خلاصه داستان: دو مادر داستان زندگی دو زن به نامهای کاترین و آن را روایت میکند که هر دو به تازگی طلاق گرفتهاند و هر کدام یک فرزند پسر دارند. این دو خانواده برای شروع زندگی جدید به خانهای در کنار ساحل نقل مکان میکنند. کاترین و آن به سرعت با یکدیگر دوست میشوند و این دوستی به زودی به یک رابطه عاشقانه عمیق تبدیل میشود. آنها تصمیم میگیرند که با فرزندانشان در یک خانه زندگی کنند و خانواده جدیدی تشکیل دهند. این تصمیم با چالشهای زیادی روبرو میشود؛ از جمله مخالفتهای اجتماعی، قضاوتهای اطرافیان و مشکلاتی که فرزندانشان با این شرایط جدید دارند. فیلم به بررسی پیچیدگیهای عشق، خانواده و پذیرش در جامعه میپردازد و نشان میدهد که چگونه این دو زن برای حفظ خانواده جدیدشان و محافظت از عشقشان با تمام موانع مبارزه میکنند. این درام عاشقانه با بازی درخشان بازیگران اصلی، داستانی احساسی و تأثیرگذار را درباره عشق، هویت و معنای واقعی خانواده به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: یک فیلم مستند تحسینشده به کارگردانی جنیفر بریا که در سال ۲۰۱۹ منتشر شد. این فیلم عمیقاً به زندگی بیماران مبتلا به «انسفالومیلیت میالژیک» یا «سندرم خستگی مزمن» (ME/CFS) میپردازد. بریا که خود نیز با این بیماری دست و پنجه نرم میکند، دوربین را به اتاق خوابها، کلینیکها و گردهماییهای بیماران میبرد و داستان افرادی را روایت میکند که اغلب توسط جامعه پزشکی نادیده گرفته شدهاند. او با همراهی همسرش و دیگر فعالان، به دنبال یافتن پاسخ، افزایش آگاهی و به چالش کشیدن سیستم بهداشتی است که سالهاست این بیماری را نادیده گرفته است. این فیلم یک پرتره صمیمی، دردناک و در عین حال امیدوارکننده از مبارزه برای به رسمیت شناختن یک بیماری نامرئی است.
خلاصه داستان: این فیلم درام عاشقانه محصول سال ۲۰۰۰ به کارگردانی کیت گوردون، داستان فلیکس سانتوس (بیلی کروداپ) را روایت میکند، سیاستمداری بلندپرواز که در آستانه رسیدن به اوج قدرت سیاسی قرار دارد. زندگی او زمانی دستخوش تحول میشود که نامزدش سارا (جنیفر کانلی) در یک حادثه رانندگی به طرز مشکوکی کشته میشود. سالها بعد، زمانی که فلیکس مشغول مبارزات انتخاباتی برای کنگره است، ناگهان تصاویر و خاطراتی از سارا به شکل هذیانی به سراغش میآید و او را متقاعد میکند که سارا زنده است و به دنبال او میگردد. این توهمات زندگی حرفهای و شخصی فلیکس را به خطر میاندازد و مرز بین واقعیت و خیال را برای او و تماشاگر محو میکند. بازی تحسینبرانگیز کروداپ و کانلی به همراه فضاسازی تاریک و پرتعلیق فیلم، تماشاگر را تا آخرین لحظه درگیر خود نگه میدارد.
خلاصه داستان: دو دوست پلیس فاسد به نامهای باب بولانو و تری مونرو که در شهر آلبرکرکی فعالیت میکنند، با استفاده از موقعیت خود به اخاذی و زورگیری از مجرمان میپردازند. زندگی آنها زمانی دچار تغییر میشود که با یک جنایتکار بریتانیایی ثروتمند و خطرناک به نام لرد جیمز مانگولد مواجه میشوند. این رویارویی آنها را در مسیری پرپیچ و خم از خشونت، خیانت و شرارت قرار میدهد و مرزهای اخلاقی و قانونی را برایشان بیش از پیش محو میکند. در این میان، باب که با مشکلات شخصی و اعتیاد دست و پنجه نرم میکند و تری که فردی خوشگذران و ولخرج است، باید با پیامدهای اقداماتشان روبرو شوند. این فیلم کمدی سیاه محصول سال ۲۰۱۶ به کارگردانی جان مایکل مکدونا و با بازی الکساندر اسکارشگورد و مایکل پنیا است که داستانی پر از طنز تلخ و اکشن را روایت میکند.
