خلاصه داستان: فصلهای سریال کمدی «پایانهای خوش» (Happy Endings) که از سال 2011 تا 2013 پخش شد، داستان گروهی از دوستان را روایت میکند که پس از جدایی ناگهانی یکی از اعضای گروه (جین) از نامزدش (دیو) و ترک شهر، روابط دوستی آنها دچار چالش میشود. اما وقتی جین و دیو بعد از یک سال به طور غیرمنتظرهای در یک میهمانی غافلگیرکننده در شیکاگو دوباره به هم میرسند، گروه تلاش میکند تا با کمک به آنها برای حل مشکلاتشان، دوباره به هم نزدیک شوند و در عین حال با مشکلات عاشقانه و شغلی خود نیز دست و پنجه نرم کنند.
خلاصه داستان: در سال 1942، دزموند داس، یک جوان معتقد به شاهدان یهوه، با وجود مخالفتهای خانواده و نامزدش، برای خدمت در ارتش امریکا به عنوان تکتیرانداز ثبتنام میکند. او از حمل سلاح به دلایل مذهبی سر باز میزند و در نهایت با تلاش فراوان و با وجود محاکمه نظامی، موفق میشود به عنوان یک پزشک بدون سلاح به جبهه نبردโอกیناوا اعزام شود. در یکی از خونینترین نبردهای جنگ، دزموند داس به تنهایی و بدون هیچ سلاحی، جان بیش از ۷۵ سرباز زخمی را نجات میدهد و به قهرمانی بینظیر تبدیل میشود.
خلاصه داستان: فیلم هاردکور (Hardcore) که در سال 2015 منتشر شد، داستان یک سرباز رباتیک به نام هنری را روایت میکند که به طرز معجزهآسایی از یک انفجار جان سالم به در برده و توسط دانشمندی به نام سرجیو احیا میشود. او خود را در میانه یک جنگ خونین در مسکو مییابد و باید از دوست دختر سرجیو که توسط یک جنگ سالار روسی به نام آیوان ربوده شده، محافظت کند. هنری در این مسیر با یک جاسوس به نام جیم همراه میشود تا با استفاده از قدرتهای فوقالعادهاش، به قلب دشمن نفوذ کند و عشق خود را نجات دهد.
خلاصه داستان: فیلم هاردکور هنری (Hardcore Henry) یک فیلم اکشن و بسیار خشن محصول سال 2015 است که داستان هنری را روایت میکند که در یک آزمایشگاه توسط یک دانشمند زندهکننده میشود و حافظهاش را از دست داده است. هنری که توانایی صحبت کردن ندارد، باید برای نجات همسر ربودهشدهاش و انتقام از کسانی که زندگیاش را نابود کردهاند، با یک تایکونی به نام آکان که قدرتهای روانی دارد، و ارتشی از مزدوران مبارزه کند. او در این راه با یک قاچاقچی مواد مخدر به نام جیمی که دارای چندین نسخه از خودش است، همراه میشود تا در این دنیای خشونتبار زنده بماند.
خلاصه داستان: گاسفورد پارک در سال ۲۰۰۱ به کارگردانی رابرت آلتمن و نویسندگی جولیان فلوز داستان یک گردهمایی اشرافی در عمارتی در انگلستان در سال ۱۹۳۲ را روایت میکند. در این میهمانی که با شکار اردک همراه است، تیراندازی به یکی از میزبانان منجر به آشکار شدن رازهای پنهان میان اربابان و خدمتکاران میشود و تضادهای طبقاتی و روابط پیچیده آنها را برملا میسازد.
