خلاصه داستان: فیلم «دیپلودوکوس» (به لهستانی: Smok Diplodok) یک انیمیشن خانوادگی-ماجراجویی محصول مشترک لهستان، جمهوری چک و اسلواکی به کارگردانی و نویسندگی وویتک واوْشچیک است که با الهام از کمیکهای کلاسیک دهه ۸۰ تادئوش بارانوفسکی ساخته شده است. داستان حول دیپلودوکوس، دایناسوری کنجکاو و سبز رنگ (با صداپیشگی میکولای واچوفسکی)، میچرخد که آرزوی ماجراجویی دارد، اما والدین بیشازحد محافظهکارش (مالگورزاتا کوزوخوفسکا) او را از کاوش در دنیای خطرناک اما زیبای خارج از دیوار اطراف خانهشان در جنگل منع میکنند. دیپلوی کوچک نمیداند که دنیای او در واقع بخشی از یک کتاب کمیک است که توسط تد (پیوتر پولاک)، هنرمندی جویای موفقیت، خلق شده است. وقتی ناشر تد (هلنا انگلرت) او را متقاعد میکند که کمیک دایناسوریاش مانع پیشرفت حرفهای اوست، تد شروع به پاک کردن دنیا با پاککن میکند و دنیای دیپلو در معرض نابودی قرار میگیرد. دیپلو که کشف میکند میتواند بین صفحات کمیکهای مختلف تلپورت کند، با جادوگری ناشی به نام هوکوس پوکس (بوریس شیچ)، دانشمندی عجیب به نام پروفسور نرووسولک (آرکادیوش یاکوبیک)، و خلبانی شجاع به نام اِنتومولوژیا همراه میشود تا والدینش را که در شرایط مرموزی گم شدهاند، نجات دهد. فیلم به موضوعات تخیل، خودباوری، و ارزش خلاقیت هنری میپردازد و با طنز عجیب، تصاویر رنگارنگ، و ترکیبی از انیمیشن و لایو-اکشن، فضایی متا و غیرمتعارف خلق میکند. با این حال، به دلیل داستان ساده، نیمه اول پراکنده، و سبک بصری که گاهی از کمیکهای اصلی بارانوفسکی فاصله میگیرد، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای صوتی و طراحی خلاقانه تحسین شدند، اما داستان تد به دلیل کمبود عمق و شباهت به فیلمهایی مانند «فیلم لگو» و «سول» مورد انتقاد قرار گرفت
خلاصه داستان: فیلم «بادگیر» یک درام خانوادگی-کمدی استرالیایی به کارگردانی تانیت گلین-مالونی و نویسندگی بوید کواکاووت است که داستان پرسی بوی (لنوکس موناگان)، پسری ۱۰ ساله بومی استرالیایی را روایت میکند که به همراه پدربزرگش پاپ (کلتون پل)، خاله کرسیدا (جسیکا مابوی)، و خاله پرو (لیزا مازا) در شهر کوچک هربرتسون زندگی میکند. پرسی که پس از مرگ والدینش در آتشسوزی جنگلی با مشکلات مالی و قلدری در مدرسه مواجه است، برای خرید کفشهای دویدن جدید پسانداز میکند تا در کارناوال ورزشی مدرسه شرکت کند. او با دوستانش، کیتی کاب (مکس ترنر) و دیزی هاوکینز (کوکو گریناستون)، گروهی غیرمعمول تشکیل میدهد تا در برابر قلدرهای کلاس پنجمی به پیروزی برسند. در این مسیر، پرسی توانایی ماوراءالطبیعهای برای دیدن ارواح گمشده را کشف میکند که از پدربزرگش به او به ارث رسیده است. او با کمک دوستانش و ارواح، از جمله روحی به نام کیت، با ترسهایش، رویاهای مربوط به آتشسوزی، و قلدری مقابله میکند تا به قهرمان داستان خودش تبدیل شود. فیلم به موضوعات دوستی، شجاعت، تابآوری، و هویت بومی میپردازد و با طنز، احساسات، و مناظر زیبای استرالیا همراه است. با این حال، به دلیل داستان قابلپیشبینی، لحن گاهبهگاه بیشازحد احساسی، و برخی صحنههای غیرواقعی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی موناگان و پل به دلیل اصالت و شیمی قوی، و حضور جسیکا مابوی و پیا میرندا (در نقش معلم) به دلیل طنز و گرمی تحسین شدند، اما فیلم به دلیل شباهت به درامهای خانوادگی مانند «Cool Runnings» و کمبود عمق در برخی شخصیتهای فرعی نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم «بره» یک درام خانوادگی به کارگردانی اشلی اویس است که داستان پسری جوان و مصمم به نام عبدالله (عبدالعزیز القحطانی) را روایت میکند که پس از مرگ مادرش، برای محافظت از عزیزترین داراییاش، یک