خلاصه داستان: فیلم «کرم شبتاب» یک درام فانتزی فیلیپینی به کارگردانی زیگ مادامبا دولای و نویسندگی آنجلی آتینزا است که در سال ۱۹۹۹ روایت میشود. داستان از دیدگاه تونتون بزرگسال (دینگدونگ دانتس) روایت میشود که به گذشته و کودکی خود بازمیگردد. تونتون ۱۰ ساله (اوئن میکائل)، پسری است که پس از مرگ مادرش الای (الساندا د رسی) بر اثر سرطان سینه، با ترومای ناشی از قلدری همکلاسیها و گذشتهای دردناک با پدر بدسرپرستش (خوانچو تریوینو) دستوپنجه نرم میکند. الای در داستانهای شبانهاش از جزیره افسانهای کرمهای شبتاب در جزیره تیکائو، زادگاهش، برای تونتون تعریف میکرد که آرزوها را برآورده میکند. تونتون، با خاکستر مادرش و دفترچهای حاوی نقاشیهایش از این داستانها، سفری ماجراجویانه برای یافتن جزیره آغاز میکند. او در این مسیر با بیلی (میگل تانفلیک)، پسری که نام «الای» را روی بازویش خالکوبی کرده، لوئی (اپی کویزون)، مردی میانسال که به خانهاش بازمیگردد، و اریکا (ایزابل اورتگا)، دختری که با ادعای خیریه عکس میفروشد، همراه میشود. این گروه پس از اخراج از اتوبوس، با هم به خانه لوئی و همسرش کارمن (یایو آگویلا) میرسند. تونتون در نهایت به تیکائو میرسد، اما متوجه میشود جزیره جادویی خیالی بوده و نمیتواند مادرش را بازگرداند. با این حال، دیدن کرمهای شبتاب در غار، خاطرات مادرش را زنده میکند و او با الهام از این تجربه، کتابی مینویسد که برنده جایزه ملی کتاب کودکان میشود. فیلم به موضوعات عشق مادرانه، غلبه بر ترس، و قدرت تخیل میپردازد. با این حال، به دلیل فریم روایی ضعیف (مصاحبه تونتون بزرگسال)، احساسات بیشازحد، و موسیقی بیشازحد احساسی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی میکائل بهعنوان بهترین بازیگر کودک MMFF 2023 و تصاویر خیرهکننده نیل دازا تحسین شدند، اما برخی منتقدان داستان را کلیشهای و فاقد عمق در شخصیتهای فرعی دانستند
خلاصه داستان: فیلم «هاگن» یک فانتزی-اکشن-درام آلمانی به کارگردانی سیریل بوس و فیلیپ استنرت، بر اساس رمان «هاگن فون ترونیه» نوشته ولفگانگ هولباین، بازسازی حماسه نیبلونگن است که در ۱۷ اکتبر ۲۰۲۴ اکران شد. هاگن فون ترونیه، استاد سلاح بورگوندی، با بازی گیس نابِر، با وظیفهشناسی و سختگیری پادشاهی بحرانزده را حفظ میکند و عشق مخفیانهاش به کریمهیلد، دختر پادشاه، و گذشته تاریکش را سرکوب میکند. ورود زیگفرید فون زانتن، قاتل اژدها با بازی یانیس نیوونر، که با جذبه و غیرقابلپیشبینی بودنش نظم قدیمی را تهدید میکند، هاگن را به یک شخصیت تراژیک تبدیل میکند. پادشاه جوان گونتر، با بازی دومینیک مارکوس سینگر، که پس از مرگ پدرش بیتجربه است، از زیگفرید برای ازدواج با والکری خطرناک برونهیلد کمک میخواهد. وقتی کریمهیلد عاشق زیگفرید میشود، هاگن باید بین عشق و وفاداری به پادشاه انتخاب کند. فیلم با فیلمبرداری خیرهکننده در پراگ و ایسلند، طراحی صحنه غنی و نبردهای پرشور، به موضوعات عشق، وفاداری، خیانت و هویت میپردازد، اما به دلیل ریتم کند، دیالوگهای سنگین و شخصیتپردازی ضعیف برخی کاراکترها، نقدهای متوسطی با امتیاز ۶.۰ در IMDb و ۶۶٪ در راتن تومیتوز دریافت کرد. با بودجه ۴۰ میلیون یورو، فروش ۱.۹ میلیون یورو داشت و یک سریال ششقسمتی نیز برای RTL+ در ۲۰۲۵ برنامهریزی شده است.
