خلاصه داستان: در سال ۱۹۳۹، هنری آوستر (برد پیت) یک کوهنورد اتریشی، به همراه دوستش پیتر آفت (دافید تیولیس) به تبت سفر میکند تا کوه اورست را فتح کند. اما پس از شکست در کوهنوردی و دستگیری توسط نیروهای بریتانیایی در اردوگاههای اعتقال جنگ جهانی دوم، آنها موفق میشوند فرار کنند و به تبت برگردند. در این سفر، آوستر با دالایی لاما، رهبر معنوی تبت، آشنا میشود و دوستی عمیقی با او برقرار میکند. این دوستی باعث تغییرات عمیقی در زندگی آوستر میشود و او را به درک عمیقتری از روحانیت و فرهنگ تبتی رهنمون میسازد.
خلاصه داستان: در دهه 1920، فیشر ویلیج، دختر جوانی از خانوادهای ثروتمند و اشرافی، به دنبال عشق و آزادی در جامعهای سنتی و محدود میگردد. او با هدف جلب توجه جوانان اشرافزاده، یک مروارید گریان به ارزش زیادی را به گردن میآویزد. اما این مروارید گم میشود و فیشر در پی بازیابی آن، با جیمی، جوانی فقیر و رؤیایی، آشنا میشود. روابط آنها در حالی رشد میکند که فیشر با تضاد بین انتظارات خانواده و خواستههای خود مواجه میشود و باید تصمیم حیاتیای اتخاذ کند.
خلاصه داستان: در یک مدرسه خصوصی، یک استاد ادبیات که در حال از دست دادن علاقهاش به تدریس است، با یک هنرمند نقاشی که به دلیل بیماری روماتوئید آرتریت دچار مشکلات جسمی شده، درگیر یک مسابقه بینالمللی میشود. این مسابقه درباره این است که کدام هنر ارزش بیشتری دارد: کلمات یا تصاویر؟ در حین این رقابت، بین آنها احساساتی شکل میگیرد که باعث میشود هر دو به دیدگاههای خود نسبت به هنر و زندگی دوباره فکر کنند.
خلاصه داستان: در این فیلم، مجموعهای از رقصندههای خیابانی به رهبری ماشین، برای حفظ خانهی خود و اثبات خود در دنیای رقص، در مسابقهای بزرگ شرکت میکنند. آنها با کمک مالی از سوی ناتالی، دختری که علاقهی خاصی به رقص دارد، تلاش میکنند تا مقام اول را کسب کنند و به چالشهای زندگی خود پیروز شوند.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۸۵، یک خواننده جوان در یک کلاب شبانه در نیویورک با یکی از خدمتکاران آنجا آشنا میشود و عشقی عمیق بین آنها شکل میگیرد. اما پیش از اینکه روابط آنها رشد کند، خواننده با فردی دیگر ازدواج میکند و خدمتکار نیز با شخص دیگری نامزد میشود. این رویدادها باعث میشود تا هر دو نفر درگیر درد و دل شوند و تصمیم بگیرند تا ازدواج نکنند. اما آیا عشق واقعی میتواند آنها را دوباره به هم بکشاند؟
خلاصه داستان: در دهه ۱۹۷۰، یک پسر نوجوان به نام جرمی رید (جری بلوم) در یک روست کوچک زندگی میکند. او به دلیل پوست سفید و موهای بلوندش، لقب «پودر» را به دست آورده است. جرمی از هوش فراوانی برخوردار است و قدرت خاصی دارد: او میتواند با نیروی ذهن خود، اجسام را به حرکت درآورد و حتی فکر و احساسات دیگران را بخواند. این تواناییهای او باعث میشود که مردم روستا او را ترسیده و دور کنند. اما وقتی جرمی با یک معلم جدید آشنا میشود که به او اعتماد میکند، او شروع به کشف هویت واقعی خود و هدف از زندگیاش میکند. در نهایت، جرمی با استفاده از قدرتهایش، به دیگران کمک میکند و به آنها آموزش میدهد که چگونه با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و با ترس و تنفر مقابله کنند.
خلاصه داستان: در سال 2035، یک تیم از نخستین سربازان فضایی در یک ماموریت حیاتی برای نجات بشر از تهدید یک جاندار بیگانه مرموز در یک سیاره دوردست مشغول به کار میشوند. آنها با کشف یک تهدید غیرقابل پیشبینی مواجه میشوند که میتواند نابودی همه انسانها را به همراه داشته باشد. این تیم باید با استفاده از تجهیزات پیشرفته و مهارتهای خود، نه تنها برای زنده ماندن خود، بلکه برای حفظ بقای نسل بشر در یک مبارزه سخت و خطرناک در فضای بینهایت، تلاش کنند.
خلاصه داستان: در این فیلم، کاراکتر اصلی، یک موتورسوار جوان به نام فورد، به طور اشتباه در یک جرم قتل متهم میشود و برای پاک کردن اسمش مجبور میشود به یک مسابقه خطرناک موتورسواری در جنگلها و بیابانها وارد شود. در این مسیر، او با چالشهای مختلفی از جمله دشمنان خطرناک و موانع طبیعی روبرو میشود و در نهایت با استفاده از مهارتهای خود و کمک دوستانش، موفق میشود حقیقت را آشکار کند و مجرم واقعی را شناسایی کند.
خلاصه داستان: یک مرد جوان به نام دیوید راک (دنیل رادکلیف) کشف میکند که قدرت جهشی دارد که به او امکان میدهد در هر نقطهای از جهان تلهکبی کند. او این قدرت را برای دزدی و زندگی لوکس استفاده میکند، اما زندگیاش وقتی تغییر میکند که متوجه میشود یک گروه مخفی به نام "پالسکشها" به دنبال او هستند و او را به عنوان تهدیدی برای بشریت میبینند. دیوید باید با کمک یک جهشدهنده دیگر به نام گریفین (جیمی بل)، نه تنها از دست این گروه فرار کند، بلکه رازهایی را درباره گذشتهاش و هویت واقعی خود کشف کند.