خلاصه داستان: در سال ۱۹۸۴، مایکل لارسون، راننده بیکار وانت بستنیفروشی از اوهایو، با رازی پنهان وارد برنامه مسابقهای «شانست را امتحان کن» میشود: کلیدی برای بردن پول بیپایان. او با استفاده از هوش خود و به خاطر سپردن الگوهای تخته بازی، برندهای بیسابقه میشود و بیش از ۱۱۰,۰۰۰ دلار جایزه میبرد. اما وقتی مدیران برنامه به انگیزههای واقعی او پی میبرند، هرجومرج پشت صحنه آغاز میشود. این فیلم درام، با بازی درخشان پل والتر هاوزر در نقش لارسون، داستان واقعی این لحظه عجیب تاریخ تلویزیون را با ترکیبی از طنز، تنش و فضای نوستالژیک دهه ۸۰ روایت میکند، هرچند پایان آن کمی ناتمام به نظر میرسد.
خلاصه داستان: روری، یک پدر ناامید، و کابی، یک مجرم سابق، برای سرقت از درآمدهای غیرقانونی یک سیاستمدار فاسد با هم متحد میشوند. اما وقتی نقشه سرقت به هم میریزد، آنها در گردابی از هرجومرج گرفتار میشوند و نهتنها از دست پلیس، بلکه از بوروکراتهای ناکارآمد و رئیس جنایتکاری انتقامجو فرار میکنند. آنها که کاملاً از عمق ماجرا خارج شدهاند، رواندرمانگر روری را متقاعد میکنند تا در فرار پرهیاهویشان در شهر به آنها بپیوندد، جایی که باید اختلافاتشان را کنار بگذارند و برای فرار از دستگیری یا بدتر از آن، با هم همکاری کنند.
خلاصه داستان: فیلم «مبارزه یا پرواز» یک کمدی اکشن آمریکایی است که داستان لوکاس ریز (جاش هارتنت)، مامور سابق افبیآی را دنبال میکند که پس از اخراج به دلیل اختلاف اخلاقی، در بانکوک مخفی شده است. او توسط رئیس سابق و معشوقه قدیمیاش، کاترین برانت (کیت ساکهوف)، برای یافتن هکری مرموز به نام «گوست» (چاریترا چاندران) در پروازی از بانکوک به سانفرانسیسکو استخدام میشود. اما وقتی هواپیما بلند میشود، لوکاس متوجه میشود که پرواز پر از قاتلانی است که قصد کشتن او و گوست را دارند. گوست، که از قربانیان قاچاق انسان بوده و حالا برای کمک به دیگران از ثروتمندان سرقت میکند، با لوکاس متحد میشود تا در ارتفاع ۳۷۰۰۰ پایی با دشمنان مبارزه کنند. این فیلم با صحنههای اکشن پرهیجان و طنز سبک، به کارگردانی جیمز مدیگان و با الهام از آثاری مثل «جان ویک» و «قطار سریعالسیر»، تجربهای سرگرمکننده ارائه میدهد.
خلاصه داستان: فیلم «بریجت جونز: دیوانه پسر» یک کمدی رمانتیک است که بر اساس رمان هلن فیلدینگ ساخته شده. بریجت جونز (رنه زلوگر)، اکنون بیوه و مادر دو فرزند، چهار سال پس از مرگ همسرش مارک دارسی در یک ماموریت بشردوستانه، تلاش میکند زندگی و عشق را از نو آغاز کند. او با حمایت دوستان وفادارش و حتی معشوق سابقش، دنیل کلیور (هیو گرانت)، به دنیای دوستیابی مدرن و اپلیکیشنها قدم میگذارد. بریجت بین دو خواستگار گرفتار میشود: راکستر (لئو وودال)، یک مرد جوان پرشور، و آقای والاکر (چیوتل اجیوفور)، معلم علوم پسرش که شخصیتی جدیتر دارد. این فیلم با طنزی شیرین، نوستالژی و عمق احساسی، داستان غم، استقامت و شروعی دوباره را روایت میکند.
