خلاصه داستان: پنی پس از سالها به عمارت پدرش در ریویرا بازمیگردد، اما پدرش غایب است و او مدام جسدش را در گوشهوکنار خانه میبیند؛ جسدی که هر بار ناپدید میشود. وقتی اطرافیان حرفش را باور نمیکنند، پنی به توطئهای هولناک یا فروپاشی ذهن خودش شک میکند.
خلاصه داستان: راسپوتین، راهب مرموزی با قدرت شفابخشی و هیپنوتیزم، با فریب و اغواگری راهش را به دربار تزار روسیه باز میکند و بر خانواده سلطنتی نفوذ مییابد؛ اما رفتارهای هولناک او سرانجام گروهی را به فکر نابودیاش میاندازد.
خلاصه داستان: پس از دزدیدن پول برای آغاز زندگی تازه، ماریون کرین در شبی طوفانی به متلی دورافتاده پناه میبرد و با نورمن بیتس، مدیر جوان و مرموز آن، آشنا میشود. ناپدیدشدن ماریون، خواهرش و کارآگاهی را به جستوجویی هولناک میکشاند که راز تاریک متل را آشکار میکند.
خلاصه داستان: گای کارل، اشرافزادهای گرفتار ترس هولناکِ زندهبهگورشدن، میکوشد راهی برای گریز از گور بسازد؛ اما ازدواج و رخدادهای مرموز، هراس و بدگمانیاش را به اوج میرسانند.
خلاصه داستان: مارک، فیلمبرداری گوشهگیر در لندن، زنان را به قتل میرساند و با دوربینش واپسین لحظات ترس آنها را ثبت میکند؛ وسواسی هولناک که ریشه در آزمایشهای دوران کودکیاش دارد. آشنایی با هلن شاید راهی برای رهایی پیش پای او بگذارد، اما راز تاریکش هر لحظه به افشا نزدیکتر میشود.
خلاصه داستان: پس از حملهٔ مردگان زنده، گروهی از بازماندگان در خانهای روستایی پناه میگیرند و در محاصرهٔ زامبیها برای بقا میجنگند. اما ترس و اختلاف میان خودشان، خطر را دوچندان میکند.
خلاصه داستان: کشیشی برای بررسی تسخیر اهریمنی راهی صومعهای دورافتاده میشود؛ اما در تلاش برای نجات مادر ژوان، با وسوسههایی روبهرو میشود که ایمان و پاکی خودش را به آزمون میکشند.
خلاصه داستان: پس از آنکه توفانی گروهی از گردشگران را به جزیرهای دورافتاده میکشاند، آنها برای زندهماندن با کمبود غذا و ترس از قارچهای عجیب جزیره روبهرو میشوند. گرسنگی و تنش، گروه را از هم میپاشد و خوردن قارچها پیامدی هولناک دارد.
خلاصه داستان: نویسندهای به روستایی کنار دریاچه بازمیگردد تا زنی را که شیفتهاش بوده دوباره ببیند، اما درمییابد او ظاهراً خودکشی کرده است. با تردید در روایت رسمی، او در پی کشف حقیقت مرگ زن میرود و میان خاطره، خیال و رازهای تاریک خانوادهای محلی گرفتار میشود.
خلاصه داستان: در اردوگاهی نازی، فرماندهای بیرحم با انجام آزمایشهای دردناک روی زندانیان میکوشد ثابت کند زنان تابآوری بیشتری از مردان دارند. ورود یک اسیر آمریکایی و شکلگیری شورشی در میان زندانیان، سلطه او را به خطر میاندازد.