خلاصه داستان: داران برای حمایت از خانوادهاش، رویای تحصیل را رها کرده و به عنوان نگهبان در یک کمپانی تلویزیونی مشغول به کار میشود؛ جایی که به طور غیرمنتظره با عشق سابقش، رانگسیمان، که اکنون مدیری قدرتمند است روبرو میشود. با وجود سوءتفاهمهای گذشته و نامزدی رانگسیمان با زنی دیگر، شعلههای عشق قدیمی میان آنها دو
خلاصه داستان: "هوشینو میدوری" پس از سالها کار طاقتفرسا در یک کلینیک زیبایی، با ورشکستگی ناگهانی آن بیکار میشود. به پیشنهاد برادرش، او تصمیم میگیرد برای فرار از هیاهوی زندگی به ویلای ساحلی و آرامشبخش مادربزرگ مرحومش
خلاصه داستان: گروهی از زنان با راهاندازی کسبوکاری عجیب، مردان بیوفا را به دام میاندازند. اما زمانی که آنا، مشتری جدید آنها، برای سنجش وفاداری همسرش وارد این مسیر میشود، جستجوی حقیقت به بازی خطرناکی از پنهانکاری، فریب و قدرت تبدیل میگردد؛ جایی که وفاداری به بهای مرگ و زندگی تمام میشود.
خلاصه داستان: یی شیاو تیان، نگهبان زندان وزارت دادگستری، مأموریت ارسال وصیتنامهای به خانوادهای در گویچو را میپذیرد و در سفر طولانی خود با دوستان جدید، رقبا و چالشهای خطرناک روبرو میشود. خندهداری و باهوشی او، او را به نیرویی غیرقابل مهار در دنیای سیاست و عشق میسازد.
خلاصه داستان: داستان عشق ممنوعه میان «پچ»، نوازندهای بااستعداد اما فقیر که پدرش مخالف رویاهای اوست، و «دائو»، دختری ثروتمند که خانوادهاش برای آیندهاش تصمیم گرفتهاند. رابطه عاشقانه آنها در میان رقابتهای خانوادگی و یک تصادف سهمگین که زندگیشان را دگرگون میکند، به چالش کشیده میشود.
خلاصه داستان: نیناکو، دختر دبیرستانی سادهای که تا به حال عاشق نشده، با دیدن رن، محبوبترین پسر مدرسه، برای اولین بار طعم عشق را میچشد؛ اما متوجه میشود رن دوستدختر دارد. این آغاز ماجرایی پرفراز و نشیب از عشق اول، مثلثهای عاطفی و کشف احساسات واقعی در دوران نوجوانی است.
خلاصه داستان: سه دوست صمیمی دوران دانشگاه که اکنون در آستانه ۲۷ سالگی هستند، با فرار ناگهانی یکی از دوستانشان از مراسم عروسی خود، با چالشهای جدیدی روبرو میشوند. این اتفاق غیرمنتظره آنها را وادار میکند تا با نگاهی عمیقتر به روابط عاطفی، تنهایی و انتخابهای خود در دوران بزرگسالی بنگرند و مسیر زندگیشان را بازنگری کنند.
خلاصه داستان: داستان مردی جوان و خونسرد که با قلبی آکنده از کینه بازمیگردد تا انتقام خود را از دشمن دیرینهاش بگیرد. او دختر دشمنش را به عنوان مهرهای بیخبر وارد بازی خود میکند، اما طولی نمیکشد که عاشق او میشود و در مسیر این انتقام تاریک، راه بازگشتی برای خود نمییابد.
خلاصه داستان: در تاریکی صنعت سرگرمی، رئیس یک آژانس استعدادیابی با هشداری جدی مواجه میشود: یک مجله هفتگی قصد دارد رسوایی خیانت یکی از بازیگران او را فاش کند. با آغاز جنگی بیرحمانه میان آژانس و رسانه برای جلوگیری از انتشار این خبر، حقایق پنهان و هولناکی از پشت پرده این رسوایی آشکار میشود.