خلاصه داستان: فیلم «مندوب» (با عنوان انگلیسی Night Courier) یک کمدی سیاه-جنایی-هیجانانگیز سعودی به کارگردانی و نویسندگی مشترک علی کلثمی در اولین تجربه کارگردانیاش است. داستان درباره فهد القدانی (محمد الدخی)، مردی ۳۰ ساله از طبقه پایین اجتماع در ریاض است که پس از اخراج از کارش در مرکز تماس به دلیل رفتار نادرست با مشتریان، به عنوان پیک شبانه (مندوب) مشغول به کار میشود تا هزینه درمان پدر بیمارش و کمک به خواهر مطلقهاش را تأمین کند. فشار مالی و بیتفاوتی جامعه او را به سمت فعالیتهای غیرقانونی، از جمله قاچاق مشروبات الکلی، سوق میدهد. در این مسیر، فهد با ناصر (محمد الطویان)، سارا (هاجر الشمری) و مها (سارا طیبه) مواجه میشود و در زیرزمین تاریک شهر گرفتار پیشنهاد خطرناکی میشود که میتواند مشکلات مالیاش را حل کند، اما به قیمت به خطر انداختن اصول و سلامت روان شکنندهاش. فیلم با فیلمبرداری خیرهکننده احمد طهون، استفاده هوشمندانه از نور و رنگ، و بازی درخشان الدخی، تصویری زنده از ریاض در حال تحول ارائه میدهد و به موضوعات فشار اجتماعی، طبقات، و مردانگی سمی میپردازد. با وجود موفقیت در گیشه (۶۳۰,۰۰۰ تماشاگر در عربستان)، برخی از کمبود تنش دراماتیک و پایان ساده انتقاد کردهاند.
خلاصه داستان: فیلم «ماویران» (به معنای جنگجوی بزرگ) یک اکشن-کمدی فانتزی تامیلی به کارگردانی مادونه آشوین و تولید شانتالک است. داستان درباره ساتیا (سیواکارتیکیان)، کارتونیست ترسویی است که برای روزنامه تامیلی دینا تی، کمیکاستریپی درباره جنگجویی شجاع به نام ماویران میکشد. او که پس از مرگ پدرش در مبارزه با نظام فاسد، جرئت ایستادگی ندارد، حتی اجازه میدهد یکی از همکارانش اعتبار کارش را بدزدد. نیلا (آدیتی شانکار)، دستیار ویراستار، از او حمایت میکند و رابطه عاشقانهای بینشان شکل میگیرد. ساتیا، مادرش اِشواری (ساریتا) و خواهرش راجی، همراه با همسایگانشان، از زاغه به آپارتمانهای مرتفع دولتی منتقل میشوند، اما این ساختمانها به دلیل فساد وزیر مسکن، جیکودی (میسکین)، ناامن هستند. پس از سقوط از ارتفاع و آسیب مغزی، ساتیا صدای راوی (با صدای ویجی ستوپاتی) را میشنود که مانند کمیکهایش زندگی او را روایت کرده و او را به مبارزه با جیکودی هدایت میکند. این صدا که فقط ساتیا و مخاطبان میشنوند، او را به موقعیتهای خطرناک میکشاند و به قهرمانی تبدیل میکند که ساکنان را نجات میدهد. پارامو (سونیل)، دستیار جیکودی، با فاش کردن این صدا در تلویزیون، سعی میکند ساتیا را بیاعتبار کند. فیلم با طنز هوشمندانه، اکشنهای جذاب با فیلمبرداری موکوبات، موسیقی بهارات سانکار و تمهای شجاعت، عدالت و اتحاد، اثری سرگرمکننده است، اما نیمه دوم به دلیل کلیشههای ژانر ماسالا و پایان قابلپیشبینی کمی ضعیفتر است
