خلاصه داستان: کنزا و ییل دو زن جوان فرانسوی هستند که به سوریه میروند تا در کنار نیروهای کرد مبارزه کنند. در آن جا با زارا، یک زن نجات یافته ایزدی، آشنا میشوند. این زنها با این که در فرهنگهای متفاوتی متولد شدهاند، اما در کنار هم زخمهای گذشته یکدیگر را التیام میبخشند و قدرتهای وجودیشان را کشف میکنند. این سه زن خیلی زود به هم نزدیک میشوند و خواهران جنگجو و واقعی هم میشوند.
خلاصه داستان: هنگامی که یک مدل مد در طی سقط جنین می میرد ، دکتر وی شروع به یک سری قتل های سریالی میکند. قربانیان بعدی از آژانس مدلینگی هستند که توسط آلباتروس اداره می شود و…
خلاصه داستان: «باسانیو» برای خواستگاری از «پورشیا» به سه هزار سکه نیاز پیدا می کند و دوستش، «آنتونیو» برای تهیه ی این پول به نزول خوار یه ودی، «شایلاک» روی می آورد. اما «شایلاک» به شرطی این پول را در اختیار «آنتونیو» می گذارد که در صورت بازپرداخت نشدن وام در تاریخ مقرر، «آنتونیو» به جایش تکه ای از...
خلاصه داستان: فیلم داستان واقعی یک دزد افسانه ای با استعداد و باهوش به نام ببر ناگشوارا رائو که در دهه 1970 در ناحیه ستارتاپورم ایالت آندرا پرادش فعالیت می کرد. او به دلیل روش های هوشمندانه ای که برای فرار از دست پلیس و زندان به کار می برد، مشهور بود. همچنین با استفاده از شگردهای مختلف و پنهان کردن هویت خود همیشه از دست پلیس فرار می کرد. او همچنین به خاطر کمک به فقرا و نیازمندان شناخته شده بود و به همین دلیل در میان مردم محبوبیت زیادی داشت و ..
خلاصه داستان: در جنایتی هولناک، عده ای دختری که به شدت بیمار است را می دزدند تا از پدر ثروتمندش باجگیری کنند. در این میان یک کلاهبردار کهنه کار با یک پلیس سرسخت همکاری می کنند تا دخترک را نجات دهند...
خلاصه داستان: آیلین؛ فیلمی در سبک مهیج روانشناختی به کارگردانی ویلیام اولدروید است. آتوسا مشفق، فیلمنامه این فیلم را بر اساس رمانی به همین نام نوشته خودش که در سال ۲۰۱۶ منتشر شد به رشته تحریر درآورده است. داستان در سال ۱۹۶۰ اتفاق افتاده و ماجرای زندگی دختر جوانی به نام آیلین را دنبال میکند که در یک کانون اصلاح و تربیت در نیوانگلند مشغول به کار است. هنگامی که مشاور جذاب و فریبنده به نام ربکا پا به زندان میگذارد، رابطهای عجیب میان این دو شکل میگیرد…
خلاصه داستان: خاطرات یک بی عرضه: تب کلبه؛ انیمیشنی کمدی به کارگردانی لوک کورمیکان است. داستان پسری به نام گرگ که بیصبرانه منتظر رسیدن تعطیلات کریسمس و هدیه کنسول بازی است، اما با خانوادهاش در برف گرفتار میشوند و همه چیز به کندی پیش میرود…
خلاصه داستان: یک شرکت فیلم سازی دو بازیگر که اسم یکی بانتی هست که به هنر علاقه دارد و دیگری بابلی هست که نوشتن و خواند انگلیسی بلد نیست را برای یک فیلم انتخاب کرده ولی نمیداند نقش قهرمان رو به چه کسی بدهد چون...