه داستان: کونگمینگ، استراتژیست افسانهای دوران سه پادشاهی، به طور ناگهانی در توکیوی مدرن بیدار میشود. او پس از آشنایی با یک خواننده جوان و بااستعداد به نام ایکو، تصمیم میگیرد با استفاده از تاکتیکهای جنگی و باستانی خود، او را در مسیر پرپیچوخم صنعت موسیقی به موفقیت و شهرت برساند.
خلاصه داستان: آکان اوکودا (فومیکا بابا) با دایسوکه اوکودا (شوهی نومورا) ازدواج کرده است. آنها یک سال است که ازدواج کرده اند. دایسوکه در زمینه تبلیغات کار می کند. او برای کارش شناخته شده است و در محل کار نیز در بین همکارانش محبوبیت دارد. ...
خلاصه داستان: مینوری متوجه می شود که شوهرش یودای به مدت 15 سال با ریکو خیانت کرده است. او که خشمگین شده، قول انتقام میگیرد و با دستکاری پسر ریکو، واتارو، زندگی آنها را نابود میکند.
خلاصه داستان: داستان درمورد دو دوست دوران کودکیه که دختر خلاف جنسیتش زیادی باحال و جذابه و پسر هم خلاف جنسیتش زیادی خوشگله و همین قضیه هم باعث شده اغلب باهم اشتباهشون بگیرن همینطور که این دونفر دارن احساسات پیچیده اشون درمورد همدیگه رو از بین ببرن میفهمن که دوستاشون هم تحت تاثیرشون قرار گرفتن خلاصه که اوضاع خیلی قروقاطیه
خلاصه داستان: شوهری از مالیخولیا رنج می برد و می خواهد خودکشی کند. همسرش که کاریکاتوریست است، او را مجبور میکند تا شغلش را برای درمان ترک کند. خوشبینی زن بر شوهر تأثیر میگذارد و آنها همیشه با خوشی زندگی میکنند.