خلاصه داستان: «کیف سیاه» یه فیلم جاسوسی-هیجانی آمریکاییه به کارگردانی استیون سودربرگ و نویسندگی دیوید کپ. داستان درباره جورج وودهوس (مایکل فاسبندر)، مأمور اطلاعاتی بریتانیاییه که تو مرکز امنیت سایبری ملی لندن کار میکنه. وقتی همسرش، کاترین (کیت بلانشت)، که خودش هم یه مأمور افسانهایه، مظنون به خیانت به کشور میشه، جورج مأمور میشه تا حقیقت رو کشف کنه. این مأموریت جورج رو تو یه دوراهی سخت قرار میده: وفاداری به ازدواجش یا به کشورش. فیلم با ۱ ساعت و ۳۳ دقیقه، پر از دیالوگهای تند، پیچشهای داستانی، طنز خشک و فضای پرتنش جاسوسیه که به روابط شخصی و خیانت تو دنیای جاسوسی میپردازه. بازیگرای مکمل مثل رژه-ژان پیج (سرهنگ جیمز استوکس)، ماریسا آبلا، نائومی هریس (دکتر زوئی وان)، تام برک و پیرس برازنان، عمق بیشتری به داستان میدن.
خلاصه داستان: «خاکستر» یه فیلم ترسناک-معمایی-علمیتخیلی آمریکاییه به کارگردانی فلایینگ لوتوس و نویسندگی جانی رملر. داستان درباره ریا اورتیس (ایزا گونزالس)، فضانورده که تو یه ایستگاه تحقیقاتی تو سیارهای دور به اسم K.O.I.-442، ملقب به «خاکستر»، بیدار میشه و میبینه همه خدمهش (آدی، کوین، کلارک و دیویس) به طرز وحشیانهای کشته شدن. ریا که دچار فراموشی و پارانویاست، هیچ خاطرهای از اتفاقات یا هویت خودش نداره، جز چند فلشبک کابوسوار. وقتی بریون (آرون پاول)، مردی که ادعا میکنه برای نجاتش فرستاده شده، پیداش میشه، اونا باید بفهمن چه اتفاقی افتاده، در حالی که به هم اعتماد ندارن و یه نیروی عجیب تو ایستگاه فعاله. فیلم با ۱ ساعت و ۳۵ دقیقه، پر از تصاویر روانگردانه، موسیقی متن فلایینگ لوتوس، جلوههای عملی و حالوهوای شبیه «بیگانه» و «موجود»ه، اما با پیچشهای خودش.
خلاصه داستان: «یک لطف ساده دیگر» یه فیلم کمدی سیاه-جنایی-معمایی آمریکاییه به کارگردانی پل فیگ و نویسندگی جسیکا شارزر و لیتا کالوگریدیس، که دنبالهای بر «یک لطف ساده» (۲۰۱۸) محسوب میشه. داستان پنج سال بعد از وقایع فیلم اول جریان داره. استفانی اسموترز (آنا کندریک)، حالا یه وبلاگنویس معروف جناییه که کتابی درباره دوستی با امیلی نلسون (بلیک لایولی) و زندانی شدنش نوشته. امیلی، که با تجدیدنظر آزاد شده، تو یه مراسم امضای کتاب سراغ استفانی میره و ازش میخواد ساقدوش عروسی مجللش با یه تاجر ثروتمند ایتالیایی، دانته ورسانو (میشل مورونه)، تو جزیره کاپری ایتالیا باشه. استفانی، با فشار امیلی و به پیشنهاد دستیارش برای بالا بردن فروش کتاب، قبول میکنه. تو کاپری، با شخصیتهایی مثل شوهر سابق امیلی، شان (هنری گلدینگ)، مادر دانته، پورچیا (النا سوفیا ریچی)، و مادر امیلی، مارگارت (الیزابت پرکینز)، روبهرو میشه. عروسی با قتل و خیانت بههم میریزه و استفانی باید معما رو حل کنه. فیلم با ۲ ساعت، پر از پیچشهای داستانی، مدهای خیرهکننده و طنزه، اما نسبت به فیلم اول زمینیتره.