خلاصه داستان: فیلم «روزی که زمین از حرکت ایستاد» یک فیلم علمیتخیلی آمریکایی به کارگردانی اسکات دریکسون و بازسازی فیلم کلاسیک ۱۹۵۱ به همین نام است. یک سفینه فضایی در پارک مرکزی نیویورک فرود میآید و موجودی بیگانه به نام کلاتو (کیانو ریوز) به همراه ربات غولپیکرش گورت ظاهر میشود. کلاتو که توسط ارتش دستگیر میشود، اعلام میکند برای نجات زمین آمده، اما بشریت را به دلیل تخریب محیطزیست تهدیدی برای سیاره میداند. هلن بنسون (جنیفر کانلی)، زیستشناس، و پسرخواندهاش جیکوب (جیدن اسمیت) به کلاتو کمک میکنند تا از دستگیری فرار کند. کلاتو با مشاهده روابط انسانی، بهویژه پیوند هلن و جیکوب، در تصمیم خود برای نابودی بشریت تردید میکند، اما گورت شروع به آزادسازی نانوباتهایی برای تخریب سیاره میکند. هلن و جیکوب تلاش میکنند کلاتو را متقاعد کنند که بشریت ارزش نجات دارد. فیلم با جلوههای بصری قوی، به موضوعات محیطزیست، بشریت و اخلاق میپردازد، اما به دلیل فیلمنامه ضعیف، شخصیتپردازی سطحی و عدم عمق احساسی، نقدهای منفی با امتیاز ۲۰٪ در راتن تومیتوز و ۴۰/۱۰۰ در متاکریتیک دریافت کرد. با بودجه ۸۰ میلیون دلاری، فروش جهانی ۲۳۳.۱ میلیون دلار داشت.
خلاصه داستان: فیلم «وودواکرز» یک فانتزی خانوادگی به کارگردانی دامیان جان هارپر و اقتباسی از مجموعه رمانهای پرفروش کاتیا برندیس است. کاراگ، یک پسر ۱۳ ساله که میتواند به پوما تغییر شکل دهد، پس از بزرگ شدن در طبیعت وحشی، به دنیای انسانها وارد میشود. او در دبیرستان مخفی کلیرواتر، مدرسهای برای وودواکرز (تغییرشکلدهندگان حیوانی)، پذیرفته میشود و برای اولین بار احساس تعلق میکند. کاراگ با دوستان جدیدش، هالی (سنجاب قرمز گستاخ) و براندون (گاومیش خجالتی)، و تحت هدایت اندرو میلینگ، میلیونری که حامی مدرسه است، قدرتهایش را کنترل میکند. اما وقتی یک عملیات معدنی محیط و جامعه وودواکرز را تهدید میکند، کاراگ و دوستانش باید با رازها و خطراتی که دنیای آنها را در بر گرفته، روبهرو شوند. فیلم با جلوههای بصری جذاب اما ضعیف، به موضوعات دوستی، حفاظت از طبیعت و هویت میپردازد، اما به دلیل بازیهای متوسط، انیمیشن ناامیدکننده و موسیقی نامناسب، نقدهای متوسطی با امتیاز ۵.۳ در IMDb دریافت کرده است.
