خلاصه داستان: سامبا، کارمند سنگالی مهاجر در پاریس که به مدت ده سال در فرانسه زندگی کرده است، برای دریافت مجوز اقامت خود تلاش میکند. او که به عنوان پیشخدمت در یک هتل مجلل کار میکند، با آلیس، کارمند ارشد اداره مهاجرت که از شغل خود ناراضی است، آشنا میشود. آلیس که تحت تأثیر شخصیت صادق و پرتلاش سامبا قرار میگیرد، تصمیم میگیرد به او کمک کند تا مدارکش را تکمیل کند. این فیلم کمدی-درام به کارگردانی الیویه ناکاش و اریک تولدانو، با بازی عمر سی و شارلوت گنزبور، داستانی انسانی و تأثیرگذار درباره عشق، امید و مبارزه برای یافتن جایگاهی در جامعه را روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلم کمدی ماجراجویی «دزدیده شده» محصول سال ۲۰۱۷ به کارگردانی جاناتان لوین و با بازی درخشان گلدبرگ و ایمی شومر در نقش یک مادر و دختر است. داستان حول محور امیلی میدلتون (امی شومر) میچرخد که پس از آنکه دوستپسرش او را ترک میکند، تصمیم میگیرد به همراه مادرش لیندا (گلدبرگ) به تعطیلات از پیش رزرو شده در اکوادور برود. این سفر که قرار بود یک ماجراجویی آرام باشد، زمانی به کابوس تبدیل میشود که این دو زن توسط یک گروه خلافکار ربوده شده و در جنگلهای آمازون رها میشوند. حالا آنها باید با تکیه بر هوش، شوخطبعی و البته کمی شانس، راهی برای نجات خود از این مخمصه خطرناک پیدا کنند و به خانه بازگردند. این فیلم با ترکیب طنز موقعیت و لحظات اکشن، داستانی سرگرمکننده از رابطه مادر و دختری را به تصویر میکشد که در شرایط سخت به یکدیگر نزدیکتر میشوند.
خلاصه داستان: فیلم تلویزیونی «قاتل همسر خواهری» محصول سال ۲۰۲۴ به کارگردانی کیمبرلی ویلسون و با بازی جسیکا هارمون، جف پیرسون و کاترینا جانسون است. داستان حول محور کیت میچرخد، زنی که پس از مرگ مشکوک خواهرش، برای پیگیری حقیقت به جامعه مورمونهای بنیادگرا نفوذ میکند. او در این مسیر با ساختار پیچیده ازدواجهای چندگانه و رازهای تاریک خانوادهای قدرتمند روبرو میشود و به تدریج پرده از توطئهای مرگبار برمیدارد که جانش را نیز به خطر میاندازد.
خلاصه داستان: یک پلیس جوان و مصمم به نام سارا که در یک ایستگاه پلیس در حومه شهر کار میکند، با ورود یک زن مرموز و زخمی به نام الناز که ادعا میکند از یک باند قاچاق انسان فرار کرده، زندگیاش دگرگون میشود. سارا که در ابتدا به داستان الناز مشکوک است، به تدریج متوجه میشود که او قربانی یک شبکه زیرزمینی قدرتمند است که زنان را ربوده و به اجبار به کارهای خلاف اخلاق وادار میکند. الناز از سارا میخواهد که به او کمک کند تا خواهرش را که هنوز در چنگال این باند است، نجات دهد. سارا با وجود هشدارهای رئیساش مبنی بر عدم مداخله، تصمیم میگیرد به صورت مخفیانه و خارج از چارچوب قانونی به الناز کمک کند. او با پنهان کردن الناز در یک مکان امن، شروع به جمعآوری اطلاعات میکند و به دنیای تاریک و خطرناک باند قاچاق وارد میشود. در این راه، سارا با یک روزنامهنگار جسور به نام امیر همکاری میکند که او نیز سالهاست در تلاش برای افشای این شبکه است. با پیشرفت تحقیقات، سارا و امیر به عمق فساد و قدرت این باند پی میبرند و متوجه میشوند که حتی برخی از همکاران سارا نیز در این شبکه دست دارند. خطر هر لحظه به آنها نزدیکتر میشود و مکان امن الناز دیگر امن نیست. سارا باید در یک رقابت با زمان، پیش از آن که باند قاچاق به الناز و خواهرش برسد و یا همکاران فاسدش او را لو دهند، این شبکه را از هم بپاشد و جان این دو خواهر را نجات دهد. در این میان، اعتماد بین سارا و الناز نیز بارها آزمایش میشود و سارا باید تصمیمات دشواری بگیرد که میتواند هم زندگی حرفهای و هم زندگی شخصیاش را به خطر بیندازد.
خلاصه داستان: سایبل، دختر جوانی که توانایی صحبت کردن ندارد و از طریق زبان سوتزدن منحصربهفردی که یاد گرفته، با دیگران ارتباط برقرار میکند، در یک روستای دورافتاده در کوههای پوشیده از جنگلِ منطقه دریای سیاه ترکیه زندگی میکند. پدرش، او را از جامعه دور نگه میدارد و سایبل بیشتر وقت خود را در طبیعت میگذراند. اما وقتی با یک غریبه زخمی مواجه میشود، زندگی او برای همیشه تغییر میکند. این فیلم که در سال ۲۰۱۸ توسط چاگلا زنن ساخته شده و در آن بازیگرانی چون دامیلا سونمز، ارکان کان و میلِت آکای به ایفای نقش پرداختهاند، داستانی عمیق و تأثیرگذار درباره انزوا، ارتباط و کشف حقیقت را روایت میکند.