خلاصه داستان: «مرد کارگر» یه فیلم اکشن-هیجانی آمریکاییه به کارگردانی دیوید آیر و نویسندگی مشترک آیر و سیلوستر استالونه، که بر اساس رمان «تجارت لِوون» (۲۰۱۴) نوشته چاک دیکسون ساخته شده. داستان درباره لِوون کید (جیسون استاتهام)، کماندو سابق نیروی دریایی سلطنتی بریتانیاست که زندگی نظامیشو کنار گذاشته تا بهعنوان کارگر ساختمانی تو شیکاگو کار کنه و پدر خوبی برای دخترش، مری (ایلا گی)، باشه. بعد از خودکشی همسرش، مری با پدربزرگش زندگی میکنه که از لِوون متنفره و نمیذاره باهاش باشه. وقتی جنی گارسیا (آریانا ریواس)، دختر رئیسش جو (مایکل پنیا)، از یه بار ربوده میشه، لِوون با وجود تردید اولیه، مهارتهای قدیمیشو به کار میگیره تا نجاتش بده. تحقیقاتش اونو به یه شبکه مافیای روس به رهبری دیمی (ماکسیمیلیان اوسینسکی) و سیمون خارچنکو میرسونه که تو قاچاق انسان و مواد مخدر فعالن. فیلم با ۱ ساعت و ۵۶ دقیقه، پر از اکشن، خشونت و دیالوگهای طنزه که لِوون با کمک دوست قدیمیش، گانی (دیوید هاربر)، یه سرباز نابینا، با دشمناش روبهرو میشه. فیلم تو ۲۸ مارس ۲۰۲۵ اکران شد و ۹۹ میلیون دلار فروش جهانی داشت.
خلاصه داستان: فیلم «بازگشت» یک درام تاریخی به کارگردانی اوبرتو پاسولینی است که بر اساس بخشهای پایانی ادیسه هومر ساخته شده. ادیسه (رالف فاینز)، پس از ۲۰ سال دوری و جنگ تروآ، خسته و ناشناخته به سواحل ایتاکا بازمیگردد. پادشاه که دیگر جنگجوی نیرومند گذشته نیست، با زخمهای جسمی و روانی، متوجه میشود که همهچیز در قلمروش تغییر کرده. همسرش پنهلوپه (ژولیت بینوش) در خانه خود زندانی خواستگارانی است که برای تاجوتخت رقابت میکنند. پسرشان تلماخوس (چارلی پلامر) نیز در خطر مرگ توسط این خواستگاران قرار دارد که او را مانعی برای اهدافشان میبینند. ادیسه باید نیروی درونی خود را باز یابد تا خانواده و قلمروش را بازپس گیرد. این فیلم که در جشنواره تورنتو ۲۰۲۴ اکران شد، با بازیهای قدرتمند فاینز و بینوش و تمرکز بر آسیبهای روانی پس از جنگ، بهجای اساطیر، داستانی انسانی و عمیق ارائه میدهد، هرچند برخی آن را به دلیل ریتم کند نقد کردهاند.[
خلاصه داستان: "چاو" داستان یه خوک وحشی آدمخوار رو روایت میکنه که توی یه دهکده آروم به اسم سامری نزدیک کوه جریسان توی کره جنوبی ولوله راه میندازه. وقتی جنازههای مردم پیدا میشه، چئون ایلمان، یه شکارچی قدیمی که نوهش قربانی شده، با یه پلیس تازهانتقالی از سئول، یه کارآگاه، یه شکارچی حرفهای و یه زیستشناس همراه میشه تا این هیولا رو شکار کنن. این فیلم یه کمدی سیاه پر از هیجانه که با طنز و وحشت قاطی شده.