خلاصه داستان: مایلز، کارمند سابق یک شرکت فناوری، پس از آنکه توسط رئیس خود اخراج میشود، تصمیم میگیرد زندگی خود را تغییر دهد. او با الهام گرفتن از شبکههای اجتماعی، شروع به ساختن یک تصویر عمومی کاملاً جدید میکند و وانمود میکند که یک کارآفرین موفق و ثروتمند است. اما زمانی که این تصویر ساختگی او را در موقعیتهای خطرناکی قرار میدهد، مایلز متوجه میشود که حفظ این دروغ بزرگ چقدر دشوار و پرهزینه است. این فیلم کوتاه محصول سال ۲۰۱۷ به کارگردانی تیموتی ریچاردسون و با بازی تای دایگل، سوفیا آلمیدا و کریستوفر رید است.
خلاصه داستان: فیلمی زندگینامهای به کارگردانی برتران بونلو که در سال ۲۰۱۴ ساخته شد و زندگی ایو سن لوران، طراح مد مشهور فرانسوی را به تصویر میکشد. گاسپار اولیل در نقش این طراح برجسته ظاهر شده و زندگی حرفهای و شخصی او را از دهه ۱۹۶۰ تا اوایل دهه ۱۹۸۰ روایت میکند. فیلم بر دوران اوج خلاقیت سن لوران تمرکز دارد و رابطه پیچیده او با شریک زندگی و تجاریاش، پیر برگه، را به تصویر میکشد. در این مسیر، مسائلی مانند اعتیاد، فشارهای صنعت مد، و جستجو برای هویت شخصی و هنری به نمایش درمیآید.
خلاصه داستان: فیلم «خوابیدن با دشمن» محصول سال ۱۹۹۱ به کارگردانی جوزف روبن و با بازی جولیا رابرتز در نقش لورا بارنی است. لورا زنی زیبا و ظاهراً خوشبخت است که با مارتین (پاتریک برگین)، مردی ثروتمند و جذاب اما بسیار کنترلگر و بددهن ازدواج کرده است. او در یک خانه مجلل ساحلی زندگی میکند، اما در پشت این ظاهر آرام و ایدهآل، زندگی او جهنمی واقعی است. مارتین که وسواس شدیدی نسبت به نظم و کنترل دارد، کوچکترین جزئیات زندگی لورا را زیر نظر میگیرد و با کوچکترین اشتباه او را مورد آزار و اذیت کلامی و روانی قرار میدهد. لورا که سالها این وضعیت را تحمل کرده، بالاخره تصمیم میگیرد برای نجات جان خود نقشه فرار بکشد. او در یک حادثه ساختگی غرق شدن در دریا، مرگ خود را وانمود میکند و با هویتی جدید به شهر کوچکی در آیووا نقل مکان میکند. در آنجا او زندگی جدیدی را آغاز میکند و با مردی مهربان به نام بن (کوین اندرسون) آشنا میشود و امید به عشق و آیندهای بهتر در او زنده میشود. اما آرامش او دیری نمیپاید، زیرا مارتین که هرگز مرگ او را باور نکرده، با پیگیریهای وسواسگونه خود رد لورا را میگیرد و به شهر کوچک او میآید. حالا لورا باید برای حفظ زندگی جدید و هویت واقعی خود، با ترسناکترین دشمن زندگیاش، یعنی همسر سابقش، روبرو شود و نبردی مرگ و زندگی را آغاز کند.
خلاصه داستان: فیلم کمدی رمانتیک «چیزی برای قرض دادن» به کارگردانی لوک گرینفیلد در سال ۲۰۱۱ ساخته شده و با بازی کیت هادسون، جینفر گودوین، جان کرازینسکی و کالین اگلزفیلد روایتگر داستان دو دوست صمیمی به نامهای ریچل و دارسی است. ریچل که وکیل موفقی در نیویورک است، همیشه در زندگی شخصی خود محتاط و مطیع بوده، در حالی که دارسی شخصیتی برونگرا و جسور دارد. در آستانه ازدواج دارسی با دوک، مردی که ریچل به طور پنهانی عاشق اوست، اتفاقی غیرمنتظره رخ میدهد: در یک مهمانی، ریچل و دوک با یکدیگر رابطه برقرار میکنند. این اتفاق زندگی هر سه نفر را تحت تأثیر قرار داده و دوستی ریچل و دارسی را در آستانه فروپاشی قرار میدهد. ریچل حالا باید بین وفاداری به بهترین دوستش و احساسات واقعی خود یکی را انتخاب کند، در حالی که پیامدهای این راز هر لحظه سنگینتر میشود.
خلاصه داستان: مکس دنبو (با بازی درخشان داستین هافمن)، مردی است که تازه از زندان آزاد شده و قصد دارد زندگی جدیدی را آغاز کند. او با کمک افسر آزادی مشروط خود (با بازی امت والش) سعی میکند شغلی پیدا کرده و از وسوسه بازگشت به دنیای جرم و جنایت دوری کند. اما جامعه بیرحم و سیستم آزادی مشروط خفقانآور، به سرعت او را در تنگنا قرار میدهند. پس از یک درگیری با افسرش، دنبو ناامید شده و به همراه دوست قدیمی خود، جری شوه (با بازی هری دین استنتون)، بار دیگر به دزدی و سرقت مسلحانه روی میآورد. این فیلم محصول سال ۱۹۷۸ به کارگردانی اولو گروسبارد، روایتی غمانگیز و واقعگرایانه از تلاش یک انسان برای بازسازی زندگی و موانع بیپایانی است که سر راهش قرار میگیرد.
