خلاصه داستان: فیلم «کارگزاران» (Repo Men) در سال 2010 داستان مردی به نام رودی (با بازی جود لا) را روایت میکند که به همراه همکارش فرانک (با بازی فارست ویتاکر) برای شرکتی به نام «یونایتد» کار میکنند که اندامهای مصنوعی پیشرفتهای را به افراد بیمار پیوند میزند. اما اگر کسی در پرداخت اقساط گزاف این اندامها عقب بیفتد، وظیفه آنهاست که با خشونت آنها را پس بگیرند. وقتی خود رودی دچار نارسایی قلبی میشود و از همین فناوری استفاده میکند، پس از مدتی متوجه میشود که در پرداخت اقساطش مشکل دارد و حالا او باید از دست همکاران سابقش که به دنبال پس گرفتن قلبش هستند، فرار کند.
خلاصه داستان: فیلم «تسلیم» (Rendition) داستان یک زن مصری-آمریکایی به نام ایزابل الست را روایت میکند که پس از ناپدید شدن همسرش، انیس الجماری، در سفر کاری به واشنگتن، برای یافتن او دست به تحقیق و جستجو میزند. در همین حال، انیس در یک زندان مخفی در کشوری خاورمیانهای (که نامش ذکر نشده) تحت بازجویی و شکنجه قرار میگیرد تا اطلاعاتی درباره یک حمله تروریستی احتمالی به دست آورد. این فیلم به بررسی پیامدهای سیاست «تسلیم» (Rendition) دولت آمریکا میپردازد که متهمان تروریستی را به کشورهای ثالث برای بازجویی منتقل میکند.
خلاصه داستان: فیلم «ریلی» (Relay) داستانی هیجانانگیز و مرموز را روایت میکند که در سال ۲۰۲۴ اکران شده است. این فیلم درباره یک واسطه مرموز است که در یک شب بارانی، با یک زن جوان که از دست یک باند خلافکار فرار میکند، تماس میگیرد. با پیچیدهتر شدن داستان، مرز بین حقیقت و دروغ، و میانجی و مجرم، به تدریج محو میشود و او را در یک توطئه خطرناک گرفتار میکند.
خلاصه داستان: Religulous یک مستند محصول سال 2008 است که توسط بیل مار، کمدین و مجری مشهور آمریکایی، ساخته شده است. در این فیلم، بیل مار به سراسر جهان سفر میکند تا با پیروان ادیان مختلف، از مسیحیت و اسلام گرفته تا یهودیت و سایر باورها، درباره ایمان و عقایدشان گفتگو کند و با طنز تیز و سوالات چالشبرانگیز خود، اساس عقاید مذهبی را زیر سوال ببرد. او در این مسیر، از کلیساها و معابد مختلف بازدید میکند و با روحانیون و مردم عادی به گفتگو میپردازد تا حقیقت را درباره دین کشف کند.
خلاصه داستان: فیلم «رگرسیون» (Regression) به کارگردانی آلخاندرو آمنابار، داستانی معمایی و روانشناختی را در سال 1990 در ایالت مینهسوتا روایت میکند. اتان هاوک در نقش بروس کنر، کارآگاهی است که پس از بازداشت پدری به نام نورمن گری (با بازی دیوید تولیس) به خاطر آزار و اذیت دخترش آنجلا (امیلی واتسون)، مأموریت مییابد تا رازهای پنهان این پرونده را کشف کند. در حالی که نورمن مدعی است که هیچ خاطرهای از اعمالش ندارد، تحقیقات کنر او را به شبکهای از رازهای تاریک و خاطرات سرکوبشده میرساند که حقایق شوکهکنندهای را درباره گذشته و حال این خانواده فاش میکند.
خلاصه داستان: ### بخش اول: خلاصه داستان
در فیلم سینمایی رستگاری (Redemption) که در سال 2013 منتشر شد، جیسون استاتهام در نقش جوی، یک سرباز سابق نیروی ویژه بریتانیا که به دلیل تجربیات تلخ جنگ به یک معتاد به هروئین تبدیل شده و در خیابانهای لندن زندگی میکند، بازی میکند. جوی در یکی از شبهای بارانی، کشیشی را از حمله چند اوباش نجات میدهد و در ازای کمکهایش، اتاقک کوچکی در کلیسا به او داده میشود. اما وقتی دوست قدیمیاش، کریستین، توسط یک باند مافیایی روسی ربوده میشود، جوی مجبور میشود مهارتهای مرگبار خود را دوباره فعال کند و با استفاده از هویت جدیدش به نام «کشیش»، وارد جنگی خونین با گروههای تبهکار شود تا او را نجات دهد و رستگاری پیدا کند.
خلاصه داستان: سال ۲۰۱۸، دومینا اگوروا، بالرین حرفهای که به دلیل آسیب دیدگی مجبور به ترک صحنه شده، توسط عموی خود که یک مقام اطلاعاتی روسیه است، به مدرسهی جاسوسی فرستاده میشود تا با آموزشهای ویژه به یک «سپارو» تبدیل شود. او در این مسیر باید از تمام مهارتهای فریب و دسیسهچینی خود استفاده کند تا مأمور سیآیای را که به نظر میرسد عاشقش شده، شکار کند، اما در دنیای پر از خیانت و دوگانگی، مرز بین دوست و دشمن به سرعت محو میشود.
خلاصه داستان: فیلم «نبرد بزرگ» (Red Cliff) به کارگردانی جان وو، یک حماسه تاریخی باشکوه است که وقایع قرن سوم میلادی در چین را روایت میکند. این مینیسریال (محصول ۲۰۰۸) داستان نبردی عظیم بین دو جنگسالار به نامهای «سائو سائو» و اتحادیه متشکل از «سون کوان» و «لیو بی» را به تصویر میکشد. با ترکیبی از استراتژیهای نظامی پیچیده، توطئههای سیاسی و شخصیتهای کاریزماتیک، «نبرد بزرگ» به خوبی تنشها و جاهطلبیهای آن دوران را ثبت میکند و یک شاهکار سینمایی در ژانر جنگی و درام تاریخی محسوب میشود.
خلاصه داستان: فیلم داستان زن جوانی به نام گریس را روایت میکند که در شب عروسی خود با خانواده ثروتمند همسرش، الکساندر، مواجه میشود. گریس در اولین شب زندگی مشترک خود با یک بازی وحشتناک و مرگبار به نام «بازی کن یا بمیر» روبرو میشود که توسط خانواده همسرش ابداع شده است. در این بازی، گریس باید تا طلوع آفتاب از دست اعضای خانواده که مسلح به سلاحهای مختلف هستند فرار کند وگرنه کشته خواهد شد. گریس در میان خشونت و خیانت، برای زنده ماندن تلاش میکند و به زودی متوجه میشود که این بازی ممکن است ارتباطی با یک نفرین قدیمی داشته باشد.