خلاصه داستان: فیلم "چک ده! هند" داستان کابیر خان، کاپیتان تیم ملی هاکی هند است که پس از شکست در جام جهانی و متهم شدن به خیانت به کشور، مجبور به ترک تیم میشود. سالها بعد، او تصمیم میگیرد تیم ملی هاکی زنان هند را آماده کند و آنها را به قهرمانی جام جهانی برساند. این مسیر پر از چالشها، مبارزات فرهنگی و شکستخوردگیهایی است که باید با همکاری، ایمان و ارادهای قوی بر آن چیره شوند.
خلاصه داستان: The Secret of the Grain (2007) is a French-Tunisian drama film directed by Abdellatif Kechiche. The story follows Slimane Beiji, a 61-year-old shipyard worker of Tunisian descent living in the French port city of Sète. After being laid off from his job, Slimane dreams of opening a restaurant specializing in his ex-wife's traditional couscous and fish dish. With the support of his large, close-knit family and his lover's daughter, Rym, Slimane navigates bureaucratic hurdles and financial challenges to turn his dream into reality. The film poignantly explores themes of immigration, family bonds, and the pursuit of the French dream.
خلاصه داستان: برندد تو کل: یک فیلم نوآر ژاپنی در سال ۱۹۶۷ که داستان یک قاتل حرفهای به نام جیبی است که پس از یک اشتباه در یکی از ماموریتهایش، مورد تعقیب سازمان قاتلان قرار میگیرد و درگیر یک بازی مرگبار با رقیبش میشود. این فیلم به دلیل سبک بصری منحصربهفرد و روایت غیرخطی، به یکی از آثار کلاسیک ژانر نوآر تبدیل شده است.
خلاصه داستان: در سال 2025، یک خانواده در تلاش برای نجات جان خود در مقابل موجوداتی مرموز هستند که با صدا شکار میکنند. آنها مجبور میشوند در یک جهان ساکت زندگی کنند تا از دسترس این موجودات خارج بمانند. در این بین، یکی از اعضای خانواده، که ناشنوا است، نقش کلیدی در بقای آنها ایفا میکند.
خلاصه داستان: در سال 1983، در دوران جنگ جهانی دوم، کشیش کاتولیک ایتالیایی، کلرک اولیویتی، با کمک مقاومت ایتالیایی، تلاش میکند تا یهودیان و زندانیان متحدین را از دست نازیها و پاولیها نجات دهد و به سرزمینهای امن منتقل کند. در همین حال، افسر ایاس و افسر پاولی، کلرک اولیویتی را تعقیب میکنند تا او را دستگیر کنند.
خلاصه داستان: در سه داستان جداگانه که در سالهای 1911، 1966 و 2005 رخ میدهند، مرد و زن در سه نقش متفاوت با هم برخورد میکنند: یک بازرگان و یک آشپز در یک اداره دولتی، یک بازیکن بسکتبال و یک دختر مشغول به کار در یک کافه، و یک خواننده و یک فیلمساز در یک بار. هر داستان به شکل متفاوتی از عشق، اشتیاق و دوری بیان میشود، و در پایان هر کدام، شخصیتها با یکدیگر مواجه میشوند اما در نهایت از هم دور میشوند.
خلاصه داستان: در دوران امپراتوری روم، سیمون، یک راهب مسیحی، به مدت شش سال، شش ماه و شش روز بر روی ستونی در بیابان مینشیند تا از گناه دور باشد و به خدا نزدیکتر شود. مردم او را به عنوان یک قهرمان مذهبی میبینند و برای دریافت برکت و درمان نزد او میآیند. اما شیطان در قالب یک دختر جذاب ظاهر میشود و سیمون را وسوسه میکند تا از روی ستون پایین بیاید و زندگی دنیوی را تجربه کند.
خلاصه داستان: Saathiya داستان عاشقانهای است که دربارهی عادی و تارا دو نفر جوانی است که با وجود مخالفت خانواده، تصمیم به ازدواج میگیرند. آنها با مشکلات زندگی مشترک و فشارهای اجتماعی مواجه میشوند و در نهایت باید تصمیم بگیرند که آیا عشق آنها برای مقابله با تمام این چالشها کافی است یا خیر.
خلاصه داستان: دو زن جوان در یک رابطه عاشقانه با یکدیگر قرار میگذارند و برای درک عمیقتر از یکدیگر، تصمیم میگیرند در طول ۲۴ ساعت، هر ساعت یک بار با هم رابطه جنسی برقرار کنند. این آزمایش نزدیکی و صمیمیت منجر به مواجهه با نقاط ضعف، ترسها و انتظاراتی میشود که هر کدام از آنها در روابطشان حمل میکنند.
خلاصه داستان: یک مرد با بیماری فراموشی بیست دقیقهای در تلاش برای انتقام از قاتل عشقش است. داستان فیلم درباره یک مرد جوان و موفق به نام سنجای شیروتا (عامر خان) میگوید که پس از شاهد قتل عشقش آینی (آسین)، دچار بیماری فراموشی بیست دقیقهای میشود. او برای یادآوری وقایع و ادامه انتقامجویی از قاتل، تصاویر و نوشتههایی را بر روی بدنش خالکوبی میکند و با دوربین و دفترچههایی همیشه همراه خود، سعی میکند جزئیات را به خاطر بسپارد.