خلاصه داستان: فیلم «آخرین شب عشق» یک تریلر جنایی-نوآر ایتالیایی است که داستان فرانکو آموره، ستوان پلیس میلان را دنبال میکند که پس از ۳۵ سال خدمت صادقانه و بدون شلیک حتی یک گلوله، در آستانه بازنشستگی است. فرانکو که با همسرش ویویانا زندگی میکند، برای جشن بازنشستگیاش آماده میشود، اما در آخرین شب خدمت، به دلیل تیراندازی در بزرگراه شرقی که منجر به کشته شدن دوست و همکار قدیمیاش دینو در جریان سرقت الماس میشود، به محل جرم فراخوانده میشود. داستان با فلشبک به ده روز قبل، نشان میدهد که فرانکو از طریق کوزیمو، پسرعموی ویویانا، با ژو ژانگ، رئیس یک گروه تبهکار چینی، درگیر معاملهای غیرقانونی برای تأمین امنیت در ازای پول میشود. در شب سرنوشتساز، فرانکو و دینو با فیفی، حامل کیف الماس، و چون-با، همراهش، مواجه میشوند، اما با لاستیک پنچر و بازرسی دو کارابینری، داریا کریسیتو و آرماندو گوئرا، اوضاع به تیراندازی خونین منجر میشود که دینو، چون-با، گوئرا و فیفی کشته شده و داریا زخمی میشود. داستان با صحنههایی مانند پرواز دوربین روی میلان شبانه، درگیری در تونل و تلاش فرانکو برای پاک کردن اثر انگشتهایش، به موضوعات صداقت، خیانت و هزینههای اخلاقی میپردازد. با این حال، به دلیل برخی حفرههای داستانی، مانند رفتار غیرمنطقی مأمور پزشکی قانونی و پایانبندی پیچیده، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای فاوینو و کاریی، فضای نوآر و موسیقی متن تحسین شدند، اما فیلمنامه و برخی صحنههای غیرواقعی نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «لیگاو نا بولاکلاک» (ترجمه: گل وحشی) یک درام فیلیپینی به کارگردانی جفری هیدالگو است. داستان درباره دایان (کلویی جن)، دختری از محلهای فقیرنشین، است که از کوین (آرون ویلافلور)، ستاره سینمایی که در حین فیلمبرداری در منطقهای دورافتاده دچار سانحه رانندگی میشود، مراقبت میکند. کوین، پس از یک مهمانی پر از الکل و مواد مخدر با گروه فیلمبرداری، بهرغم هشدار همکارانش مبنی بر خطر رانندگی، تصادف میکند و در کلبه دایان پناه میگیرد. دایان، که در ظاهر دختری معصوم و مهربان است، بهتدریج چهره واقعی خود را نشان میدهد و نیات تاریکی از او آشکار میشود. با ورود شخصیتهایی مثل ماریسا (شری باتیستا) و جرالد (جرالد مادرید)، داستان به سمت رازهای گذشته و تنشهای عاطفی پیش میرود. فیلم با تمهای فریب، انتقام و پیچیدگیهای روابط انسانی، فضایی پرتنش ایجاد میکند، اما به دلیل داستانپردازی ضعیف و شخصیتپردازی سطحی، نقدهای متوسطی دریافت کرده است.