خلاصه داستان: فیلم «سفیدبرفی» یک بازسازی موزیکال زنده آمریکایی به کارگردانی مارک وب و اقتباسی از انیمیشن ۱۹۳۷ دیزنی است که خود بر اساس افسانه برادران گریم ساخته شده. سفیدبرفی (ریچل زگلر)، پرنسسی مهربان، پس از مرگ مادرش و ناپدید شدن پدرش، تحت سلطه نامادریاش، ملکه شرور (گال گدوت)، قرار میگیرد که به زیبایی سفیدبرفی حسادت میکند. ملکه دستور قتل او را میدهد، اما سفیدبرفی به جنگل فرار کرده و با هفت کوتوله (باشفول، داک، دوپی، گرامپی، هپی، اسلیپی و اسنیزی) و جوناتان (اندرو برنپ)، یک راهزن سرکش، آشنا میشود. آنها با هم برای بازپسگیری پادشاهی و شکست ملکه متحد میشوند. فیلم با آهنگهای جدید بنج پاسک و جاستین پل، از جمله «All Is Fair» برای ملکه و «A Hand Meets a Hand» برای سفیدبرفی و جوناتان، و چهار آهنگ کلاسیک مثل «Heigh-Ho» و «Whistle While You Work»، به موضوعات مهربانی، شجاعت و عشق میپردازد، اما به دلیل CGI ضعیف کوتولهها، فیلمنامه بیروح و تغییرات داستانی، نقدهای منفی با امتیاز ۴۴٪ در راتن تومیتوز دریافت کرده و با بودجه ۲۷۰ میلیون دلاری، فروش ۲۰۵.۵ میلیون دلاری آن یک شکست تجاری محسوب میشود.
خلاصه داستان: فیلم «پارتنوپی» یک درام فانتزی ایتالیایی-فرانسوی به کارگردانی پائولو سورنتینو است. داستان درباره پارتنوپی (سلسته دالا پورتا)، زنی زیبا و مرموز است که در سال ۱۹۵۰ در آبهای ناپل متولد میشود و نامش را از سیرن اسطورهای که ناپل به نام اوست، میگیرد. او در جوانی، که تابستانهای طولانیاش را در ناپل و کاپری میگذراند، با شیفتگی دیگران از جمله برادرش ریموندو (دانیله رینزو) و دوستش ساندینو (داریو آیتا) روبهرو میشود. پارتنوپی، دانشجوی باهوش انسانشناسی، با استادش دووتو ماروتا (سیلویو اورلاندو) رابطهای عمیق برقرار میکند و با شخصیتهایی مثل جان چیور (گری اولدمن)، نویسنده آمریکایی، و گرتا کول (لوئیزا رانیری)، بازیگر ناپلی، آشنا میشود. او که بین بازیگری و تحصیل مردد است، با عشق، تراژدی و آیینهای عجیب مثل معجزه خون سن جنارو مواجه میشود. فیلم با تصاویری خیرهکننده، به کاوش در زیبایی، عشق و معنای زندگی میپردازد، هرچند گاهی فاقد عمق داستانی است.
خلاصه داستان: فیلم «نوسفراتو» یک ترسناک گوتیک آمریکایی به کارگردانی رابرت اگرز و بازسازی فیلم صامت «نوسفراتو: سمفونی وحشت» (۱۹۲۲) است که خود اقتباسی غیررسمی از رمان «دراکولا» اثر برام استوکر بود. داستان در آلمان قرن نوزدهم و شهر ویسبورگ جریان دارد و درباره الن هاتر (لیلی-رز دپ) است که از کابوسها و رنجی مرموز رنج میبرد. او از طریق دعاهایش، ناخواسته نوسفراتو (بیل اسکارسگارد)، خونآشامی باستانی از ترانسیلوانیا، را بیدار میکند و ارتباطی عمیق و بیمارگونه بین آنها شکل میگیرد. وقتی توماس هاتر (نیکلاس هولت)، شوهر الن و مامور املاک، برای معامله با کنت اورلوک (نوسفراتو) به کارپات میرود، متوجه ماهیت شیطانی او میشود. در همین حال، نوسفراتو با کشتی امپوسا به ویسبورگ میرسد و با خود طاعون و موشهایی میآورد که شهر را به وحشت میکشاند. پروفسور آلبین ابرهارت فون فرانتس (ویلم دافو)، متخصص علوم غریبه، تلاش میکند حقیقت را فاش کند. فیلم با فضایی سنگین، تمهای وسواس، جنسیت و مرگ را کاوش میکند.
