خلاصه داستان: زاتوایچی، شمشیرزن نابینا، به خواهش مادری در حال مرگ، پسر خردسالش را به پدر ناآگاهش میرساند. اما پدر گرفتار زورگوییهای گروهی خلافکار است و زاتوایچی برای محافظت از خانواده، ناچار با یاکوزا و سامورایی مرموزی روبهرو میشود.
خلاصه داستان: کریستین، مدل سرشناس، پس از آسیب دیدن از یک متجاوز ناامیدانه پیگیر پروندهاش در دادگاه میشود، اما تبرئه شدن متجاوز فاجعهای جدید برای خواهر نوجوانش رقم میزند. کریستین که از سیستم قضایی قطع امید کرده، خودش دست به کار شده و برای اجرای عدالت اسلحه میکشد.
خلاصه داستان: تیلاگان، راننده سابق آمبولانس، پس از ۱۴ سال حبس به جرم قتلی که مرتکب نشده، به مرخصی موقت میآید تا خانوادهاش را ببیند. اما او این فرصت را غنیمت میشمارد تا از کسانی که زندگیاش را نابود کردهاند انتقام بگیرد و در این مسیر با چالشهای پیچیدهای روبرو میشود.
خلاصه داستان: زن جوان و جذابی به روستایی کوچک در فرانسه میرود تا انتقام راز تجاوز به مادرش را بگیرد. او با نزدیک شدن به یک مکانیک محلی، خانواده او را هدف قرار میدهد؛ اما کشف حقایق تاریک گذشته، او را به سمت فروپاشی روانی و فاجعهای جبرانناپذیر میکشاند.
خلاصه داستان: وقتی خواهر کوچکتر «برندا» مورد حمله و آزار وحشیانه یک باند خیابانی بیرحم قرار میگیرد، او تصمیم میگیرد عدالت را با دستهای خودش اجرا کند. برندا مجهز به سلاحهای مرگبار، جنگی تمامعیار و خونین را برای نابودی تکتک اعضای این گروه آغاز میکند.
خلاصه داستان: زاتوئیچی، شمشیرزن نابینا، به روستای قدیمی خود بازمیگردد و متوجه قتل بیرحمانه استادش و اسارت دختر او میشود. او با کشف توطئهای شوم میان مقامات فاسد و یاکوزای محلی، شمشیر خود را برای انتقام و نجات مظلومان از نیام بیرون میکشد.
خلاصه داستان: یک معلم علوم پس از جان سالم به در بردن از حمله مرگبار یکی از دانشآموزانش در بروکلین، به لسآنجلس نقل مکان میکند. اما او در مدرسه جدید نیز با گروهی از دانشآموزان شرور و خشن مواجه میشود و اینبار تحت فشارهای روحی شدید، تصمیم میگیرد به روشی تاریک و غیرمنتظره عدالت را اجرا کند.
خلاصه داستان: دختری که با پاپوش خاندان قدرتمند لیو به چهار سال زندان محکوم و سپس با بدنامی آزاد میشود، با چهره و هویتی جدید بازمیگردد تا با نفوذ به این خاندان انتقام سختی بگیرد. در این میان، محافظ شخصی و سایهای او که دیگر تاب تماشای رنجهایش را ندارد، وارد عمل میشود.
خلاصه داستان: داستان دختری اشرافزاده به نام «بیانوی» که پس از تحمل بیعدالتی و بدرفتاریهای فراوان، با هویتی جدید برای انتقام بازمیگردد. او با همراهی شاهزاده نائبالسلطنه، وارد نبردی سهمگین با دشمنانی قدرتمند میشود تا عدالت را برقرار کرده و از خاندانش محافظت کند.
خلاصه داستان: یک رنجر تگزاسی در سال ۱۸۸۷ برای بررسی مرگهای مرموز شهروندان مکزیکی به شهری منزوی فرستاده میشود. او در آنجا با کشیشی قدرتمند روبرو میشود که سالها پیش پدرش را به قتل رسانده است؛ رویارویی هولناکی که آغازگر یک انتقامجویی خونین، تاریک و پر از فساد است.