خلاصه داستان: درباره فیلم: فیلم «لیپار» اولین ساخته حسین ریگی است که در چابهار فیلمبرداری شده است. این فیلم یک ملودرام اجتماعی با رگههایی عاشقانه بوده و خط اصلی فیلم درباره پنج نوجوان است که در یک موقعیت خاص قرار میگیرند. خلاصه فیلم: میخواهم قبل از مرگم، یکبار دیگر، همه فیلمهایی که دوست دارم را ببینم.
خلاصه داستان: برزو در حال قمار است و همسرش از آن راضی نیست. سرانجام تصمیم می گیرد دیگر قمار نکند و قسم می خورد که قمار نکند. اما دوستش علی برای ازدواج خواهرش نیاز مبرمی به پول دارد. برزو سلام می شکند...
خلاصه داستان: در بحبوحه جنگهاى داخلى امریكا مایك مكوم را، به رغم شجاعتهایش ، از ارتش شمالى ها بیرون مىاندازند و او هم آرام آرام به كارهاى خلاف روى مىآورد. تا این كه به نوادا مىرود و پس از راه انداختن قمارخانهاى بزرگ با مردى به نام استنلى مور در معدن نقره ى او شریك مى شود...
خلاصه داستان: یک زن برای یافتن دخترش به یک شهر دور افتاده و متروک به نام «تپه خاموش» میرود. این فیلم بر اساس یک بازی ویدئویی با همین نام ساخته شده است.
خلاصه داستان: دو تیراندازی در کافه جغد شب دستیار کمیسر وارما و افرادش مسئول پروندهی تحقیق درباره تیراندازی در یک کافه میشوند ولی در حین تحقیق دربارهی تیراندازی، متوجه رازی تاریکتر میشوند.
خلاصه داستان: پسر بزرگ توکوگاوا ایمیتسو تاکهچیو توسط یک سپاه قاتل مورد حمله قرار می گیرد . هفت سامورایی که توسط لرد ساکورا هان، هوتا ماساموری استخدام شده بودند، به تاکهچیو کمک می کنند . این حمله به دلیل درگیری جانشینی شوگان بعدی صورت می گیرد ...
خلاصه داستان: شرلوک هلمز به طوری تصادفی به دکتر موریارتی شلیک میکند و جنازه گم میشود. مطبوعات و پلیس به خاطر قتل موریارتی به او مشکوک می شوند و او در همین هنگام با دکتر واتسون آشنا می شوند و در کنار هم احتمال زنده بودن موریارتی را بررسی میکنند...
خلاصه داستان: بی گناهی اسکارلت بر پایه داستانهای کلاسیک کــره ای Shimcheongjeon ساخته شده است. این یک نسخه مدرن از داستان است که به طــور کامل وارونه است، عشق پرشور و ممنوعه ایی بین پروفسور حک کیو و دوک یی دختر جوانی که 20 ساله است...
خلاصه داستان: مردی که با خانواده ش سالها در انگلیس زندگی میکند به جرم قتلی مرموز دستگیر میشود و حالا همسرش سعی میکند بیگناهی اش را ثابت کند ولی باید پا در مسیری متفاوت بگذارد وی..
خلاصه داستان: شاهزاده آن، مشغول سفر به کشورهای مختلف اروپایی است و در آخرین سفرش، به کشور ایتالیا و شهر رُم وارد میشود. او از برنامههای روزانه، کاملا خسته شده و دوست دارد یک زندگی پر از شور و شوق را تجربه کند. همین انگیزه باعث میشود، شبانه، قصر را ترک کرده و بیخبر وارد شهر رُم شود..