خلاصه داستان: فیلم «چشمه جوانی» یک ماجراجویی اکشن آمریکایی به کارگردانی گای ریچی است. لوک پردو، باستانشناس بدنام، پس از سرقت نقاشیای در تایلند، به لندن میرود و خواهرش شارلوت، متصدی موزهای در حال طلاق، را غافلگیر میکند. لوک با سرقت تابلوی دیگری از موزه، شارلوت را به همراه خود میکشاند تا به جستوجوی چشمه جوانی افسانهای بپردازند. آنها با سرنخهایی از نقاشیهای تاریخی، از جمله تابلویی گمشده در کشتی لوسیتانیا، به مصر میرسند و در زیر هرم بزرگ جیزه با چشمه روبهرو میشوند. اما لوک و شارلوت متوجه میشوند که چشمه نفرینی دارد: قدرت آن با گرفتن جان عزیزانشان به دست میآید. این فیلم با صحنههای اکشن و بازی جان کرازینسکی و ناتالی پورتمن، به موضوعات خانواده و طمع میپردازد، اما به دلیل داستان کلیشهای نقدهای متوسطی دریافت کرده است.
خلاصه داستان: فیلم «مرد بهتر» یک درام بیوگرافیک موزیکال به کارگردانی مایکل گریسی است که داستان زندگی رابی ویلیامز، خواننده پاپ بریتانیایی، را از کودکی تا اوج شهرت و بازگشتش روایت میکند. رابی جوان در ۱۶ سالگی به گروه تیک دت میپیوندد و به سرعت به ستارهای جهانی تبدیل میشود، اما شهرت با اعتیاد، روابط شکستخورده و تردیدهای شخصی همراه است. فیلم با استفاده از روایت خود ویلیامز و به تصویر کشیدن او به عنوان یک شامپانزه CGI، دیدگاه او درباره خودش را نشان میدهد. این اثر با آهنگهای بازخوانیشده ویلیامز، صحنههای موزیکال پرانرژی و کاوشی در اعتیاد، افسردگی و رستگاری، در ۲۵ دسامبر ۲۰۲۴ اکران شد.
خلاصه داستان: فیلم «قلعه شنی» یک درام فانتزی-روانشناختی عربی به کارگردانی متی براون است. داستان درباره خانوادهای چهار نفره، یاسمین، نبیل و فرزندانشان آدام و جانا، است که پس از فاجعهای نامعلوم در جزیرهای متروک پناه میگیرند. آنها در فانوس دریایی مخروبهای ساکن شده و با کمبود غذا و امید به نجات دستوپنجه نرم میکنند. جانا، دختر کوچک، با ساختن قلعههای شنی و تخیلاتش از واقعیت فرار میکند، در حالی که آدام مضطرب و پرخاشگر میشود. کشف یک کیسه جسد و اخباری درباره غرق شدن مهاجران، حقیقت تلخی را آشکار میکند: جزیره و فانوس دریایی تنها در ذهن جانا وجود دارند و او در قایقی نجات در حال فرار از کشوری جنگزده است. این فیلم با تصاویری خیرهکننده و روایتی از دیدگاه کودک، به موضوعات مهاجرت، تروما و تخیل میپردازد و در ۲۴ ژانویه ۲۰۲۵ روی نتفلیکس منتشر شد.