خلاصه داستان: لئو، فیلمساز مستند، در جستجوی گرگ خاکستری در مناطق روستایی فرانسه با ماریان، پرستاری تنها، آشنا میشود و رابطۀ عاشقانهای بین آنها شکل میگیرد. پس از به دنیا آمدن پسرشان، زندگی آنها با چالشهای جدیدی مواجه میشود و لئو برای ادامۀ پروژۀ فیلم خود به سفر میرود. این جدایی فشار زیادی بر رابطه وارد میکند و ماریان دچار افسردگی پس از زایمان میشود. لئو در مواجهه با مسئولیتهای پدری و نیازهای هنری خود، در کشمکشی درونی گرفتار میشود و باید بین تعهدات خانوادگی و اشتیاقش به فیلمسازی تعادل برقرار کند. کارگردان آلن گیرودی با بازیگرانی چون دامین بونار، ایزابل کاره و کریستین بویی، داستانی شاعرانه و روانکاوانه از پیچیدگیهای عشق، پدری و آفرینش هنری را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: دو نوجوان به نامهای لئوپولد و دودو در یک شهر متروک و خالی از سکنه به نام بروکسل بیدار میشوند و درمییابند که تمام جمعیت شهر ناپدید شدهاند. آنها به همراه یک شیر به نام نلسون و چند کودک دیگر که در نقاط مختلف شهر پراکنده شدهاند، باید برای بقا بجنگند و راز این ناپدید شدن مرموز را کشف کنند. این انیمیشن فرانسوی-بلژیکی محصول سال ۲۰۲۴ به کارگردانی پلین گارگیلو و با بازی صداپیشگان لئوپولدین سرپنت، ساشا گوین و پلین گارگیلو است که داستانی هیجانانگیز و پر از ماجراجویی را روایت میکند.
خلاصه داستان: مایک، یک افسر پلیس سابق که به دلیل اعتیاد به الکل اخراج شده، در یک شهر کوچک زندگی فلاکتباری را میگذراند و به عنوان یک کارگر ساختمانی روزگار میگذراند. زندگی او زمانی تغییر میکند که یک روز صبح، کنار جاده، با دختر جوانی به نام جودی مواجه میشود که مورد اصابت گلوله قرار گرفته و در شرف مرگ است. مایک او را به بیمارستان میرساند و پس از مرگ جودی، تصمیم میگیرد به طور غیررسمی به دنبال قاتل او بگردد. او با استفاده از کارت پلیس قدیمی برادرش و با کمک دوست و همکار سابقش، تونی، وارد دنیای خطرناک جنایتکاران و قاچاقچیان میشود. در این مسیر، او با خانوادهی ثروتمند و پرنفوذ جودی نیز روبرو میشود و متوجه میشود که این پرونده پیچیدهتر از آن چیزی است که به نظر میرسد. این تعقیب و گریز خطرناک، نه تنها مایک را به مرزهای خطر میکشاند، بلکه فرصتی برای نجات خودش و بازپس گرفتن شرافت از دست رفتهاش فراهم میکند. این فیلم جنایی نوآر در سال ۲۰۱۷ توسط ایان و جان نزویک ساخته شد و جان هاوکس در نقش اصلی آن به ایفای نقش پرداخته است.
خلاصه داستان: این فیلم کوتاه محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی کارلو سیرتی و با بازی پائولو سیرتی و سارا کومینتی، داستان مردی تنها به نام رنزو را روایت میکند که در شهر ونیز زندگی میکند و هر روز با قایق خود به محل کارش میرود. او در یک کارگاه کفاشی مشغول به کار است و تمام زندگیاش را به ساخت کفشهای چرمی با کیفیت اختصاص داده است. رنزو که فردی گوشهگیر و منزوی است، با وجود مهارت بالا در حرفهاش، از تنهایی رنج میبرد. زندگی یکنواخت او با ورود یک مشتری جدید که زنی جوان و مرموز است، دچار تحول میشود. این زن که به دنبال کفشهای خاصی است، ناخواسته احساسات عمیقی را در رنزو بیدار میکند و او را به فکر فرو میبرد که آیا میتواند از حصار تنهایی خود خارج شود و به زندگی عادی بازگردد. این فیلم کوتاه با بهرهگیری از تصاویر زیبا از ونیز و فضای دلانگیز کارگاه کفاشی، به بررسی موضوع انزوا، امید و ارتباط انسانی میپردازد و مخاطب را با این پرسش مواجه میکند که گاهی یک برخورد ساده میتواند تمام زندگی یک نفر را تغییر دهد.
خلاصه داستان: یک فیلم کوتاه تجربی به کارگردانی آندری تارکوفسکی محصول سال ۱۹۶۴ که در دوران دانشجویی او در مدرسه فیلم مسکو ساخته شد. این اثر که تنها ۹ دقیقه طول دارد، برخلاف فیلمهای روایی متداول، به صورت انتزاعی و شاعرانه به تصویر کشیده شده است. در این فیلم، دوربین به آرامی بر روی اشیاء و محیط اطراف حرکت میکند و با بازی نور و سایه، فضایی مرموز و رویایی خلق میکند. موسیقی الکترونیک که توسط ویاچسلاو آرتیوموف ساخته شده، به این حس و حال میافزاید. این فیلم کوتاه را میتوان نمونه اولیه سبک منحصر به فرد و نگاه عمیق تارکوفسکی به سینما دانست که در آثار بعدی او به کمال رسید. بازیگر مشخصی در آن حضور ندارد و تمرکز اصلی بر روی تصاویر و فضاسازی است.