خلاصه داستان: استیو کرل در نقش لاری «داک» شپرد، سرباز سابق نیروی دریایی، در این درام کمدی-درام به کارگردانی ریچارد لینکلیتر (کارگردان سه گانه «قبل از طلوع») در سال ۲۰۱۷ به ایفای نقش پرداخته است. داک پس از ۳۰ سال، دوستان قدیمی خود سالیوان (برایان کرانستون) و مولر (لارنس فیشبرن) را پیدا میکند تا در مراسم خاکسپاری پسرش که در جنگ عراق کشته شده، شرکت کنند. این سه دوست که هرکدام با گذشتههای متفاوت و مشکلات شخصی خود دست و پنجه نرم میکنند، سفری جادهای را آغاز میکنند که در آن خاطرات قدیمی، بحثهای فلسفی درباره جنگ، وطنپرستی و دوستی دوباره زنده میشود. فیلم که بر اساس رمانی از داریل پونیکسان ساخته شده، نگاهی تلخ و شیرین به پیامدهای جنگ و ارتباطات انسانی دارد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان:
فیلم «اولتراس» (Ultras) محصول سال ۲۰۲۰ به کارگردانی فرانچسکو لتسو، داستان زندگی نوجوانی به نام «ساندرو» را روایت میکند که در شهر ناپل ایتالیا زندگی میکند و به شدت تحت تأثیر فرهنگ هواداری افراطی (اولتراس) تیم فوتبال محبوبش، ناپولی، قرار دارد. او که در جستجوی هویت و تعلق خاطر است، به گروهی از هواداران پرحاشیه میپیوندد و به تدریج در دنیای پرخطر و خشونتبار آنها غرق میشود. این فیلم با بازی آنیلو آرکونیو، سیمونه براگالیا و دانیل وینچیگوئرا، تصویری خشن و واقعگرایانه از پدیده اولتراس و تأثیرات عمیق آن بر زندگی شخصی و اجتماعی جوانان ارائه میدهد و مرز باریک بین شور و اشتیاق ورزشی و افراطگرایی را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: یک ماهیگیر ایرلندی به نام نولان همراه با دخترش آنی و دستیارش در آبهای آلاسکا به دنبال شکار نهنگ برای کسب درآمد هستند. در یکی از این سفرها، نولان یک نهنگ قاتل ماده باردار را به دام میاندازد و علیرغم تلاشهای دستیارش برای متوقف کردن او، نهنگ ماده را به عرشه کشتی میکشد. در این حین، نهنگ ماده جنین خود را سقط میکند و خود نیز بر اثر جراحات وارده میمیرد. همسر او، یک نهنگ قاتل نر غولپیکر، شاهد این ماجرا بوده و برای انتقام، به شدت به کشتی نولان حمله میکند و باعث غرق شدن آن میشود. این حادثه منجر به مرگ آنی میگردد و نولان را در غم و اندوه عمیقی فرو میبرد. حالا نولان که سوگوار از دست دادن دخترش است، با یک نهنگ قاتل انتقامجو روبروست که قصد نابودی او را دارد. این درگیری شخصی میان یک انسان و یک حیوان به یک نبرد مرگبار در دریا تبدیل میشود که در آن نهنگ قاتل از هوش و غریزه خود برای تعقیب و آزار نولان استفاده میکند. نولان نیز که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد، با کمک یک زیستشناس دریایی به نام ریچل، برای مقابله با این موجود عظیمالجثه و پایان دادن به این انتقامجویی خونین آماده میشود. این فیلم محصول سال ۱۹۷۷ به کارگردانی مایکل اندرسون و با بازی ریچارد هریس، شارلوت رمپلینگ و ویل سامپسون