خلاصه داستان: شرکت «Air Cleaning» خدمات ویژهای برای پایان دادن به روابط نامشروع در محل کار ارائه میدهد. سهگیسا ری، زنی زیبا و باهوش، به عنوان کارمند پارهوقت به شرکتها نفوذ میکند تا با ترفندهایی هوشمندانه زوجهای خیانتکار را از هم جدا کند؛ اما پشت هر مأموریت، داستانهایی پیچیده و تاریک نهفته است.
خلاصه داستان: این درام آنتولوژی جذاب، داستان زنانی را روایت میکند که در روابط مبهم و اعتیادآور با مردانی معروف به «مردان باتلاقی» گرفتار شدهاند؛ روابطی که از طریق تماسهای تلفنی نیمهشب جریان دارد و آنها را دچار بیخوابی، آشفتگی عاطفی و وابستگی شدید عاطفی میکند.
خلاصه داستان: لو گوچن، ولیعهد جوانی که به عنوان گروگان به سرزمین شرقی فرستاده شده، با دو مبارز دیگر متحد میشود تا در برابر جنگجویی قدرتمند و غاصب ایستادگی کند. اما این سه دوست صمیمی در مسیر نبرد با توطئهای بسیار تاریکتر و بازگشت نیروهای شرور و باستانی روبرو میشوند که کل سرزمین را تهدید میکند.
خلاصه داستان: اعتقاد و اعتماد او توسط شخصی که او بیشتر دوست دارد از بین رفت. با وجود از دست دادن خانه و کسب و کار خانوادگی خود، یک دختر جوان خوش قلب به نام Muanprae، تبدیل به زنی شد که چیزی برای از دست دادن ندارد و همه چیز را برای رونق گذاشت...
خلاصه داستان: داستان سه زن با زندگیهای متفاوت و پر از دغدغه که به طور اتفاقی در یک سفر گروهی با هم آشنا میشوند. آنها با وجود مشکلات شخصی و خانوادگی، پیوندی عمیق و دوستانه برقرار میکنند تا در کنار هم، نوری از امید و شادی را در زندگیهای خاکستریشان پیدا کنند.
خلاصه داستان: سو جی یی، اینفلوئنسر محبوب و صریح دنیای زیبایی معروف به «جادوگر محله جی»، خود را در میان رقابتهای حرفهای و یک مثلث عشقی پیچیده مییابد. او باید میان مدیر خجالتی یک استارتاپ آرایشی و مدیر خوشقیافهای که مخفیانه به او علاقه دارد، و همچنین رقابت با بلاگری مغرور، مسیر موفقیت و عشق را پیدا کند.
خلاصه داستان: داستان درمورد ضلع سوم یه مثلث عشقیه که برای سه سال با اشتراک گذاشتن تمام عکسایی که با همسر زن دیگه ای داره میخواد انتقام بگیره ولی از طرف دیگه با مردی آشنا شده که او رو از اعماق قلبش دوست داره و بدون اینکه حرفی از این رابطه پیچیده بزنه باهاش درارتباطه و معتقده این مرد آنقدر خوب هست که نباید آسیب ببینه حالا باید دید این مسیر انتقام آلوده به عشقی جدید به چی ختم میشه
خلاصه داستان: داستان بعد از اعتراف ناموفق میکوتو اوچیای اتفاق میفته وقتی که روی پشت بوم دبیرستان وایساده و میخواد خودش رو پرت کنه پایین اما با اومدن جین هیبا دبیر فیزیک که به بی مسئولیتی مشهوره ،وقفه میفته ،اما هیبا به جای اینکه اوچیای رو منصرف کنه بهش پیشنهاد میده قبل از خودکشی باهم دیگه وارد رابطه بشن،به نظرتون عشق بین این دختر دبیرستانی ناامید و این دبیر بی مسئولیت به کجا میکشه؟
خلاصه داستان: از افسانه مانگا هیرواکی سامورا، خالق Blade of the Immortal و Die Wergelder، چیزی کاملا متفاوت آمده است، سفر یک زن جوان ناراضی به سوی تندبادهای وحشی رادیو گفتگو.