خلاصه داستان: دیوید پیکر در ۱۸ سالگی آرزو دارد به گروه شبهنظامی پدرش بپیوندد، اما با هدف قرار گرفتن پدرش توسط کلانتر، او و دوستانش گروه خود را تشکیل میدهند. حالا آنها باید در میان چالشهای سیاسی و خانوادگی، برای نجات پدر و ایستادگی در برابر بیعدالتی مبارزه کنند.
خلاصه داستان: کسنیا، مادری مجرد، برای نجات پسر کوچکش که پیش از آغاز جنگ به اوستیای جنوبی فرستاده شده، راهی سفری خطرناک میشود. او در میان شعلههای جنگ ویرانگر سال ۲۰۰۸، باید با چالشهای امنیتی مرگبار و تخیلات فانتزی فرزندش برای بقا روبرو شود.
خلاصه داستان: ریچی در آستانه پایان دادن به زندگی خود، تماسی غیرمنتظره از خواهرش دریافت میکند تا برای چند ساعت از خواهرزادهاش مراقبت کند. این مسئولیت ناخواسته، او را به سفری شبانه در خیابانهای نیویورک میبرد و فرصتی دوباره برای یافتن معنای زندگی به او میدهد.
خلاصه داستان: داستان تاریک و نفسگیر خواهر و برادری به نامهای پل و ایرینا که در یک جزیره دورافتاده یونانی و در میان یک فرقه مذهبی عجیب گرفتار شدهاند؛ فرقهای که به طهارت فیزیکی و صابون اعتقادی افراطی دارد. وقتی رهبر فرقه ایرینا را میرباید، پل باید برای نجات خواهرش و رهایی از این جامعه مخوف وارد نبردی سهمگین شود.
خلاصه داستان: یک سرباز ویژه بازنشسته برای نجات دختر گمشدهاش به اعماق میانمار شمالی نفوذ میکند. او در این مسیر باید با باندهای خطرناک کلاهبرداری و قاچاقچیان اعضای بدن روبرو شود و نبردی حماسی و بیرحمانه را برای نجات خانوادهاش آغاز کند.
خلاصه داستان: یک تکاور آمریکایی و گروهش که برای شرکت در عروسی دوستشان به مکزیک سفر کردهاند، با حمله مرگبار یک کارتل مواجه میشوند. اکنون این تکاور باید در قلمروی دشمن و دور از خانه، برای نجات جان همراهانش وارد نبردی بیرحمانه و خونین شود.
خلاصه داستان: در دل ویرانههای جنگ جهانی سوم، مادری فداکار به نام جانسی و فرزند هشتسالهاش در دام سه جنایتکار بیرحم گرفتار میشوند. او که هیچ راه فراری ندارد، باید با تکیه بر هوش، شجاعت و غریزه بقای خود، نبردی نفسگیر را برای نجات جان خود و فرزندش آغاز کند.