خلاصه داستان: فیلم کوتاه «Another Fine Mess» محصول سال ۱۹۳۰، یکی از آثار کلاسیک کمدی دوران سینمای صامت به کارگردانی جیمز پروت است که لورل و هاردی، این دوئت کمدی افسانهای، در آن نقشآفرینی میکنند. داستان حول محور استن و اولی میچرخد که پس از فرار از یک افسر پلیس، خود را در یک کالسکه قدیمی پنهان میکنند. این کالسکه در واقع متعلق به یک کلبه مجلل است که توسط یک میلیونر ثروتمند اجاره شده است. زمانی که صاحبخانه به همراه همسرش بازمیگردند، این دو دوست نادان به اشتباه تصور میکنند که آنها خدمتکار هستند و از آنها انتظار انجام کارهای خانه را دارند. این سوءتفاهم مقدمهای برای یک سری موقعیتهای خندهدار و آشفتگیهای مضحک میشود که در آن لورل و هاردی با حرکات slapstick و بازیهای دیدنی خود، صحنههایی به یادماندنی خلق میکنند. این فیلم کوتاه به عنوان یکی از بهترین همکاریهای این دو کمدین بزرگ، نمونهای درخشان از طنز بصری و کمدی موقعیت است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: آساکو یک و دو (۲۰۱۸) به کارگردانی ریوسوکه هاشیگوچی، داستان آساکو (ماسامی ناگاساوا)، دانشجوی جوانی را روایت میکند که در نگاه اول عاشق بیون (ماساهیرو هیگاشیده) میشود. پس از ناپدید شدن ناگهانی بیون، آساکو دچار اندوه عمیقی میشود. سالها بعد، او با ریوهی (همچنین با بازی ماساهیرو هیگاشیده)، مردی که شباهت خیرهکنندهای به معشوقه گمشدهاش دارد، مواجه میشود. این برخورد، گذشته را زنده میکند و آساکو را در میان عشق جدید و خاطرات قدیمی سرگردان میکند. این فیلم ژاپنی، پرسشهایی عمیق درباره هویت، عشق و ماهیت خاطرات را مطرح میکند و تماشاگر را به تفکر وامیدارد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: خواکین، یک برنامهنویس کامپیوتر که پس از یک تصادف به صندلی چرخدار محدود شده، در خانهاش مشغول کار و زندگی است. او تصمیم میگیرد یکی از اتاقهای خانه را به یک زن و دخترش اجاره دهد. اما خیلی زود متوجه میشود که همسایههای جدیدش و دوستانشان در حال حفاری تونلی به سمت بانک مجاور هستند. خواکین که تنها کسی است که از این نقشه باخبر شده، باید با استفاده از مهارتهای فنی خود و محدودیتهای جسمانیاش، مانع از سرقت بزرگی شود که زندگیاش را تهدید میکند. این فیلم تریلر روانی محصول آرژانتین و اسپانیا در سال ۲۰۱۶ به کارگردانی رودریگو گراند و با بازی لئوناردو اسباراگلیا، کلارا لاگو و خاویر گوتیهرس آلونسو است.
