خلاصه داستان: فیلم «نیروی سایه» یک اکشن-تریلر آمریکایی به کارگردانی جو کارناهان و نویسندگی مشترک او با لئون چیلز است. داستان درباره کایرا اوونز (کری واشینگتن) و آیزاک سار (عمر سی)، دو رهبر سابق گروه ویژه چندملیتی «نیروی سایه»، یک تیم مخفی عملیات سیاه سیا، است. آنها با عاشق شدن، قوانین را زیر پا گذاشتند و برای محافظت از پسرشان، کای (جهلیل کامارا)، مخفی شدند. هشت سال بعد، جک سیندر (مارک استرانگ)، رئیس سابقشان که از فرار آنها خشمگین است، جایزه بزرگی برای سرشان تعیین میکند. وقتی نیروی سایه آنها را پیدا میکند، کایرا و آیزاک با کمک خویشاوندان کایرا، عمه مارولا (داواین جوی راندولف) و عمو اوری (متد من)، وارد جنگی تمامعیار میشوند. پس از فرار از کمین در کارتاهنا، کایرا برای رویارویی با سیندر به جزیره خصوصی او میرود، اما فاش میشود که عمو اوری خائن است. فیلم با اکشنهای پرتنش، طنز خانوادگی و تمهای عشق، وفاداری و بقا، علیرغم ضعف در برخی صحنههای اکشن و پیچیدگی داستان، سرگرمکننده است.
خلاصه داستان: فیلم «هفت حجاب» یک درام روانشناختی کانادایی به کارگردانی آتوم اگویان است. داستان درباره ژانین (آماندا سایفرد)، کارگردان تئاتر است که پس از سالها دوری، برای بازسازی اپرای «سالومه»، اثر معروف کارگردان سابقش، به دنیای اپرا بازمیگردد. ژانین که از همسرش پل (مارک اوبراین) جدا شده و با دخترش لیزی (مایا میسالویچ) و مادر مبتلا به زوال عقلش مارگوت (لین گریفین) از راه دور در ارتباط است، با خاطرات تاریک کودکی و رابطه پیچیدهاش با کارگردان سابقش، چارلز، مواجه میشود. این خاطرات، که در بازسازی اپرا با بازیگرانی مثل آمبور برید (سالومه) و ربکا لیدیارد (مدیر صحنه) منعکس میشوند، به تدریج زندگی حرفهای و شخصیاش را به آشوب میکشند. فیلم با تصاویر خیرهکننده و موسیقی ریچارد اشتراوس، به موضوعات تروما، هنر و روابط خانوادگی میپردازد، هرچند گاهی از شلوغی داستان رنج میبرد.
خلاصه داستان: فیلم «پنجم سپتامبر» یک درام تاریخی-ورزشی آلمانی به کارگردانی تیم فهلباوم است که وقایع گروگانگیری ورزشکاران اسرائیلی در المپیک ۱۹۷۲ مونیخ را از دیدگاه تیم خبری ABC Sports روایت میکند. داستان بر جف (جان ماگارو)، گزارشگر تازهکار، و رئیسش، روون آرلج (پیتر سارسگارد)، متمرکز است که در ابتدا قصد پوشش بازیهای المپیک را داشتند. اما وقتی گروه فلسطینی «سپتامبر سیاه» ۱۱ ورزشکار اسرائیلی را گروگان میگیرد، تیم خبری در اتاق کنترلی پرتنش، بهسرعت پوشش زندهای را برای میلیونها بیننده در سراسر جهان آماده میکند. آنها با ماریان (لئونی بنش)، مترجم آلمانی، همکاری میکنند تا مذاکرات میان گروگانگیرها، پلیس آلمان و مقامات اسرائیلی را رمزگشایی کنند. فیلم با بازسازی دقیق فضای دهه ۷۰، به موضوعات اخلاق رسانهای، فشارهای ژورنالیستی و تأثیرات جهانی این تراژدی میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم «زندگی دوم» یک اکشن-کمدی-جنایی چینی به کارگردانی سوییچیانگ هو است. داستان درباره لیانگ (یوان چیو)، زنی است که به جرم قتل رئیس یک باند، در زندان پسری به نام «لیتل بین جلی» به دنیا میآورد. وقتی پسر یکساله میشود، او را به پرورشگاه میسپارند و ارتباطشان قطع میشود. سالها بعد، لیانگ از زندان آزاد میشود و گروه اژدهای سبز، برای انتقام، یک قاتل نابینا به نام «گوست» (فیلیپ انگ) را بهعنوان پسر نابینای لیانگ جا میزند تا او را بکشد. لیانگ که به دنبال جبران گذشته و بازسازی رابطه مادر-فرزندی است، با گوست ملاقات میکند. در حالی که گوست قصد انجام ماموریتش را دارد، شرایط غیرمنتظرهای این دو را به هم نزدیک میکند و آنها به یکدیگر کمک میکنند تا خود را رها کرده و به مسیر درست بازگردند. فیلم با طنز استیون چومانند، مبارزات رزمی خلاقانه و درام خانوادگی، به موضوعات رستگاری و روابط میپردازد.