خلاصه داستان: یک زیردریایی هستهای کلاس تایفون آمریکا به نام «آلاباما» در آستانه یک بحران جهانی قرار میگیرد. فرمانده ارشد فرانک رمزی (دنزل واشنگتن)، یک افسر کهنهکار و معتقد به رویههای نظامی، دستور پرتاب موشکهای هستهای را دریافت میکند. اما ران هانتر (جین هکمن)، افسر جوان و تحصیلکرده، در صحت دستور تردید دارد و معتقد است باید پیش از اقدام، تأییدیه کامل را دریافت کنند. این اختلاف نظر به یک رویارویی خطرناک در اعماق اقیانوس تبدیل میشود که بقای کل خدمه و احتمالاً صلح جهانی به آن بستگی دارد. تونی اسکات کارگردان این فیلم اکشن و دلهرهآور محصول سال ۱۹۹۵ است که با بازی قدرتمند واشنگتن و هکمن، تنشی نفسگیر را در فضای محدود زیردریایی خلق میکند.
خلاصه داستان: یک زن مرموز به نام ویان و دخترش در یک شهر کوچک و محافظهکار فرانسه در دهه ۱۹۵۰ ساکن میشوند و یک شیرینیفروشی باز میکنند. با ورود آنها، آرامش شهر به هم میخورد. شهردار متعصب که با لذتهای دنیوی مخالف است، تلاش میکند مغازه آنها را تعطیل کند، اما ویان با شیرینیهای خوشمزه و مهربانی خود به تدریج دل مردم شهر را به دست میآورد و آنها را به پذیرش تفاوتها و لذت بردن از زندگی تشویق میکند. این فیلم محصول سال ۲۰۰۰ به کارگردانی لاسه هالستروم و با بازی ژولیت بینوش، جانی دپ، آلفرد مولینا و جودی دنچ است.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۵۳ در اتحاد جماهیر شوروی، لئو دمیدوف، افسر پلیس مخفی ام.جی.بی (تام هاردی)، به پروندهای مرموز و نگرانکننده برمیخورد: قتل یک کودک. مقامات دولتی این حادثه را یک تصادف اعلام میکنند، اما لئو که به دنبال عدالت است، به حقیقت مشکوک میشود. هنگامی که او سعی میکند تحقیقات خود را ادامه دهد، با مخالفت شدید نظام حاکم روبرو میشود و حتی به جرم خیانت تبعید میشود. در این میان، همسرش رایسا (نومی راپاس) نیز او را همراهی میکند. لئو و رایسا در حین تلاش برای بقا، متوجه میشوند که این قتل تنها یکی از یک سری قتلهای زنجیرهای کودکان است که توسط یک قاتل سریالی (گری اولدمن) انجام شده و دولت شوروی برای حفظ ظاهر، آن را پنهان کرده است. این فیلم مهیج و جنایی، به کارگردانی دنیل اسپینوزا، با بازی بازیگرانی چون جوئل کینامان، وینسنت کاسل و جیسون کلارک، داستانی تاریک و پرتنش را در پسزمینهی وحشت استالینیستی روایت میکند.
خلاصه داستان: در سومین قسمت از مجموعه محبوب سیندرلا، داستان زمانی آغاز میشود که نامادری شرور سیندرلا، لیدی ترمین، دستگاهی جادویی را به دست میآورد که میتواند زمان را به عقب بازگرداند. او با استفاده از این دستگاه، گذشته را تغییر داده و رویداد شب معروف رقص را دگرگون میکند. در این زمان جایگزین، سیندرلا هرگز با شاهزاده آشنا نمیشود و در عوض، آناستازیا، دختر لیدی ترمین، موفق میشود توجه شاهزاده را به خود جلب کند و قرار ازدواج ببندد. حالا سیندرلا باید با کمک دوستان وفادارش، جک و گاس، و همچنین پری مادرخوانده، گذشته را به حالت اول بازگرداند و داستان واقعی عشق خود را احیا کند. این انیمیشن که در سال ۲۰۰۷ منتشر شد، با کارگردانی فرانک نیسن و بازی صداپیشگانی مانند جنیفر هیل، سوزان بلیکلی و آندره استوجکا، داستانی پر از ماجراجویی، طنز و درسهای ارزشمند درباره اهمیت پایداری و باور به خود را روایت میکند.
خلاصه داستان: دو برادر دوقلو به نامهای تاکیا و تاتسویا در یک پرورشگاه بزرگ شدهاند. تاکیا که آرام و متفکر است، پس از فارغالتحصیلی به دانشگاه میرود، در حالی که تاتسویا که خشن و بیپروا است، به خیابانها بازمیگردد تا به عنوان یک جنگجوی خیابانی زندگی کند. زمانی که تاتسویا توسط یک گنگ قدرتمند مورد ضرب و شتم قرار میگیرد، تاکیا برای نجات برادرش وارد عمل میشود و با استفاده از مهارتهای رزمی خود، رهبر گنگ را شکست میدهد. این اتفاق باعث میشود که تاکیا به عنوان یک جنگجوی قوی شناخته شود و به او پیشنهاد میشود که به مدرسه ای که مملو از گنگهای دانشآموزی است، برود و کنترل آن را به دست گیرد. او در این مدرسه با جنگجویان قدرتمند و رهبران گنگهای مختلف روبرو میشود و باید برای رسیدن به هدفش، مبارزات سختی را پشت سر بگذارد.