است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: بوکاچیو ۷۰ یک فیلم آنتولوژی ایتالیایی محصول سال ۱۹۶۲ است که توسط چهار کارگردان برجسته سینمای ایتالیا - فدریکو فلینی، ویتوریو دسیکا، لوکینو ویسکونتی و ماریو مونیچلی - ساخته شده است. این فیلم شامل چهار اپیزود مستقل است که هر کدام با الهام از داستانهای بوکاچیو، نویسنده قرن چهاردهمی، به بررسی مسائل اخلاقی، جنسی و اجتماعی در ایتالیای مدرن میپردازد. در اپیزود فلینی، آنیتا اکبرگ در نقش همسر وسوسهانگیزی ظاهر میشود که زندگی یک زن و شوهر را تحت تأثیر قرار میدهد. اپیزود ویسکونتی با بازی روکو اسکوفیدو و رومینا پاور، داستان عشق ممنوعه را روایت میکند. تامیزو ویتوریو گاسمن و سوفیا لورن در بخش دسیکا، طنز اجتماعی را به تصویر میکشند و در نهایت اپیزود مونیچلی با حضور والتر چیاری و مونیکا ویتی، کمدی سورئال را ارائه میدهد. این فیلم با ترکیب طنز، درام و نقد اجتماعی، تصویری جذاب از جامعه ایتالیایی در دوران رونق اقتصادی را به نمایش میگذارد.
خلاصه داستان: این فیلم کوتاه محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی و نویسندگی سجاد مهرگان است که داستان زندگی پسری جوان به نام سینا را روایت میکند. سینا که در آستانه مهاجرت به خارج از کشور قرار دارد، در آخرین روزهای اقامت خود در ایران، تصمیم میگیرد تا با دوست قدیمی خود، نیما، دیدار کند. این دیدار که قرار است تنها یک خداحافظی ساده باشد، به مرور عمیقتر شده و گفتوگویی صمیمانه را بین آنها شکل میدهد. آنها درباره گذشته، حال و آینده صحبت میکنند و مسیرهای متفاوت زندگی خود را به اشتراک میگذارند. این گفتوگوها باعث میشود تا سینا با جنبههای جدیدی از زندگی و روابط خود مواجه شود و در تصمیم خود برای ترک وطن بازنگری کند. فیلم با نگاهی دقیق و ظریف به احساسات و دغدغههای نسل جوان ایران، مفاهیمی چون دوری از وطن، دوستی و انتخابهای سرنوشتساز را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: یک کارآگاه پلیس مادرید به نام خاویر و همکار جوانش خورخه برای حل پرونده قتلهای زنجیرهای مرموزی به کار گرفته میشوند. قاتل، قربانیان خود را با الهام از شخصیتهای کتابهای کمیک معروف به قتل میرساند و بدنهای آنها را به شیوهای عجیب و نمادین قرار میدهد. در این میان، دیوید، کارآگاه سابق و متخصص در پروندههای غیرعادی، به تیم میپیوندد. او که خود شیفته دنیای کتابهای کمیک است، به سرعت الگوی قاتل را تشخیص میدهد. این سه نفر باید قبل از اینکه قاتل به هدف بعدی خود برسد، هویت او را کشف کنند. آنها در این مسیر با دنیای زیرزمینی طرفداران کمیک، فروشندگان عتیقه و رازهای پنهانشده در داستانهای مصور مواجه میشوند. فیلم «خاستگاههای ناشناخته» محصول سال ۲۰۲۰ اسپانیا به کارگردانی دیوید گالان گالان و با بازی خاویر ری، بثاریث آرویاس و ورونیکا اچه گوی است که ترکیبی جذاب از ژانر معمایی، جنایی و طنز سیاه را ارائه میدهد.