بره یتیم، سفری پرمخاطره را در صحرای وسیع عربستان آغاز میکند. این سفر خانواده ازهمپاشیده او، از جمله پدرش (فهد الغمدی) و عمهاش (سمایه ریدا)، را به چالش میکشد و با سنتهای قدیمی که عبدالله را به پذیرش نقشهای سنتی مردانه ترغیب میکنند، در تضاد قرار میگیرد. عبدالله با کمک یک چوپان کهنهکار (ندا عبدالحکیم) و با استفاده از داستانهای مادرش درباره شجاعت، با خطرات صحرا، از جمله طوفان شن و حیوانات وحشی، روبهرو میشود تا بره را به چراگاه امن برساند. فیلم با فیلمبرداری خیرهکننده از مناظر صحرای عربستان، به موضوعات غم، پیوند خانوادگی، و مبارزه با انتظارات فرهنگی میپردازد. با این حال، داستان به دلیل کمبود کشش روایی، شخصیتپردازی سطحی برای نقشهای فرعی، و پایان قابلپیشبینی، نقدهای متوسطی دریافت کرد. بازی ریدا و القحطانی به دلیل عمق احساسی تحسین شد، اما فیلم به دلیل عدم بهروز بودن در نمایش فرهنگ عرب و تمرکز بیشازحد بر مناظر بهجای داستان، گاهی اوقات از واقعیت مدرن عرب دور به نظر میرسد. فیلم در به تصویر کشیدن روابط بیننسلی و پویایی خانوادگی موفق است، اما در ایجاد تأثیر ماندگار ناکام میماند.
خلاصه داستان: فیلم «طوفانشکنان» یک انیمیشن ماجراجویانه خانوادگی به کارگردانی گونزالو گوتیرز (G.G.) است که با الهام از داستان «دن کیشوت» اثر سروانتس ساخته شده است. آلفونسو (میکه مورنو)، پسری ۱۱ ساله و وارث روحیه خیالپردازانه دن کیشوت، به همراه سه خرگوش خیالی و موزیکال خود، پانچو (متیو مورنو) و ویکتوریا (کسی گلو)، تلاش میکند تا شهر محبوبشان لامانچا را از طوفانی عظیم نجات دهد. آلفونسو معتقد است این طوفان یک هیولاست که میتوان آن را شکست داد، نه یک پدیده طبیعی غیرقابلکنترل. آنها متوجه میشوند طوفان توسط شرکت شیطانی کاراسکو (توماس هریس) ایجاد شده که قصد دارد زمینهای اهالی را تصاحب کند و آنها را به «کاراسکولند» منتقل کند. با کمک دوستانش و تخیل بیحدش، آلفونسو به قلب طوفان میرود تا منبع آن را نابود کند و شهر را نجات دهد. فیلم با پیامهای زیستمحیطی و ضدتوسعه شهری، به موضوعات دوستی، شجاعت، و قدرت تخیل میپردازد. با این حال، به دلیل طرح کلیشهای، شخصیتپردازی ضعیف، انیمیشن متوسط با طراحیهای غیرجذاب، حرکات غیرطبیعی، و شوخیهای ناکارآمد (مانند حضور بیدلیل یک پانتومیم در صحنههای پایانی)، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای صوتی و مناظر کوههای اسپانیا تحسین شدند، اما داستان آشوبناک و خرگوشهای خیالی بیتأثیر در پیشبرد داستان نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «پرنده سفید» یک درام تاریخی خانوادگی به کارگردانی مارک فورستر و اقتباسی از رمان مصور آر.جی. پالاسیو، دنبالهای معنوی بر فیلم «شگفتانگیز» (2017) است. جولیان آلبانز (برایس گایسار)، پسری که در کودکی به دلیل قلدری از مدرسه اخراج شده بود، با مادربزرگش سارا (هلن میرن) در نیویورک زندگی میکند. سارا داستان زندگی خود را در فرانسه اشغالشده توسط نازیها در سال ۱۹۴۳ برای جولیان تعریف میکند. او بهعنوان دختری یهودی به نام سارا کوهن (آریانا گرینبلات) توسط خانواده ویوین (جیمی لی کرتیس) و ژان (یان زلنیک) مخفی میشود. ژولین (اورلاندو شویردت)، پسری با نقص جسمانی، به سارا کمک میکند تا از نازیها و همکلاسیهای خائن در مدرسهای روستایی در اومالیس فرار کند. آنها در جنگلها و انبارها پناه میگیرند و رابطهای عمیق شکل میدهند، اما خطر همیشه در کمین است. فیلم با روایت دو دوره زمانی، به موضوعات مهربانی، شجاعت و تأثیرات هولوکاست میپردازد، اما به دلیل داستان قابلپیشبینی، احساساتگرایی بیشازحد و ضعف در شخصیتپردازی، نقدهای متوسطی با امتیاز ۶۵٪ در راتن تومیتوز دریافت کرده است.
