خلاصه داستان: فیلم «طبیعت انسان» (Human Nature) در سال 2001 به کارگردانی مایکل توچینر داستان سه شخصیت را روایت میکند که درگیر مسائل پیچیدهی ژنتیک، فلسفه و اخلاق میشوند. دکتر جف ویلسون (تیم رابینز) دانشمندی است که تلاش میکند با دستکاری ژنهای موشها، رفتار خشونتآمیز آنها را از بین ببرد. در همین حال، پدی (بیلی کانلی) مردی با موهای بدنی زیاد است که به دلیل ظاهرش توسط جامعه طرد شده و در جنگل زندگی میکند. اما لولا (پاتریشیا آرکت) زنی است که به دلیل بیماری هیرسوتیسم (پرمویی) از جامعه فاصله گرفته است. وقتی دکتر ویلسون پدی را برای تحقیقات خود استخدام میکند، این سه نفر در یک آزمایشگاه تحقیقاتی گرد هم میآیند تا به سوالات عمیقی دربارهی طبیعت انسان، پذیرش اجتماعی و اخلاقیات علمی پاسخ دهند.
خلاصه داستان: در دنیایی که هتلها معمولاً پذیرای انسانها هستند، هتلی وجود دارد که فقط به ابرشرورها خدمات میدهد. این هتل، پناهگاهی امن برای کسانی است که از قوانین جامعه فراریاند و به دنبال مکانی برای استراحت و ترمیم زخمهایشان هستند. داستان این مجموعه حول محور مدیریت این هتل و چالشهایی است که هر روز با مهمانان خاص و قدرتهای منحصربهفردشان تجربه میکنند. در این میان، توطئههایی در سایهها در حال شکلگیری است که میتواند امنیت این پناهگاه را به خطر اندازد و مجبورشان کند تا برای حفظ موجودیت خود، دست به اقدامات هیجانانگیزی بزنند.
خلاصه داستان: در دبیرستانی در حومه شهر، گروهی از دانشآموزان باهوش اما تنبل به نامهای لیلی، جان و تیم، با تکیه بر مهارتهای هکری خود تصمیم میگیرند تا سیستم کامپیوتری مدرسه را نفوذ کرده و نمرات امتحانات نهایی را تغییر دهند. آنها با این کار قصد دارند از شر فشارهای خانوادگی و استرسهای ناشی از آیندهی تحصیلی خود خلاص شوند، اما هک آنها به سرعت از کنترل خارج شده و تبدیل به یک بحران بزرگ میشود که در آن نه تنها آیندهی خودشان، بلکه امنیت کل مدرسه و اطلاعات شخصی صدها نفر به خطر میافتد. آنها باید در مدت زمان کوتاهی قبل از افشای کامل ماجرا، راهی برای جبران اشتباه بزرگ خود پیدا کنند.
خلاصه داستان: سریال هینترلند (Hinterland) یک مجموعه جنایی و روانشناختی محصول سال 2013 است. داستان در منطقه ساحلی و کوهستانی ولز اتفاق میافتد و ماجراهای کارآگاه ریچارد هال (Richard Harrington) را دنبال میکند که برای فرار از گذشتهی تاریک خود به آنجا نقل مکان میکند. او در حالی که با غم و اندوه شخصی دست و پنجه نرم میکند، باید به پروندههای قتل پیچیده و تاریکی رسیدگی کند که اسرار ساکنان محلی را فاش میکند.
خلاصه داستان: فیلم «قهرمان زن» (Heroine Disqualified) در سال 2015، داستان دختری به نام «میکو» را روایت میکند که در یک دبیرستان پسرانه به عنوان معلم زبان انگلیسی مشغول به کار میشود. او که به دلیل مشکلات مالی مجبور به ترک دانشگاه شده، با چالشهای متعددی در محیط جدید روبرو میشود. میکو در این میان با پسری به نام «کای» آشنا میشود که به دلیل مشکلات خانوادگی و ترک تحصیل، دچار آسیبهای روحی شده است. میکو تلاش میکند تا با کمک به کای، به او در بازگشت به زندگی عادی کمک کند، اما درگیریهای عاطفی و مشکلات شخصی خودش، این مسیر را برایش دشوار میسازد.
خلاصه داستان: فیلم «زخم تردید» (Hesitation Wound) به کارگردانی تینا پورسکنبری و محصول سال 2023، داستان زنی به نام سارا را روایت میکند که در آستانه طلاق از همسرش است. او که بهعنوان قاضی در دادگاه فعالیت میکند، با پروندهای روبرو میشود که در آن زنی به قتل همسرش متهم شده است. با پیشروی داستان، سارا درمییابد که این پرونده ارتباط نزدیکی با زندگی شخصی او دارد و باید بین وظیفه حرفهای و احساسات شخصی خود تعادل برقرار کند.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۷۶، ژان-لوک گدار و آن-ماری میویل با سفر به فلسطین، فیلم مستند تجربی «اینجا و آنجا» را میسازند. این اثر که پس از انقلاب فلسطینیها تصویربرداری شده، با ترکیبی از تصاویر خبری، مصاحبهها و تکهفیلمهای تبلیغاتی، به بررسی چگونگی بازنمایی و ایدئولوژیزدگی مبارزه فلسطینیها در رسانهها میپردازد و در عین حال، نگاهی انتقادی به فرایند ساخت فیلم و نقش خود فیلمسازان در این میان دارد.
خلاصه داستان: هایدی دختری یتیم است که برای زندگی با پدربزرگ سختگیر و منزوی خود در کوههای آلپ سوئیس فرستاده میشود. با وجود مخالفت اولیه پدربزرگ، هایدی با طبیعت، حیوانات و شادی ساده زندگی در کوهستان ارتباط برقرار میکند و دل او را نیز نرم میکند. اما زمانی که خواهرش او را مجبور میکند تا در شهر برای دختری معلول خدمت کند، هایدی دلتنگ کوههایش میشود و باید راهی برای بازگشت به خانه و کاشت بذر امید در دل دوستش پیدا کند.
خلاصه داستان: یک خارپشت در شبی مهآلود به دنبال سیبهایی که از درخت افتادهاند، راهی جنگل میشود. در مسیرش، با پدیدههای عجیب و غریبی مثل یک اسب سفید بزرگ، یک ماهی در هوا و یک جغد مرموز روبرو میشود. این سفر کوتاه اما عمیق، او را به تفکر دربارهٔ دوستی، ترس و زیباییهای پنهان دنیای اطراف وا میدارد.
خلاصه داستان: فیلم «او که سیلی میخورد» (He Who Gets Slapped) یک درام روانشناختی تاریک به کارگردانی ویکتور سجوین در سال ۱۹۲۴ است. داستان در سیرکی در پاریس میگذرد و مردی را روایت میکند که پس از تحمل شکست و تحقیر شدید، هویت خود را پنهان کرده و با نام «او» به یک دلقک تراژیک تبدیل میشود. او که بهطور مداوم سیلی میخورد تا دیگران را بخنداند، درگیر عشقی پیچیده به زنی جوان میشود که توسط یک اسبسوار ثروتمند مورد آزار قرار میگیرد. این فیلم که اقتباسی از رمان «او» اثر آندره نوریه است، با بازی درخشان لان چینی، تضاد عمیقی بین ظاهر شاد و درون غمگین شخصیت اصلی را به تصویر میکشد.