خلاصه داستان: یک کارگردان صحنه و همسر بازیگرش از طریق یک طلاق طاقت فرسا دست و پنجه نرم می کنند که آنها را به سمت افراط های شخصی و خلاقانه سوق می دهد. نگاه دقیق و دلسوزانه نوآ بامباخ به ازدواجی که از هم پاشیده و خانواده ای با هم می ماند...
خلاصه داستان: داستان درمورد مادوکا رزیدنت سال اولیه که داره با محیط کارش و اصطلاحات جدیدی که باهاشون مواجه میشه تطبیق پیدا میکنه و کمک استاد راهنمای که پزشک کارکشته و متینیه او رو تو مسیر پر از سختی که پیش رو داره امیدوار میکنه
خلاصه داستان: مرد جوانی که زندگی خیابانی خود را رها می کند، با راه اندازی یک کسب و کار نوپا که فرصت های جدید و دشمنان قدرتمندی را به ارمغان می آورد، راه جدیدی را ایجاد می کند.
خلاصه داستان: درمورد آئوی میوراست که شخصیت بلاتکلیفی داره و از تابستون خوشش نمیاد او که قبلا در دوران دبیرستان ستاره تیم شنای مدرسه بوده حالا به عنوان دستیار تو یه دفتر کوچیک معماری مشغول به کاره تا اینکه روزی دوست و عشق دوران جوونیش اکاری سریزاوا رو میبینه دختری که هر روزشون تا شب آتیش بازی در سال سوم رو باهم میگذروندن اما ناگهان کاری ناپدید میشه به نظرتون این دیدار دوباره چی رو در پی داره
خلاصه داستان: وقتی خبر میرسد که مدرسه به دلیل تعداد ضعیف دانشآموزان جدید تعطیل میشود، هونوکا و چند تن از دوستانش با هم جمع میشوند و یک گروه مدرسه Idol تشکیل میدهند تا از تعطیلی مدرسه جلوگیری کنند.
خلاصه داستان: پس از مرگ والدین، زندگی آرام دو برادر به نامهای هیروتو و میچیتو با ورود ناگهانی کودکی مرموز به نام «لئون» دستخوش تغییر میشود. این ملاقات غیرمنتظره آنها را در مسیر کشف رازهایی پنهان و شکلگیری پیوندهای عاطفی عمیق و جدید قرار میدهد.