خلاصه داستان: یک افسر پلیس برای بازگرداندن اعتبار خود، دو بیخانمان سادهلوح یعنی لورل و هاردی را ترغیب میکند تا از خانه رئیس پلیس دزدی کنند تا او بتواند آنها را دستگیر کند. اما خرابکاریهای خندهدار این زوج کمدی، نقشه او را به یک فاجعه تمامعیار و پر هرجومرج تبدیل میکند.
خلاصه داستان: یک گزارشگر کنجکاو و عکاسش در پی یافتن دختری فراری، به شهری کوچک میرسند و درگیر ماجرای یک ثبتکننده ازدواج عجیب میشوند که هیچکدام از زوجهایش طلاق نگرفتهاند. اما این گزارش ساده، آنها را به تقابل با مافیا، افشای پلیس فاسد و یک داستان عاشقانه غیرمنتظره میکشاند.
خلاصه داستان: استن و الیور برای شرکت در کنوانسیون مخفیانه "پسران صحرا" به همسران خود دروغ میگویند و وانمود میکنند که برای درمان به هاوایی میروند. اما با غرق شدن کشتی فرضی آنها در طوفان، این دو دوست دستوپاچلفتی برای فاش نشدن دروغشان درگیر ماجراهایی بسیار خندهدار و دردسرساز میشوند.
خلاصه داستان: ویلی مککی جوان پس از سالها به زادگاهش بازمیگردد تا ارثیه خانوادگیاش را تصاحب کند، اما ناخواسته درگیر کینه دیرینه و مرگبار میان خانواده خود و خاندان رقیب میشود. او عاشق دختری از خانواده دشمن میشود و حالا باید در خانهای که طبق قوانین مهماننوازی حق کشتن او را در آن ندارند، برای بقای خود تلاش کند.
خلاصه داستان: زندگی مشترک و شاد یک زوج پاریسی با ورود وسوسهانگیز دوست صمیمیشان به چالش کشیده میشود. این کمدی موزیکال کلاسیک، آزمونی پر از سوءتفاهم، خیانت و بخشش را به تصویر میکشد که در نهایت وفاداری و عشق آنها را به شکلی جذاب محک میزند.
خلاصه داستان: این مستند بیصدای پیشگامانه، یک سال از زندگی نانوک و خانوادهاش از بومیان اینوییت در قطب شمال را به تصویر میکشد. آنها برای بقا در یکی از سختترین اقلیمهای جهان، با چالشهایی چون شکار گراز دریایی، ساخت ایگلو و مقابله با سرمای طاقتفرسا دستوپنجه نرم میکنند.
خلاصه داستان: در شهری آینده نگر که به شدت بین طبقه کارگر و برنامه ریزان شهری تقسیم شده است، پسر مغز متفکر شهر عاشق یک پیامبر طبقه کارگر می شود که ظهور ناجی را برای میانجیگری اختلافات آنها پیش بینی می کند.
خلاصه داستان: موریس، یک خیاط پاریسی، برای وصول طلب خود به یک قصر سلطنتی میرود اما به اشتباه به عنوان یک بارون معرفی میشود. او در این میان دلباخته شاهزادهای زیبا به نام ژانت میشود، اما فاش شدن هویت واقعیاش، عشق آنها را با چالشی بزرگ و تفاوتهای طبقاتی روبهرو میکند.
خلاصه داستان: داستان دو دوست صمیمی دوران کودکی، لئو و اولریش، که با ورود زنی فریبنده به نام فلیسیتا به زندگیشان، دوستیشان به چالش کشیده میشود. لئو پس از کشتن شوهر فلیسیتا در یک دوئل به تبعید میرود، اما پس از بازگشت متوجه میشود که عشق زندگیاش با صمیمیترین دوستش ازدواج کرده و این آغازگر یک مثلث عشقی مرگبار است.