خلاصه داستان: این انیمیشن ماجراجویی کمدی محصول سال ۱۹۸۵ به کارگردانی گاوسپین و پل بریچو، داستان آستریکس و اوبلیکس قهرمانان محبوب گال را روایت میکند که در روستای کوچک خود در برابر امپراتوری روم مقاومت میکنند. جولیوس سزار، امپراتور قدرتمند روم، قصد دارد کنترل کامل بر تمام سرزمینها از جمله روستای آستریکس را به دست آورد و برای این کار از تاکتیکهای مختلفی استفاده میکند. زمانی که سزار یک فرمانده مغرور به نام کاکوس دلتوروس را برای تسخیر روستا میفرستد، آستریکس و دوست وفادارش اوبلیکس باید با کمک معجون جادویی دکترشان و قدرت بیپایان خود در برابر ارتش روم بایستند. این دو قهرمان با شجاعت و طنز خاص خود، مأموریتهای خطرناکی را برای نجات روستا و دوستانشان انجام میدهند و در نهایت با سزار روبرو میشوند. انیمیشن با شخصیتهای دوستداشتنی، طنز هوشمندانه و ماجراهای پرهیجان، داستانی جذاب از مقاومت در برابر ظلم و حفظ آزادی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم «رقص پاییزی» (Autumn Ball) به کارگردانی ویمارت سیمیل محصول سال ۲۰۰۷ استونی، داستان زندگی چند شخصیت تنها و سرخورده را در شهر تالین به تصویر میکشد که در طول یک شب پاییزی، زندگیشان به طور نامرئی به هم گره میخورد. این فیلم که بر اساس رمانی از متئوئو تاملیک ساخته شده، با بازی بازیگرانی چون راین کونسا، یورگن لیگ و تایوو اورس، تصویری عمیق و شاعرانه از انزوا، ناامیدی و جستجوی معنا در زندگی مدرن شهری ارائه میدهد. داستان حول محور یک معمار مطلقه، یک نویسنده شکستخورده، یک مادر تنها و یک نقاش میچرخد که هر یک درگیر مشکلات و تنهاییهای خود هستند و در نهایت، تماشاگر شاهد تلاقی ظریف سرنوشتهای آنها در قالب یک باله پاییزی است.
خلاصه داستان: این فیلم کلاسیک بالیوودی محصول سال ۱۹۷۷ به کارگردانی منموهان دسای و با بازیگری سه ستاره بزرگ آن زمان یعنی آمیتاب باچان، وینود کانا و ری شی کاپور است. داستان حول محور سه برادر به نامهای امر، اکبر و آنتونی میچرخد که در کودکی پس از یک حادثه از هم جدا شده و هر یک توسط خانوادهای از ادیان مختلف (اسلام، هندوئیسم و مسیحیت) بزرگ شدهاند. آنها در بزرگسالی بدون آگاهی از نسبت خویشاوندی، در مسیرهای متفاوتی قرار میگیرند: یکی پلیس میشود، دیگری خواننده و سومی گانگستر. اما تقدیر آنها را بار دیگر به هم پیوند میدهد و در مواجهه با مشکلات خانوادگی و دشمن مشترک، حقیقت هویتشان آشکار میشود. این فیلم کمدی-درام با موسیقی به یاد ماندنی و صحنههای اکشن، نماد وحدت در عین کثرت در جامعه هند است.
خلاصه داستان: این انیمیشن ماجراجویی کمدی محصول سال ۱۹۸۶ به کارگردانی گرهارد هان و با صداپیشگی راجر کارل، سارا باندل، جک وایت و جولین گوپرت است که بر اساس داستان مصور محبوب رنه گوسینی و آلبرت اودرزو ساخته شده است. داستان حول محور آستریکس و دوست وفادارش اوبلیکس میچرخد که در گال باستان زندگی میکنند و با کمک معجون جادویی رازآلودشان قدرت فوقالعادهای به دست میآورند. در این قسمت، رئیس قبیله آنها توسط یک فرد شرور ربوده شده و به سرزمینی دورافتاده به نام آمریکا برده میشود. آستریکس و اوبلیکس برای نجات رئیس قبیله خود سفری پرمخاطره را آغاز میکنند و از اقیانوس اطلس عبور میکنند تا به دنیای جدید برسند. در آنجا با فرهنگ بومیان آمریکا، کاوشگران و همچنین با چالشهای جدیدی روبرو میشوند. این دو دوست شجاع باید با استفاده از هوش، شجاعت و البته معجون جادویی خود، بر تمام موانع غلبه کرده و رئیس قبیله را نجات دهند و به خانه بازگردانند.
