خلاصه داستان: در آستانه اعزام به جنگ الجزایر، میشل، جوان پاریسی، روزهای آخر آزادی خود را با دو دختر صمیمی به نامهای جولیت و لیلین میگذراند. سفر مشترک آنها به جزیره کورسیک، مثلث عشقی پرشور اما تلخ و شیرینی را رقم میزند که سایه سنگین جنگ و دوری بر آن سنگینی میکند.
خلاصه داستان: لیلی بارت، زن جوان و زیبایی از طبقه اشراف نیویورک، در تلاش است تا همسری مناسب و ثروتمند پیدا کند. اما او در میان فشارهای اجتماعی، شایعات بیاساس و توطئههای طبقه مرفه گرفتار میشود و به سمت سرنوشتی تلخ و تراژیک سوق پیدا میکند.
خلاصه داستان: پس از سالها، بازگشت ناگهانی یک عشق قدیمی به خانهای ویران در شهری کوچک، زندگی یکنواخت یک زوج متأهل را دستخوش طوفانی از احساسات عمیق میکند. این شاهکار کلاسیک سینمای چین، روایتی غمانگیز و شاعرانه از عشق، وفاداری و حسرتهای گذشته است.
خلاصه داستان: آیومی، بازیگر سابق، در کنار شوهر ثروتمندش زندگی ظاهراً بینقصی دارد، اما در واقع از آزار عاطفی او رنج میبرد. او که تنها آرامشش را در دنیای آشپزی پیدا میکند، با ورود یک سرآشپز جذاب ایتالیایی به زندگیاش، در مسیر تغییراتی بزرگ و انتخابی سرنوشتساز قرار میگیرد.
خلاصه داستان: دوران دختری فداکار است که برای حمایت از خانوادهاش تحصیل را رها کرده و به عنوان نگهبان در یک شرکت تلویزیونی مشغول به کار میشود. در این میان، او با عشق دوران نوجوانیاش که اکنون مدیری بانفوذ و نامزد زنی دیگر است، روبرو میشود؛ دیداری دوباره که رازها و سوءتفاهمهای گذشته را بیدار میکند.
خلاصه داستان: زنی سی ساله پس از جدایی از دوستپسر چندین سالهاش، در محل کار جدید خود با مردی روبرو میشود که ده سال پیش رابطهای پنهانی با او داشته است. با زنده شدن احساسات قدیمی، او بار دیگر وارد یک رابطه مخفی و پیچیده میشود؛ در حالی که میان عشق واقعی و تکرار یک اشتباه بزرگ سردرگم است.
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره گوپال است که با رادها ازدواج میکند، اما حضور سراج، دوست صمیمی و خواننده مشهور رادها، آتش حسادت را در دل گوپال شعلهور میسازد. این سوءتفاهمها رابطه زناشویی آنها را تا مرز فروپاشی میبرد، تا اینکه گوپال بالاخره به حقیقت و پاکی رابطه آنها پی میبرد.
خلاصه داستان: یک مدیر موفق اپلیکیشن دوستیابی آنلاین، ناخواسته با زنی دوست میشود که با انگیزه انتقام وارد زندگیاش شده است. این رابطه مرموز، زخمهای کهنه گذشته را سر باز کرده و شرکت، خانواده، دوستیها و زندگی عاشقانه او را در آستانه فروپاشی قرار میدهد.
خلاصه داستان: کاکرو، دانشجوی درونگرایی است که با کوهارو، دختری نابینا اما سرشار از امید و انرژی آشنا میشود. با شکلگیری عشقی عمیق میان آنها، کاکرو تصمیم میگیرد بزرگترین آرزوی کوهارو یعنی تماشای آتشبازی را برآورده کند؛ تلاشی عاشقانه برای تحقق رویایی که شاید دختر هرگز نتواند با چشمهایش آن را ببیند.
خلاصه داستان: داستان زنی فداکار که پس از پی بردن به ناباروریاش، نامزدی هفتساله و شغلش را از دست میدهد و در اوج فروپاشی روحی قرار میگیرد. او در این شرایط بحرانی با مرد جوان و جذابی آشنا میشود که او را از یک مزاحمت خیابانی نجات داده و پیشنهادی غیرمنتظره به او میدهد.