خلاصه داستان: فیلم «وودواکرز» یک فانتزی خانوادگی به کارگردانی دامیان جان هارپر و اقتباسی از مجموعه رمانهای پرفروش کاتیا برندیس است. کاراگ، یک پسر ۱۳ ساله که میتواند به پوما تغییر شکل دهد، پس از بزرگ شدن در طبیعت وحشی، به دنیای انسانها وارد میشود. او در دبیرستان مخفی کلیرواتر، مدرسهای برای وودواکرز (تغییرشکلدهندگان حیوانی)، پذیرفته میشود و برای اولین بار احساس تعلق میکند. کاراگ با دوستان جدیدش، هالی (سنجاب قرمز گستاخ) و براندون (گاومیش خجالتی)، و تحت هدایت اندرو میلینگ، میلیونری که حامی مدرسه است، قدرتهایش را کنترل میکند. اما وقتی یک عملیات معدنی محیط و جامعه وودواکرز را تهدید میکند، کاراگ و دوستانش باید با رازها و خطراتی که دنیای آنها را در بر گرفته، روبهرو شوند. فیلم با جلوههای بصری جذاب اما ضعیف، به موضوعات دوستی، حفاظت از طبیعت و هویت میپردازد، اما به دلیل بازیهای متوسط، انیمیشن ناامیدکننده و موسیقی نامناسب، نقدهای متوسطی با امتیاز ۵.۳ در IMDb دریافت کرده است.
خلاصه داستان: فیلم «سفیدبرفی» یک بازسازی موزیکال زنده آمریکایی به کارگردانی مارک وب و اقتباسی از انیمیشن ۱۹۳۷ دیزنی است که خود بر اساس افسانه برادران گریم ساخته شده. سفیدبرفی (ریچل زگلر)، پرنسسی مهربان، پس از مرگ مادرش و ناپدید شدن پدرش، تحت سلطه نامادریاش، ملکه شرور (گال گدوت)، قرار میگیرد که به زیبایی سفیدبرفی حسادت میکند. ملکه دستور قتل او را میدهد، اما سفیدبرفی به جنگل فرار کرده و با هفت کوتوله (باشفول، داک، دوپی، گرامپی، هپی، اسلیپی و اسنیزی) و جوناتان (اندرو برنپ)، یک راهزن سرکش، آشنا میشود. آنها با هم برای بازپسگیری پادشاهی و شکست ملکه متحد میشوند. فیلم با آهنگهای جدید بنج پاسک و جاستین پل، از جمله «All Is Fair» برای ملکه و «A Hand Meets a Hand» برای سفیدبرفی و جوناتان، و چهار آهنگ کلاسیک مثل «Heigh-Ho» و «Whistle While You Work»، به موضوعات مهربانی، شجاعت و عشق میپردازد، اما به دلیل CGI ضعیف کوتولهها، فیلمنامه بیروح و تغییرات داستانی، نقدهای منفی با امتیاز ۴۴٪ در راتن تومیتوز دریافت کرده و با بودجه ۲۷۰ میلیون دلاری، فروش ۲۰۵.۵ میلیون دلاری آن یک شکست تجاری محسوب میشود.
خلاصه داستان: روری، یک پدر ناامید، و کابی، یک مجرم سابق، برای سرقت از درآمدهای غیرقانونی یک سیاستمدار فاسد با هم متحد میشوند. اما وقتی نقشه سرقت به هم میریزد، آنها در گردابی از هرجومرج گرفتار میشوند و نهتنها از دست پلیس، بلکه از بوروکراتهای ناکارآمد و رئیس جنایتکاری انتقامجو فرار میکنند. آنها که کاملاً از عمق ماجرا خارج شدهاند، رواندرمانگر روری را متقاعد میکنند تا در فرار پرهیاهویشان در شهر به آنها بپیوندد، جایی که باید اختلافاتشان را کنار بگذارند و برای فرار از دستگیری یا بدتر از آن، با هم همکاری کنند.
خلاصه داستان: از طریق یک داستان سرایی واضح پدر ، پسری از زندگی عیسی ، از آغاز فروتنانه تا فداکاری نهایی ، سفر می کند. در طول راه ، او قدرت تحول آمیز ایمان را کشف می کند.
خلاصه داستان: نیکو، گوزن شمالی شجاع، در این ماجراجویی جدید به دنبال کشف رازهای نورهای شمالی میرود. او همراه با دوستانش سفری پرماجرا را آغاز میکند که پر از چالشهای هیجانانگیز، دوستیهای جدید و کشف اسرار طبیعت است. این انیمیشن خانوادگی مملو از لحظات گرم و الهامبخش است که برای مخاطبان همه سنین جذاب خواهد بود.