خلاصه داستان: یک جراح جوان به نام سایمون در بیمارستانی مدرن مشغول به کار است که در آن جراحیهای پیچیده توسط دستگاههای خودکار انجام میشود. او متوجه میشود که برخی از بیماران پس از عمل جراحی به کما میروند و این اتفاق تصادفی نیست. با کمک یک پرستار به نام نانسی، او شروع به تحقیق در مورد این موضوع میکند و به تدریج به توطئهای بزرگ پی میبرد که توسط مدیر بیمارستان و یک شرکت فناوری پزشکی طراحی شده است. این شرکت با استفاده از فناوری پیشرفته، بیماران را به کما میبرد تا از آنها برای آزمایشهای مخفیانه استفاده کند. سایمون و نانسی باید قبل از اینکه دیر شود، این توطئه را افشا کنند و جان بیماران را نجات دهند. فیلم کما محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی نیکولای خومریاک و با بازی ریون بلکی، آنتون پامپوشنی و پولینا چوپیلکو است.
خلاصه داستان: سه زن ریاضیدان آفریقایی-آمریکایی به نامهای کاترین جانسون، دوروتی وان و مری جکسون در دوران مسابقه فضایی و جنگ سرد در سازمان ناسا مشغول به کار هستند. آنها با وجود تبعیضهای نژادی و جنسیتی فراوان، نقش کلیدی در محاسبات پیچیده برای پروژه مرکوری و پرتاب جان گلن به فضا ایفا میکنند. کاترین به عنوان یک نابغه هندسه تحلیلی، مسیرهای پرواز را محاسبه میکند، دوروتی به دنبال ارتقاء به سرپرستی بخش خود است و مری برای تبدیل شدن به اولین مهندس زن سیاهپوست ناسا تلاش میکند. این سه زن با استعداد و پشتکار خود نه تنها بر محدودیتها غلبه میکنند، بلکه تاریخ را تغییر داده و الهامبخش نسلهای آینده میشوند.
خلاصه داستان: در دنیایی دور، سیاره اسرارآمیز کرول مورد حمله بیگانگان بیرحمی به نام «غارتگران» قرار میگیرد که توسط موجودی شیطانی به نام «سفینه» هدایت میشوند. شاهزاده کول وین و شاهزاده خانم لایزا در آستانه ازدواجشان شاهد نابودی کامل پادشاهی توسط این نیروهای مهاجم هستند. لایزا توسط غارتگران ربوده شده و در قلعه سیاه متحرک اسیر میشود. شاهزاده کول وین که عشق خود را از دست داده، سوگند یاد میکند که او را نجات دهد. او با شمشیری افسانهای به نام «گلاو» مسلح شده و به همراه گروهی از جنگجویان وفادار و یک غول دوستداشتنی به نام آرگوس، سفری پرخطر را به قلب سرزمینهای تاریک آغاز میکند. در این سفر حماسی، او با یک پیر خردمند، یک جادوگر و یک گروه از راهزنان هم پیمان میشود تا قبل از وقوع یک فاجعه کیهانی، عشق خود را نجات دهد و سرنوشت سیاره کرول را تغییر دهد. این فیلم فانتزی علمی-تخیلی محصول سال ۱۹۸۳ به کارگردانی پیتر ییتس و با بازی کن مارشال، لایزا هریسون و فردی جونز است.
خلاصه داستان: این فیلم کمدی کلاسیک محصول سال ۱۹۸۸ به کارگردانی فرانک اوز، با بازی درخشان استیو مارتین و مایکل کین، داستان دو کلاهبردار حرفهای را روایت میکند که در سواحل زیبای فرانسه به فریب زنان ثروتمند مشغول هستند. لارنس جیمسون (مایکل کین)، مردی با ظاهری موقر و روشهای پیچیده، با فردی بنسون (استیو مارتین)، کلاهبردار بیمهارت و پر سر و صدا، برخورد میکند. پس از یک درگیری اولیه، آنها شرطی عجیب میبندند: هر کس بتواند یک زن آمریکایی ثروتمند به نام جانت کولگیت (گلن هدلی) را فریب دهد، باید شهر را ترک کند و دیگری میماند. آنچه با یک رقابت ساده آغاز میشود، به سریالی از نقشههای پیچیده، تغییر قیافههای خندهدار و موقعیتهای کمدی فراموشنشدنی تبدیل میشود و در نهایت پایان غیرمنتظرهای را برای هر دو رقم میزند.
خلاصه داستان: در دنیای ورزش حرفهای، جو کینگمن، ستاره خودشیفته و موفق لیگ فوتبال آمریکا، زندگی کاملی دارد که در آن فقط به شهرت، ثروت و موفقیت شخصی خود فکر میکند. اما همه چیز زمانی تغییر میکند که دختر هشت سالهای به نام پیتون که قبلاً هرگز او را ندیده، ناگهان سر و کلهاش پیدا میشود و ادعا میکند که فرزند اوست. جو که به زندگی مجردی و بیقید و بند خود عادت کرده، حالا مجبور است با چالش بزرگ پدر شدن روبرو شود و یاد بگیرد که چگونه مسئولیتپذیر باشد. این فیلم کمدی-درام محصول سال ۲۰۰۷ به کارگردانی اندی فیکمن، با بازی درخشان دواین جانسون (The Rock) در نقش جو و مدیسون پتیس در نقش پیتون، داستانی طنز و در عین حال احساسی را روایت میکند که در آن یک مرد خودخواه باید میان زندگی ایدهآل خود و عشق به فرزندی که ناگهان وارد زندگیاش شده، یکی را انتخاب کند.
