خلاصه داستان: در سنگرهای خونین جنگ جهانی اول، دو افسر فرانسوی با مرگ و فرسایش زندگی نظامی روبهرو میشوند؛ همزمان، رقابت بر سر عشق پرستاری به نام مونیک میانشان شکل میگیرد.
خلاصه داستان: سربازی که در جنگ جهانی اول حافظهاش را از دست داده، با خوانندهای مهربان آشنا میشود و زندگی تازهای میسازد؛ اما حادثهای گذشتهاش را بازمیگرداند و عشقشان را در میان خاطرات گمشده به آزمون میگذارد.
خلاصه داستان: در استکهلمِ بیطرف و در میانهٔ جنگ جهانی اول، مادِلین، جاسوس فرانسویِ نفوذکرده در شبکهٔ آلمان، با بارون آلمانیای آشنا میشود که خود رازهایی پنهان دارد. میان مأموریتهای مرگبار و بازیهای فریب، عشقی شکل میگیرد که وفاداری هر دو را به آزمون میگذارد.
خلاصه داستان: دانشجوی جوانی به نام دماشی در سال ۱۹۱۴ با شور میهنپرستانه به ارتش فرانسه میپیوندد، اما خیلی زود با وحشت و فرسایش نبردهای سنگری روبهرو میشود. در کنار همرزمانش میکوشد در دل جنگ جهانی اول زنده بماند؛ جنگی که هر روز صلیبهای چوبی بیشتری بر جای میگذارد.
خلاصه داستان: در واپسین ماههای جنگ جهانی اول، چهار سرباز آلمانی در جبهه فرانسه میان گلولای سنگرها، حملههای مرگبار و لحظههایی کوتاه از زندگی بیرون میدان نبرد گرفتارند. بازگشت یکی از آنها به خانه و فاجعههای جبهه، تصویری تلخ از ویرانی و بیرحمی جنگ میسازد.
خلاصه داستان: در بیابانهای میانرودانِ جنگ جهانی اول، فرمانده یک گشتی بریتانیایی کشته میشود و سربازان بیخبر از مقصدشان در واحهای محاصرهشده گرفتار میمانند. با حملهٔ تکتیراندازان ناشناس و کمشدن نفرات، گروهبان باید برای زندهماندن و یافتن کمک تصمیمهایی دشوار بگیرد.
خلاصه داستان: در میانه جنگ جهانی اول، خلبان جسور دیک کورتنی از فرماندهی که نیروهایش را به مأموریتهای مرگبار میفرستد انتقاد میکند؛ اما وقتی خود به فرماندهی اسکادران میرسد، درمییابد که هدایت یارانش به سوی خطر چه بهای سنگینی دارد.
خلاصه داستان: در میانهٔ جنگ جهانی اول، ماتا هاری، رقصندهای افسونگر و جاسوسی ماهر، مأمور میشود از یک افسر روسی اطلاعات محرمانه به دست آورد؛ اما وقتی دلباختهٔ او میشود، عشق و وفاداریاش سرنوشت تلخی برایش رقم میزند.
خلاصه داستان: دو برادر انگلیسیِ کاملاً متفاوت، روی و مونتی، با آغاز جنگ جهانی اول به نیروی هوایی سلطنتی میپیوندند؛ در میانهٔ نبردهای هوایی مرگبار، عشق و خیانت نیز رابطهشان را به آزمونی دشوار میکشاند.
خلاصه داستان: در روستایی در باواریا، مادری بیوه با چهار پسرش زندگی آرامی دارد؛ اما با آغاز جنگ جهانی اول، سه پسرش به ارتش آلمان میپیوندند و پسر چهارم که در آمریکا ساکن است، در ارتش آمریکا خدمت میکند. این خانواده که جنگ در دو سوی جبهه پراکندهشان کرده، با دوری و اندوهی جانکاه روبهرو میشوند.