خلاصه داستان: فیلم «در سایه سرو» یک انیمیشن کوتاه درام ایرانی به کارگردانی حسین مولایمی و شیرین سوهانی، تولیدشده توسط موسسه توسعه فکری کودکان و نوجوانان و استودیو انیمیشن برفک، است. داستان در جنوب ایران، در نزدیکی خلیج فارس و در پسزمینه جنگ ایران و عراق، جریان دارد و درباره یک کاپیتان سابق (با صدای زهرا موسوی) است که از اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) رنج میبرد و با دخترش در خانهای ساده کنار دریا زندگی منزوی و سختی دارد. او که در جنگ آسیب دیده، نمیتواند مانند گذشته پدری مهربان باشد و رابطهاش با دخترش پر از تنش و سکوت است. یک صبح، وقتی او در خشم ناشی از PTSD خانه را ویران میکند و دخترش را هل میدهد، دختر تصمیم به ترک خانه میگیرد، اما کشف یک نهنگ بهگلنشسته در ساحل، زندگی آنها را تغییر میدهد. این رویداد، که استعارهای از غم و امید است، فرصتی برای التیام یا بار جدیدی بر دوش آنها میشود. فیلم با انیمیشن ۲ بعدی مینیمال، بدون دیالوگ، و با استفاده از رنگهای گرم و نمادگرایی سرو (نماد صداقت و مقاومت در فرهنگ پارسی)، به موضوعات تروما، رابطه پدر و دختری، و امید میپردازد. علیرغم زمان کوتاه ۲۰ دقیقهای، تصاویر شاعرانه، موسیقی افشین عزیزی و داستان عمیق، اثری تأثیرگذار خلق کرده که برنده جایزه بهترین انیمیشن کوتاه در اسکار ۲۰۲۵ شد،
خلاصه داستان: فیلم «هیبانگ» یک تریلر-درام با مضامین بزرگسالانه است که داستان عیسی، زنی را دنبال میکند که کنار همسرش، تریستان، از خواب بیدار میشود و متوجه میشود به دلیل آمنزی انتخابی، بخشی از حافظهاش را از دست داده است. تریستان به او کمک میکند تا گذشتهاش را به خاطر بیاورد، اما وقتی عیسی مخفیانه به زیرزمین خانه میرود، رازی تاریک درباره تریستان کشف میکند. داستان با پیچشهایی مانند روابط عاشقانه پیچیده، از جمله مثلث عشقی و مضامین LGBTQ+، به موضوعات هویت، خیانت و اسرار پنهان میپردازد. فیلم با صحنههایی مانند تحقیقات عیسی در زیرزمین و رویاروییهای احساسی، فضایی پرتنش و مرموز ایجاد میکند. با این حال، به دلیل داستان قابلپیشبینی، تمرکز بیشازحد روی محتوای بزرگسالانه و ریتم ناهماهنگ، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. فضای بصری فیلیپین، بازیهای اصلی و طراحی صحنه تحسین شدند، اما فیلمنامه ضعیف و پایانبندی غیرمنتظره نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «چشمانت را ببند» یک درام اسپانیایی-آرژانتینی به کارگردانی و نویسندگی مشترک ویکتور اریسه و میشل گازتامبیده است. داستان در مادرید معاصر رخ میدهد و درباره میگل گارای (مانولو سولو)، فیلمسازی سالخورده است که در سال ۲۰۱۲، بیست سال پس از ناپدید شدن مرموز دوست و بازیگر اصلیاش، خولیو آرناس (خوزه کورونادو)، در جریان فیلمبرداری فیلم ناتمام «نگاه خداحافظ» در دهه ۱۹۹۰، به یادآوری خاطرات آن پروژه دعوت میشود. میگل پس از آن اتفاق، کارگردانی را کنار گذاشته و زندگی آرامی بهعنوان نویسنده در ساحل دارد. وقتی یک برنامه تلویزیونی جنجالی پرونده ناپدید شدن خولیو را باز میکند، میگل با اکراه با خدمه فیلم، از جمله مکس (ماریو پاردو)، تدوینگر، لولا (سولداد وییامی)، معشوقه سابق، و آنا (آنا تورنت)، دختر خولیو، ارتباط برقرار میکند تا راز این ناپدید شدن و تأثیر آن بر زندگی همه را حل کند. فیلم با ریتمی آرام، تصاویر شاعرانه و موسیقی تأثیرگذار، به موضوعات حافظه، هویت، پیری و قدرت سینما میپردازد. این اثر که اولین فیلم بلند اریسه پس از ۳۱ سال است، با وجود طول زیاد (۱۶۹ دقیقه) و برخی ابهامات داستانی، به دلیل عمق احساسی و خودبازتابیاش مورد تحسین قرار گرفته است.