خلاصه داستان: یخزده یک فیلم انیمیشن موزیکال فانتزی محصول ۲۰۱۳ است. داستان درباره دو شاهزاده خواهر به نامهای السا و آنا است که در پادشاهی آرندل زندگی میکنند. السا دارای قدرت جادویی کنترل یخ و برف است که بهطور ناخواسته باعث یخزدن کل پادشاهی در زمستانی ابدی میشود. آنا برای نجات خواهرش و پایان دادن به این سرما، به همراه یک کوهنورد به نام کریستوف، گوزن شمالی او به نام اولاف و یک موجود برفی جادویی راهی سفری پرماجرا میشود. در این میان، آنا باید قدرت عشق واقعی را کشف کند تا بتواند قلب یخزدهاش را نجات دهد و پادشاهی را از نابودی نجات بخشد.
خلاصه داستان: ایستگاه فروتویل در سال ۲۰۰۹ روایتگر آخرین روز زندگی اسکار گرانت، مرد جوانی است که پس از جشن سال نو در حال بازگشت به خانه است. این فیلم به کارگردانی رایان کوگلر با نمایش لحظات به ظاهر پیش پا افتاده و تعاملات انسانی اسکار با خانواده، دوستان و غریبهها، تصویری صمیمی و تأثیرگذار از زندگی او ارائه میدهد و در نهایت به مواجهه مرگبار او با مأموران پلیس در ایستگاه متروی فروتویل منجر میشود. این فیلم واقعگرایانه، تراژدی اجتماعی غمانگیزی را ثبت میکند که پیامدهای گستردهای در جامعه آمریکا داشت.
خلاصه داستان: فیلم روباه آتشین (Foxfire) محصول سال 1987 به کارگردانی ریچارد سارافیان و با بازی لورن هاتن و مت دیلون، داستان دو غریبه را روایت میکند که در یک رستوران کوچک در جادهای بیابانی در آریزونا با هم آشنا میشوند. لورن هاتن در نقش زنی جوان و سرگردان به نام ریتا، و مت دیلون در نقش مردی به نام مایک، که به تازگی از زندان آزاد شده است، دیده میشوند. این دو که هر دو از گذشتهی خود فراری هستند، با هم تصمیم میگیرند تا با سرقت پول یک بانک کوچک، زندگی جدیدی را آغاز کنند. اما همانطور که پلیس در تعقیب آنهاست، تنشها بالا میگیرد و رابطهی آنها تحت فشار قرار میگیرد و در نهایت به یک تراژدی ختم میشود.
خلاصه داستان: فرانکنشتاین داستان دکتر ویکتور فرانکنشتاین، دانشمندی جاهطلب است که با ترکیب اعضای بدن مردگان، هیولایی را خلق میکند. اما پس از مواجهه با نتیجه کارش، از آن وحشتزده شده و او را به حال خود رها میکند. هیولا که از طرد شدن توسط جامعه و خالقش رنج میبرد، به موجودی خشن و انتقامجو تبدیل میشود و با کشتار اطرافیان دکتر، او را وادار به رویارویی با عواقب اقداماتش میکند.
خلاصه داستان: فیلم «نیروی کشنده» (Force Majeure) داستان یک خانواده ثروتمند سوئدی را روایت میکند که برای تعطیلات به یک پیست اسکی در آلپ فرانسه سفر کردهاند. در یک روز آفتابی، در حالی که آنها در تراس رستوران مشغول صرف ناهار هستند، به دلیل رانش برف، بهمن عظیمی به سمت آنها میآید. در لحظه وحشت، پدر خانواده (توماس) به جای محافظت از همسر و فرزندانش، به تنهایی فرار میکند. خوشبختانه بهمن تنها یک رانش مصنوعی برای فیلمبرداری بوده و خطری آنها را تهدید نمیکند، اما این حادثه که تنها چند ثانیه طول کشید، بنیان خانواده را متزلزل میکند و توماس را در برابر اتهامات زن و فرزندانش قرار میدهد که چرا در لحظه خطر، آنها را رها کرده است. این اتفاق آغازگر یک بحران عمیق روانی و اخلاقی است که نقشهای سنتی مردانگی و حامیگری را به چالش میکشد.