خلاصه داستان: سیسی دختر جوانی با شستهای فوقالعاده بزرگ است که استعداد خاصی در رایگانسواری (هیچهایک) دارد. او پس از ورود به دنیای مدلینگ، به مزرعهای متفاوت در کالیفرنیا میرود و با پیوستن به گروهی از دختران گاوچران سرکش، درگیر ماجراهایی عجیب، عاشقانه و مبارزه برای آزادی میشود.
خلاصه داستان: پس از پایان جنگ داخلی آمریکا، جسی جیمز و یارانش به خانه بازمیگردند اما با تهدید یک شرکت راهآهن بیرحم برای غصب زمینهای کشاورزان مواجه میشوند. آنها برای دفاع از مردم، گروهی قانونشکن تشکیل داده و دست به سرقت از بانکها و قطارها میزنند تا اینکه به قهرمانانی محبوب تبدیل شده و بزرگترین تعقیب و گریز تاریخ غرب وحشی علیه آنها آغاز میشود.
خلاصه داستان: در تابستان ۱۸۹۸، گروهی از مهاجران آلمانی سفری ۲۵۰۰ کیلومتری و طاقتفرسا را به سمت شمال وحشی کانادا آغاز میکنند تا به ثروت افسانهای طلا دست یابند. اما این مسیر دشوار، آنها را با سرما، خستگی مفرط و درگیریهای مرگبار روبرو میکند؛ جایی که بقا در دل طبیعت وحشی به بزرگترین چالش تبدیل میشود.
خلاصه داستان: یک رنجر تگزاسی در سال ۱۸۸۷ برای بررسی مرگهای مرموز شهروندان مکزیکی به شهری منزوی فرستاده میشود. او در آنجا با کشیشی قدرتمند روبرو میشود که سالها پیش پدرش را به قتل رسانده است؛ رویارویی هولناکی که آغازگر یک انتقامجویی خونین، تاریک و پر از فساد است.
خلاصه داستان: وقتی سناتور ادوارد جانسون به قتل میرسد، همراه قدیمی و وفادارش، لفتی براون، تصمیم میگیرد برای انتقام خون دوستش دست به کار شود. او در این مسیر دشوار با یک هفتتیرکش جوان و یک مارشال کهنهکار همراه میشود تا عدالت را اجرا کند و حقیقت پشت این جنایت را فاش سازد.
خلاصه داستان: باران، قهرمان جنگ کردستان، به عنوان کلانتر در یک روستای مرزی دورافتاده مشغول به کار میشود. او در آنجا با یک خان فاسد محلی درگیر شده و در این مسیر با معلمی فداکار به نام گوند همراه میشود تا در برابر ظلم و تبعیض علیه زنان ایستادگی کند.
خلاصه داستان: ریو، دوازدهسالهای، پدر الکلی و خشونتگرش را کشته و با خواهرش فرار میکند. در مسیر با بیل د کید و شاریف پت گارت مواجه شده و مجبور میشود خواهرش را از دست عموی شرورش نجات دهد. ریو در این سفر خشین با بلوغ، انتخاب اخلاقی و مبارزه با خشونت روبرو میشود.
خلاصه داستان: گروهی از قانونشکنان بیرحم پس از یک سرقت بزرگ، به خانه یک خانواده ظاهراً مذهبی و بیگناه پناه میبرند. اما با گذشت شب و آغاز یک بازی روانی خطرناک، رازهای تاریک و هولناکی از اعضای این خانواده برملا میشود که سرنوشت همه را تغییر میدهد.
خلاصه داستان: در اواخر قرن نوزدهم، زنی به نام لیزی همراه با همسرش در یک دشت دورافتاده و بیابانی ساکن میشود. با گذشت زمان، او حضور نیرویی مرموز و ماوراءطبیعی را در وزش بادهای مداوم حس میکند که او را به مرز جنون و پارانویا میکشاند.
خلاصه داستان: در سال ۱۸۷۰، کاپیتان جفرسون کایل کید که کارش خواندن اخبار برای مردم است، مأمور میشود تا دختربچهای یتیم به نام جوآنا را که سالها با بومیان زندگی کرده، به بستگانش برساند. آنها در این سفر پرمخاطره از میان صحراهای بیرحم تگزاس، باید با خطرات طبیعی و انسانهای شرور مقابله کنند؛ سفری که پیوندی عمیق میانشان ایجاد میکند.