خلاصه داستان: در این فیلم، مجموعهای از رقصندههای خیابانی به رهبری ماشین، برای حفظ خانهی خود و اثبات خود در دنیای رقص، در مسابقهای بزرگ شرکت میکنند. آنها با کمک مالی از سوی ناتالی، دختری که علاقهی خاصی به رقص دارد، تلاش میکنند تا مقام اول را کسب کنند و به چالشهای زندگی خود پیروز شوند.
خلاصه داستان: مایکل پاپا یک مافیایی سابق است که به دنبال فرار از گذشته خشونتآمیز خود، تصمیم میگیرد با خانوادهاش به شهر کوچکی در ایالت نیویورک منتقل شود. اما زندگی آرام او به محض ورود به محله جدید دچار تغییر میشود، زمانی که همسایه جوان و جذابش، انجلینا، ناخواسته درگیر روابط خانوادگی و مشکلات گذشتهاش میشود. این فیلم کمدی-درام به سبک مستقل در سال 2025 ساخته شده و به دنبال بازیگرانی مانند تونی دنت و آلیساندرا آسلیتی است.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۸۵، یک خواننده جوان در یک کلاب شبانه در نیویورک با یکی از خدمتکاران آنجا آشنا میشود و عشقی عمیق بین آنها شکل میگیرد. اما پیش از اینکه روابط آنها رشد کند، خواننده با فردی دیگر ازدواج میکند و خدمتکار نیز با شخص دیگری نامزد میشود. این رویدادها باعث میشود تا هر دو نفر درگیر درد و دل شوند و تصمیم بگیرند تا ازدواج نکنند. اما آیا عشق واقعی میتواند آنها را دوباره به هم بکشاند؟
خلاصه داستان: جک تیلر، مردی که در گذشته به عنوان مجرم قتل در زندان بوده، پس از آزادی به دنبال انتقام از کسی است که دخترش را به قتل رسانده است. او با هدف انتقام، زندگی خود را به دنبال این مأموریت میگذارد و در این راه با چالشهای اخلاقی و احساسی روبرو میشود. «نگهبان معبر» داستان پر از احساس و درگیریهای انسانی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: در سال 1983، یک فیلم ترسناک و رمزآلود به نام "The Hunger" ساخته شد که داستان یک جفت زندگی جاویدان را روایت میکند که برای نجات زندگی همسرشان به کمک یک پزشک جوان میپردازند. این فیلم با بازی بک ویز و دیوید بوی، مخاطب را به دنیای مرموز و خطرناک زندگی جاویدان میبرد.
خلاصه داستان: یک روز، یک نویسنده مشهور به نام «ویل» در خانهاش به سر میبرد که ناگهان مردی به نام «آندرو» به منزلش مراجعه میکند. آندرو مدعی است که عاشق همسر سابق ویل است و میخواهد با او ازدواج کند. ویل به آندرو چالش میدهد و بازی خطرناکی بین آنها آغاز میشود که در آن هر دو برای به دست آوردن همسر، به بازیهای روانی و جنایی میپردازند. در طول بازی، رازهایی آشکار میشود که هر دو را به یک مسیر خطرناک سوق میدهد.
خلاصه داستان: یک دانشجوی دانشگاه در آخرین روز کلاس به سفری برای تعطیلات کریسمس میرود. او یک آگهی در یک تابلو اعلام میکند که به دنبال سواری با اشتراک است. مرد جوانی پاسخ میدهد و قرار میگذارند در یک مکان خاص ملاقات کنند. هر دو مرد و زن جوان به مقصد خود ادامه میدهند، اما در جاده ایزوله و برفی گیر میافتند. آنها به زودی متوجه میشوند که این مکان دارای گذشتهای وحشتناک است و آنها در خطر شدیدی قرار دارند.
خلاصه داستان: در دهه ۱۹۷۰، یک پسر نوجوان به نام جرمی رید (جری بلوم) در یک روست کوچک زندگی میکند. او به دلیل پوست سفید و موهای بلوندش، لقب «پودر» را به دست آورده است. جرمی از هوش فراوانی برخوردار است و قدرت خاصی دارد: او میتواند با نیروی ذهن خود، اجسام را به حرکت درآورد و حتی فکر و احساسات دیگران را بخواند. این تواناییهای او باعث میشود که مردم روستا او را ترسیده و دور کنند. اما وقتی جرمی با یک معلم جدید آشنا میشود که به او اعتماد میکند، او شروع به کشف هویت واقعی خود و هدف از زندگیاش میکند. در نهایت، جرمی با استفاده از قدرتهایش، به دیگران کمک میکند و به آنها آموزش میدهد که چگونه با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و با ترس و تنفر مقابله کنند.