خلاصه داستان: هلن و جو، دو زندانیِ سابق که در فروشگاهی بزرگ کار میکنند، عاشق هم میشوند و میکوشند گذشتهشان را پشت سر بگذارند. اما وقتی دوستان خلافکار جو او را به سرقتی تازه وسوسه میکنند و رازهای هلن آشکار میشود، عشق و زندگی تازهشان به خطر میافتد.
خلاصه داستان: آلن، نویسندهای دلزده و بیپول، در کافهای دورافتاده در صحرای آریزونا با گابریلِ رویاپرداز آشنا میشود؛ دختری که آرزوی رفتن به فرانسه را دارد. اما ورود یک گنگستر فراری و گروگانگرفتن حاضران، سرنوشت همه را دگرگون میکند.
خلاصه داستان: بن ریگان در جستوجوی سگ گمشدهاش وارد باتلاقی خطرناک میشود و با تام، فراریای روبهرو میشود که ادعا میکند بیگناه است. همکاری بن و تام برای شکار و فروش پوست حیوانات، او را به دختر تام نزدیک میکند؛ اما برای بازگرداندن تام به زندگی عادی، باید حقیقت قتل را آشکار کند.
خلاصه داستان: مردی برای تهیه داروی دختر بیمارش دست به سرقت میزند و پس از بازگشت به خانه، همسرش و کارآگاهی که در تعقیب اوست تا صبح در انتظار بهبود کودک میمانند؛ شبی پرتنش که خانواده را میان عشق، عذاب وجدان و قانون قرار میدهد.
خلاصه داستان: نان، دختر یک تبهکار بانفوذ، بهناحق راهی زندان میشود و نامزدش، جوانی از دنیای نمایشهای خیابانی، برای نجات او به باند خلافکاران میپیوندد. اما وقتی نان آزاد میشود، میکوشد او را از زندگی خطرناک و پرخشونت باند بیرون بکشد.
خلاصه داستان: در شبی پرهیاهو در رستورانی ایتالیایی در نیویورک، لوئیس کروپا باید همزمان با منتقدی سختگیر، گانگسترهایی تهدیدکننده و تنشهای میان خود و پسر سرآشپزش روبهرو شود. بدهی قمارِ کمکآشپز، این شب آشفته را به سوی پایانی غیرمنتظره و مرگبار میکشاند.
خلاصه داستان: پس از سقوط هواپیمایی کوچک در دل طبیعت، یک مأمور قانون و زندانیاش در کلبهای دورافتاده پناه میگیرند. گرفتار در محاصرهٔ توفان و بیاعتمادی، آنها و دختر صاحب کلبه باید با گذشته، حقیقت و انتخابی سرنوشتساز روبهرو شوند.
خلاصه داستان: سه دوست قدیمی پس از سالها دوباره به هم میرسند؛ اما ویوین، که زندگی مرفهی دارد، از همسر و پسرش دل میکند و با مردی خلافکار همراه میشود. سقوط او به دام اعتیاد و نقشهٔ آدمربایی، سرنوشت هر سه زن را به هم گره میزند.
خلاصه داستان: فرانک تیلور، کارگر کارخانهای که ترفیع را به همکار مهاجرش واگذار میکند، از سر خشم به گروه مخفی «لژیون سیاه» میپیوندد. خشونت و تعصب اوج میگیرد و زندگی خانوادگی و دوستیهای فرانک را به سوی فاجعه میکشاند.
خلاصه داستان: جَن، دختری سرزنده از خانوادهای اشرافی، دل به گانگستری کاریزماتیک میبازد؛ رابطهای که پدر وکیل و الکلیاش را به رویارویی با گذشته و انتخابهای دشوار میکشاند. وقتی عشق به تهدید بدل میشود، سرنوشت این خانواده در دادگاهی پرتنش رقم میخورد.