خلاصه داستان: داستان فیلم «سال نو مبارک» درباره سه دوست قدیمی است که پس از سالها دوری، تصمیم میگیرند شب سال نو را در کنار هم جشن بگیرند. این دورهمی به ظاهر ساده، خاطرات گذشته و کینههای حل نشده را زنده میکند و هر یک از آنها را با چالشهای شخصی و روابط پیچیدهشان روبرو میکند. در این شب، آنها مجبور میشوند با اشتباهات گذشتهشان روبرو شوند و تصمیم بگیرند که آیا میتوانند دوباره به هم نزدیک شوند یا خیر.
خلاصه داستان: فیلم «گرین کارت» داستان جورج (جیرارد دیپاردیو)، نوازنده جوان فرانسوی را روایت میکند که برای دریافت اقامت دائم در آمریکا، با زنی به نام بری (آندی مکداول) که موزیسین نیست، انگیزههای خود را پنهان میکند و ازدواج صوری میکند. اما وقتی مأموران مهاجرت برای بررسی صحت ازدواج به خانهشان میآیند، آنها مجبور میشوند برای حفظ موقعیت خود، زندگی مشترک دروغینی را در کنار هم تجربه کنند و در این مسیر، عشق واقعی بین آنها شکل میگیرد.
خلاصه داستان: فیلم گروپیر اولد من (Grumpier Old Men) در سال ۱۹۹۵ ساخته شده است. داستان این فیلم کمدی درباره دو همسایه سالخورده به نامهای جان گوستافسون و ماکس گلدمن است که پس از کشمکشهای فراوان، بالاخره به صلح و آشتی رسیدهاند. اما این صلح دوام چندانی ندارد، زیرا یک زن جذاب و مرموز به نام ماریا به همسایگی آنها نقل مکان میکند و بار دیگر رقابت و کینهتوزی بین آنها را شعلهور میسازد. در این میان، پسران آنها، جیک و جان نیز درگیر مسائل عاشقانه خود هستند و...
خلاصه داستان: پس از اتفاقات فصل اول، جرمی کلارکسون، ریچارد هاموند و جیمز می در سال ۲۰۱۶ بازگشتند تا با اتومبیلهای کلاسیک و لاکچری خود به سراسر جهان سفر کنند. در این فصل، آنها به مکانهایی همچون نامیبیا، کلمبیا، بولیوی، چین، میانمار، مونتهنگرو، اسکاتلند، کرواسی، دبی، اسپانیا، ایتالیا، فرانسه، آمریکا و استرالیا سفر کرده و ماجراهای جذابی را در جادهها و مسیرهای مختلف تجربه میکنند.
خلاصه داستان: دختری با گوشواره مرواریدی داستان گریت، خدمتکار جوان و سادهای در خانه یان ورمر، نقاش مشهور قرن هفدهم هلند را روایت میکند. گریت به عنوان دستیار نقاش به او کمک میکند و با وجود تفاوتهای طبقاتی، پیوند عاطفی عمیقی بین آنها شکل میگیرد. این رابطه الهامبخش خلق یکی از معروفترین نقاشیهای جهان میشود، اما عواقب پیچیدهای برای زندگی هر دو به دنبال دارد.
خلاصه داستان: فیلم دختری با چمدان داستان دختری به نام لیدیا است که پس از ترک معشوقهاش، به دنبال پناهگاهی در خانهی خانوادهی پانچری به سر میآید. در آنجا، او با پسر خانواده، آگوستو، روبرو میشود که درگیر یک رابطهی عاطفی پیچیده با دختری به نام لائورا است. لیدیا به تدریج با مشکلات و تنشهای خانوادگی آنها آشنا میشود و خود را در مرکز یک مثلث عاطفی مییابد که در آن احساسات، وظیفه و تضادهای اجتماعی در هم تنیده میشوند.
خلاصه داستان: شبح، محصول سال ۱۹۹۰، داستان سام و مالی را روایت میکند که عاشقانهای عمیق با یکدیگر دارند. پس از آنکه سام در یک حمله خشونتآمیز به قتل میرسد، روحش در دنیای میانمرگ و زندگی باقی میماند و درمییابد که دوستدخترش در خطر است. او برای محافظت از مالی و انتقام گرفتن از قاتل، با کمک یک روانشناس عجیب و غریب به نام اودا میمیتواند با دنیای زندگان ارتباط برقرار کند.
خلاصه داستان: در سال ۱۸۶۲، در طول جنگ داخلی آمریکا، خانواده کوئیکر مسیحی در ایندیانا با اصول صلحطلبانه خود دست و پنجه نرم میکنند، در حالی که یک گروه سواره نظام کنفدراسیون به رهبری سرهنگ جاناتان کایت به شهرشان نزدیک میشود. جس، پسر خانواده، بین وفاداری به عقاید مذهبی خانوادهاش و نیاز به دفاع از عزیزانش در برابر خشونت در حال جنگ است. این فیلم داستانی قدرتمند از ایمان، شجاعت و انتخابهای دشوار در زمان جنگ را روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلم روباه آتشین (Foxfire) محصول سال 1987 به کارگردانی ریچارد سارافیان و با بازی لورن هاتن و مت دیلون، داستان دو غریبه را روایت میکند که در یک رستوران کوچک در جادهای بیابانی در آریزونا با هم آشنا میشوند. لورن هاتن در نقش زنی جوان و سرگردان به نام ریتا، و مت دیلون در نقش مردی به نام مایک، که به تازگی از زندان آزاد شده است، دیده میشوند. این دو که هر دو از گذشتهی خود فراری هستند، با هم تصمیم میگیرند تا با سرقت پول یک بانک کوچک، زندگی جدیدی را آغاز کنند. اما همانطور که پلیس در تعقیب آنهاست، تنشها بالا میگیرد و رابطهی آنها تحت فشار قرار میگیرد و در نهایت به یک تراژدی ختم میشود.
خلاصه داستان: فیلیپ و لولا زوج جوانی هستند که در لاسوگاس زندگی میکنند. فیلیپ آشپز مشتاقی است که به تازگی رستوران خود را افتتاح کرده و لولا به عنوان طراح لباس در یک بوتیک کار میکند. اما وقتی لولا به طور ناگهانی ناپدید میشود، فیلیپ با دنیای زیرزمینی و جنایتکار شهر روبرو میشود و برای نجات همسرش دست به هر کاری میزند.