خلاصه داستان: سوژان، دانشجوی جوانی که پس از مرگ پدرش مجبور به ترک تحصیل میشود، برای تأمین معاش به عنوان معشوقه چهارم یک ارباب ثروتمند در دهه ۱۹۲۰ چین استخدام میشود. او به خانهای بزرگ و پررمزوراز نقل مکان میکند که در آن قوانین سختگیرانهای برقرار است؛ هر شب، ارباب تصمیم میگیرد با کدام یک از همسرانش باشد و برای مشخص شدن این انتخاب، فانوس قرمزی جلوی اتاق آن زن روشن میشود. سوژان به تدریج درگیر رقابتهای پیچیده و توطئههای خطرناک میان همسران میشود و در این میان، اسرار تاریک خانه و سرنوشت غمانگیز معشوقه پیشین او فاش میشود. این فیلم تحسینشده به کارگردانی ژانگ ییمو، با بازی گونگ لی در نقش اصلی، تصویری تکاندهنده از جامعه فئودالی چین و سرکوب زنان را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: یک کارمند جوان و سادهلوح به نام «نورویل بارنز» در سال ۱۹۵۸ به طور غیرمنتظرهای توسط هیئت مدیره شرکت هادساکر به عنوان رئیس جدید منصوب میشود، اما این انتصاب در واقع بخشی از یک توطئه شرورانه برای سقوط ارزش سهام شرکت است. کارگردانان جوئل و اتان کوئن در این کمدی سیاه فانتزی، داستانی طنزآمیز و پرپیچوخم را روایت میکنند که در آن تیم رابینز در نقش نورویل، جنیفر جیسن لی در نقش روزنامهنگاری مصمم و پل نیومن در نقش مدیر حیلهگر، بازی میکنند. این فیلم با سبک بصری چشمگیر و دیالوگهای سریع، نگاهی طعنهآمیز به دنیای تجارت و رویای آمریکایی دارد.
خلاصه داستان: یک مأمور مخفی بریتانیایی به نام ریچاردین ماسون (پل نیومن) برای نفوذ به یک شبکه جاسوسی بینالمللی و شناسایی رهبر مرموز آن، نقش یک دزد حرفهای را بازی میکند. او با جعل هویت، خود را به عمد در یک سرقت شکستخورده دستگیر میکند تا به زندانی در ایرلند شمالی فرستاده شود و بتواند با یکی از اعضای کلیدی این شبکه به نام سر جورج ویلر (جیمز میسون) ارتباط برقرار کند. پس از یک فرار برنامهریزی شده از زندان، ماسون به همراه ویلر به مالت میگریزد، اما به زودی متوجه میشود که نقشهای پیچیده برای حذف فیزیکی او در جریان است و مأموریتش با خطرات غیرمنتظرهای مواجه شده است. جان هیوستون در سال ۱۹۷۳ این فیلم جاسوسی پر از تعلیق را با بازی پل نیومن، جیمز میسون و دام لیه کارادین کارگردانی کرده است.
خلاصه داستان: در شهر وایتبای قدیمی، موجودات عجیبی به نام ترولهای جعبهای در زیرزمین زندگی میکنند که شبها برای جمعآوری اشیاء به سطح زمین میآیند. مردم شهر از این موجودات میترسند و آرشیبالد اسنچر، شکارچی ترولها، با تبلیغات دروغین خود این ترس را تشدید میکند تا بتواند آنها را نابود کند و شهر را تحت کنترل بگیرد. اما حقیقت این است که ترولهای جعبهای موجوداتی مهربان و بیآزار هستند که یک پسر یتیم به نام تخممرغ را بزرگ کردهاند. زمانی که اسنچر نقشه شوم خود را برای نابودی کامل ترولها عملی میکند، تخممرغ و دوستان جدیدش، وینی و پدرش لرد پورتلی-ریند، باید شجاعت به خرج دهند و حقیقت را برملا کنند تا خانواده جدید تخممرغ را نجات دهند. این انیمیشن استاپ موشن محصول سال ۲۰۱۴ به کارگردانی گراهام آنابل و آنتونی استاچی، با صداپیشگی بازیگرانی چون بن کینگزلی، آیزاک هامپستد-رایت و الا فانینگ است.
خلاصه داستان: فیلم سینمایی «غروب روزهای بلند» به کارگردانی ترنس دیویس و محصول سال ۱۹۹۲ بریتانیا، روایتگر زندگی پسربچه یازده سالهای به نام باد است که در لیورپول دهه ۱۹۵۰ بزرگ میشود. این اثر که به نوعی دنبالهای بر فیلم قبلی دیویس با نام «فرزندان» محسوب میشود، با بازی لی مککورمک در نقش اصلی، تصویری شاعرانه و نوستالژیک از دنیای کودکی ارائه میدهد. باد که پسری تنها و حساس است، با غرق شدن در سینما، موسیقی و تخیلاتش، از واقعیت سخت زندگی روزمره در خانوادهای تکوالد که توسط مادرش اداره میشود، فرار میکند. فیلم با نگاهی عمیق به جزئیات زندگی در آن دوران، از مدرسه و کلیسا گرفته تا سینماهای محلی، مخاطب را به سفری احساسی در خاطرات و رویاهای کودکی میبرد و زیباییهای ساده و غمانگیز بزرگشدن را به تصویر میکشد.