خلاصه داستان: شیگرو، پاکبان ناشنوایی در یک شهر ساحلی ژاپن، با پیدا کردن و تعمیر یک تخته موجسواری رهاشده، شیفته دنیای موجسواری میشود. او با حمایت همسر ناشنوایش و با وجود تمسخر اطرافیان، تمام تلاش خود را برای یادگیری و شرکت در مسابقات به کار میبندد تا پیوندی عمیق و بیکلام با دریا برقرار کند.
خلاصه داستان: جسی، موجسوار حرفهای در آستانه سیسالگی، میان زندگی آزادانه روی موجها و تعهد به دوستدخترش برای شروع یک زندگی پایدار سرگردان است. با ورود ناگهانی سه دوست قدیمی از لندن و همراه آوردن کوهی از مشکلات، او باید بین عشق، دوستی و رویای موجسواری یکی را انتخاب کند.