خلاصه داستان: دکتر گلاس، پزشکی تنها و سرخورده، با التماسهای زن جوانی برای رهایی از آزار شوهرش مواجه میشود و درگیر یک بازی ذهنی و اخلاقی خطرناک میگردد. او برای نجات این زن، تصمیمی هولناک برای قتل میگیرد که مرز میان عدالت، عشق و جنون را از بین میبرد.
خلاصه داستان: یک پرستار در اولین شب کاری خود برای مراقبت از یک بیمار مبتلا به زوال عقل، متوجه حضور موجودی ماوراءالطبیعه و شوم در خانه میشود. او به زودی خود را درگیر نبردی وحشتناک و دلهرهآور برای نجات جانش و رهایی از شرارتی میبیند که از تاریکیهای خانه رخنه میکند.
خلاصه داستان: داستان گروهی از غریبهها که خود را در یک خانه مدرن و دایرهایشکل محبوس مییابند. آنها به زودی متوجه میشوند که برای زنده ماندن و فرار از این معمای پیچیده، باید رازهای تاریک گذشته یکدیگر را برملا کنند؛ اما هر تصمیم اشتباه در این خانه مرموز، عواقب مرگباری به همراه دارد.
خلاصه داستان: در فصل دوم، جیآن در دوران دانشگاه با یک اپلیکیشن خرید و فروش مواجه میشود که به شکلی هولناک، خدمات قتل و ترور ارائه میدهد. با ثبت سفارش قتل جیآن توسط فردی ناشناس، او برای نجات جان خود و کشف حقیقت، وارد نبردی تاریک و خطرناک میشود.
خلاصه داستان: در دنیایی آیندهنگرانه که انسانها برای همرنگ شدن با جامعه مجبور به تغییر مداوم هویت خود هستند، مردی تصمیم میگیرد در برابر این جریان ایستادگی کند و اصالتش را حفظ کند؛ تصمیمی که او را درگیر یک بازی روانی خطرناک با سیستم میکند.
خلاصه داستان: وقتی به فردی فرصتی استثنایی داده میشود تا فقط برای یک روز به گذشته بازگردد و بزرگترین اشتباه زندگیاش را جبران کند، او وارد بازی خطرناکی با زمان میشود؛ جایی که هر تصمیم کوچک میتواند آینده را به کل تغییر دهد و عواقب غیرمنتظرهای به دنبال داشته باشد.
خلاصه داستان: کیت هندرسون، افسر ارشد MI6، در پی کشف یک جاسوس نفوذی کرملین در دولت بریتانیا، وارد بازی سیاسی خطرناکی میشود. او در این مسیر متوجه میشود که این جاسوس کسی جز همسر خودش نیست و اکنون باید میان حفظ خانواده و نجات امنیت ملی دست به انتخابی مرگبار بزند.
خلاصه داستان: یک بازرس امنیتی فرودگاه به طور اتفاقی با یک محموله طلای قاچاق مواجه میشود. این کشف غیرمنتظره، او را به درون بازی خطرناک و مرگباری از طمع، خیانت و تلاش برای بقا میکشاند که زندگیاش را برای همیشه تغییر میدهد.
خلاصه داستان: پس از مرگ ناگهانی پدر ثروتمندش، زندگی تئودور از هم میپاشد. او پس از فرار از یک سوءقصد، توسط مردی به نام درک نجات مییابد و رابطهای یکشبه میان آنها شکل میگیرد؛ اما فرار او به یک قایق تفریحی در سواحل ایتالیا، آغازگر مارپیچی از تاریکی و اعتیاد میشود.
خلاصه داستان: کامو و تورا در پوشش یک کتابفروشی، به عنوان انتقامجویانی اجیرشده فعالیت میکنند و مجرمانی را که از چنگال قانون گریختهاند به سزای اعمالشان میرسانند. آنها با پذیرش پروندههای قربانیان جنایات خشونتآمیز، وارد مسیر تاریک انتقام شخصی میشوند؛ جایی که گذشته مبهم آنها و چرخه بیپایان خشونت به تصویر کشیده میشود.