خلاصه داستان: در دنیایی پسا-آخرالزمانی که بشریت توسط غولهای عظیمالجثه انسانخوار به نام تایتانها به مرز انقراض رسیده، بقایای انسانها در پشت دیوارهای عظیمی محصور شدهاند. زندگی در آرامش نسبی میگذرد تا اینکه یک روز یک تایتان غولپیکر ظاهر میشود و دیوار بیرونی را نابود میکند و موجی از تایتانها به شهر یورش میبرند. در این میان، نوجوانی به نام ارن یگر شاهد مرگ وحشتناک مادرش توسط تایتانهاست و سوگند میخورد که انتقام بگیرد و همه تایتانها را از روی زمین محو کند. او به همراه خواهر خواندهاش میکاسا آکرمن و بهترین دوستش آرمین آرلرت به نیروهای نظامی میپیوندند تا مبارزهای نابرابر را برای بقای انسانها آغاز کنند. این انیمه حماسی محصول سال ۲۰۱۳ به کارگردانی تسوروموتو آراهانا بر اساس مانگای هاجیمه ایسایاما ساخته شده و داستانی پر از اکشن، هیجان و رمز و راز را روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلم مستند «داستانهای واقعی: آویچی» به کارگردانی لون لیف، زندگی و مرگ تراژیک تیم برجلینگ، دیجی و تهیهکننده موسیقی سوئدی مشهور به آویچی را روایت میکند. این مستند که در سال ۲۰۱۷ منتشر شد، مسیر خارقالعاده آویچی را از یک جوان علاقهمند به موسیقی الکترونیک در استکهلم تا تبدیل شدن به یکی از بزرگترین ستارههای بینالمللی موسیقی دنبال میکند. فیلم با دسترسی بیسابقه به آرشیو شخصی آویچی، مصاحبههای صمیمی با خود او، خانوادهاش، دوستان و همکارانش، و همچنین تصاویر پشت صحنه از تورهای جهانی، تصویری عمیق و تکاندهنده از فشارهای شهرت، مشکلات جسمی و روانی، و مبارزه او با اضطراب و اعتیاد ارائه میدهد. این مستند نه تنها موفقیتهای حرفهای او، از جمله آهنگهای ماندگاری مانند «Wake Me Up» و «Levels» را به تصویر میکشد، بلکه هزینه انسانی این موفقیت را نیز آشکار میسازد و بیننده را به درون دنیای پرتنش صنعت موسیقی و تأثیرات ویرانگر آن بر هنرمندان میبرد.
خلاصه داستان: این فیلم که در سال ۲۰۱۵ و به کارگردانی میگوئل گومیس ساخته شده، سومین و آخرین قسمت از سهگانه «شبهای عربی» است. داستان فیلم در لیسبون پرتغال و در بحبوحه بحران اقتصادی اروپا میگذرد. در این قسمت، شخصیت اصلی فیلم، یک زن جوان به نام «دنیز» (با بازی کریستا آلفایاته)، دچار مشکلات روحی و روانی میشود و در بیمارستانی روانی بستری میگردد. او مدعی است که توسط یک هیولای غولپیکر به نام «افعی» تسخیر شده است. پزشکان و پرستاران سعی در درمان او دارند، اما دنیز داستانهای عجیب و غریب و رویاگونهای را روایت میکند که مرز بین واقعیت و خیال را در هم میآمیزد. این روایتها، که از دل بحرانهای اجتماعی و اقتصادی جامعه پرتغال سرچشمه میگیرند، به نوعی بازتاب مشکلات و ترسهای جمعی مردم این کشور در آن دوران هستند. فیلم با بهرهگیری از سبک رئالیسم جادویی، تصاویری شاعرانه و نمادین خلق میکند و مخاطب را به سفری درونی در ذهن شخصیت اصلی و همچنین جامعهای در حال فروپاشی میبرد. «شبهای عربی: بخش سوم - افسونزده» به عنوان پایانبندی این سهگانه سینمایی، تمام داستانهای پراکنده قسمتهای قبل را به هم پیوند میزند و روایتی تمثیلی و عمیق از شرایط انسانی در مواجهه با بحران ارائه میدهد.