خلاصه داستان: فیلم «آهاسس» یک درام-تریلر است که داستان جیک، خدمتکار جوانی را دنبال میکند که عاشق همسر رئیسش، آدلین، میشود که از خشونت خانگی رنج میبرد. جیک که قصد کمک به فرار آدلین از دست شوهر خشنش، ستوان آگوستو، را دارد، با او وارد رابطهای عاطفی میشود. اما تلاش برای فرار به هرجومرج منجر شده و با صحنههایی مانند قتلهای خونین، تعقیبوگریز و درگیری با نگهبانان، مانند گروهبان لیبیران، به اوج میرسد. داستان به موضوعات عشق ممنوعه، خشونت خانگی و پیامدهای قدرت و خیانت میپردازد. با این حال، به دلیل داستان تکراری که شبیه دیگر فیلمهای ویوامکس مانند «بلا لونا» و «اوا» است، صحنههای غیرضروری و پایانبندی پیشپاافتاده، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. فضای پرتنش، بازیهای اصلی و تصاویر پنتابانگان فیلیپین تحسین شدند، اما فیلمنامه ضعیف و فقدان خلاقیت نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «تولد کیتارو: راز گهگهگه» یک انیمیشن فانتزی-ترسناک است که در ژاپن دهه ۱۹۵۰ رخ میدهد و داستان میزوکی، کارمند بانک خون و کهنهسرباز جنگ، را دنبال میکند که برای عزاداری مرگ رئیس خانواده ریوگا و ماموریتی مخفی به روستای دورافتادهای میرود. او در آنجا با مردی سفیدمو، پدر کیتارو، که به دنبال همسر گمشدهاش است، ملاقات میکند. این دو با هم به بررسی مرگهای عجیب در روستا میپردازند که توسط خانواده ریوگا، تولیدکنندگان داروی مرموز "M" ساختهشده از خون قبیله ارواح، اداره میشود. داستان با صحنههایی مانند قتلهای وحشتناک در معبد روستا، رویارویی با موجودات ماورایی مانند کیوکوتسو، و افشای اسرار تاریک خانواده، به موضوعات انتقام، فداکاری و گذشته جنگی ژاپن میپردازد. سایو، زنی که برای تولید وارث زندانی شده، قاتل اصلی است و توکیسادا، رئیس خانواده، از خون ارواح برای جاودانگی استفاده میکند. پایان تلخوشیرین فیلم، نابودی خانواده ریوگا و نجات کیتارو را نشان میدهد، اما با قربانی شدن پدر کیتارو و نابودی روستا همراه است. به دلیل خشونت گرافیکی و داستان پیچیده، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. انیمیشن خیرهکننده، موسیقی متن و فضای نوستالژیک تحسین شدند، اما ریتم تند و پایانبندی سنگین نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «گربههای اشرافی» یک انیمیشن موزیکال-کمدی است که داستان دوشس، گربهای اشرافی و سه بچهگربهاش، ماری، تولوز و برلیوز را دنبال میکند که در پاریس سال ۱۹۱۰ با مادام آدلاید، صاحب ثروتمندشان زندگی میکنند. هنگامی که مادام تصمیم میگیرد ثروتش را به گربههایش و سپس به خدمتکارش ادگار واگذار کند، ادگار، که از حسادت دیوانه شده، گربهها را با شیر مخدر ربوده و در حومه شهر رها میکند. دوشس و بچههایش با توماس اومالی، یک گربه خیابانی باهوش و خوشصدا، آشنا میشوند که به آنها کمک میکند تا به پاریس بازگردند. آنها در مسیر با گروهی از گربههای جازنواز، سگهای مزرعه و دیگر حیوانات عجیب مواجه میشوند، در حالی که ادگار تلاش میکند از بازگشت آنها جلوگیری کند. داستان با صحنههایی مانند مهمانی جاز زیر نور ماه و تعقیبوگریز خندهدار با موتورسیکلت ادگار، به موضوعات خانواده، دوستی و عشق میپردازد. با این حال، به دلیل داستان ساده، برخی شخصیتهای فرعی کمعمق و طنز گاه قدیمی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. انیمیشن سنتی، آهنگهای شاد مانند «Everybody Wants to Be a Cat» و فضای پاریسی تحسین شدند، اما ریتم کند و فقدان پیچیدگی برای بزرگسالان نقد شدند.