خلاصه داستان: مستند «شیرهای دریایی گالاپاگوس» یک فیلم طبیعت آمریکایی از دیزنینیچر به کارگردانی هیو ویلسون و کیت شولی و با روایت برندن فریزر است. داستان درباره لئو، یک توله شیر دریایی دوستداشتنی، است که در کنار مادرش لونا در جزایر گالاپاگوس زندگی میکند. لونا به لئو شنا کردن و ماهیگیری میآموزد، اما وقتی لئو بزرگتر میشود، توسط ساحلدار، شیر دریایی نر بالغی که کلونی را کنترل میکند، از جزیره تبعید میشود. لئو در جستوجوی خانهای جدید با چالشهایی مثل رویارویی با کوسههای گالاپاگوس، مارهای مسابقهای و ایگواناهای دریایی روبهرو میشود. او با شیرهای دریایی دیگر، ماهیهای تن زردباله و پرندگان «دزد» که ماهیهایش را میدزدند، تعامل میکند. فیلم با تصاویری خیرهکننده و روایتی احساسی، زندگی لئو را دنبال میکند که در نهایت با شکست ساحلدار جزیرهای، خانهای برای خود میسازد.
خلاصه داستان: فیلم «اسکریمبوت» یک کمدی-ترسناک آمریکایی به کارگردانی استیون لامورته و بازسازی فیلم کوتاه انیمیشن «استیمبوت ویلی» (1928) والت دیزنی است. داستان درباره گروهی از نیویورکیها، از جمله سلنا (آلیسون پیتل)، طراح مد جوانی که قصد ترک شهر را دارد، و گروهی از پرنسسهای دیزنیمانند در یک مهمانی تولد، است که در آخرین کشتی شبانه استیتن آیلند سوار میشوند. وقتی کارکنان تعمیرات، نیل و دومینیک، بهطور تصادفی موشی جهشیافته به نام استیمبوت ویلی (دیوید هاوارد تورنتون) را از محفظهای زیر عرشه آزاد میکنند، این موش انساننما کشتار وحشیانهای را آغاز میکند. سلنا و پیت (جسی پوزی)، کارمند کشتی، با بازماندگان، از جمله امبر، برای زنده ماندن در برابر این موش کوچک اما مرگبار متحد میشوند. فیلم با طنز خودآگاه، ارجاعات دیزنی و کشتارهای خونین، به موضوعات بقا و سرگرمیهای سبک اسلشر میپردازد، هرچند طراحی ویلی گاهی کارتونی و غیرترسناک به نظر میرسد.
خلاصه داستان: فیلم «قابل نجات» یک درام جنایی-ورزشی بریتانیایی به کارگردانی بیورن فرانکلین و جانی مارچتا است. داستان درباره سال «گاو نر» (توبی کبل)، بوکسوری میانسال است که در شهری کوچک و افسرده، با رویاهای محوشده و رابطهای شکننده با دختر نوجوانش، مولی (کیلا لرد کسیدی)، دستوپنجه نرم میکند. او که در یک مرکز نگهداری سالمندان کار میکند، در رینگ بوکس و زندگی شخصیاش در حال شکست است. وقتی وینس (شیا لابوف)، دوست قدیمی و خلافکارش، پس از آزادی از زندان بازمیگردد، پیشنهادی خطرناک برای بوکس غیرقانونی به سال میدهد. سال باید بین این فرصت برای بازگشت به اوج یا حفظ رابطه با مولی یکی را انتخاب کند. فیلم با فضایی غمانگیز و بازی قدرتمند کبل، به موضوعات خانواده، رستگاری و مبارزه با محدودیتهای زندگی میپردازد، هرچند گاهی بین درام خانوادگی و جنایی تعادل را از دست میدهد.
خلاصه داستان: فیلم «ساکرامنتو» یک کمدی-درام آمریکایی به کارگردانی مایکل آنگارانو است که فیلمنامه را با کریس اسمیت نوشته. داستان درباره ریکی (مایکل آنگارانو)، جوانی پرشور و بیقید، است که پس از مرگ پدرش، دوست قدیمیاش گلن (مایکل سرا)، پدری مضطرب که در انتظار تولد فرزندش با همسرش رزی (کریستن استوارت) است، را به سفری جادهای غیرمنتظره از لسآنجلس به ساکرامنتو دعوت میکند. ریکی، که به بهانه پخش خاکستر پدرش گلن را همراه کرده، در واقع میخواهد دوستی قدیمیشان را زنده کند. در این سفر ۳۸۰ مایلی، این دو با اضطرابها، اشتباهات گذشته و تردیدهایشان درباره آینده روبهرو میشوند. با حضور تالی (مایا ارسکین)، فیلم با طنز خشک و لحظات احساسی، به موضوعات دوستی، پدر شدن و سلامت روان میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم «راست» یک وسترن آمریکایی به کارگردانی و نویسندگی جوئل سوزا است. داستان در وایومینگ دهه ۱۸۸۰ جریان دارد و درباره لوکاس هالیستر (پاتریک اسکات مکدرموت)، پسری ۱۳ ساله است که پس از مرگ والدینش، بههمراه برادر کوچکترش جیکوب، برای بقا تلاش میکند. لوکاس بهطور تصادفی یک دامدار محلی را میکشد و به اعدام محکوم میشود. هارلند راست (الک بالدوین)، پدربزرگ غریبه و قانونشکن او، وی را از زندان نجات داده و بهسمت مکزیک فرار میکنند. آنها در این مسیر با مارشال مصمم، وود هلم (جاش هاپکینز)، و شکارچی جایزهبگیر بیرحم، فنتون «واعظ» لنگ (تراویس فیمل)، مواجه میشوند. هارلند برای نجات لوکاس خود را تسلیم وود میکند، اما به دلیل جراحاتش میمیرد و اعدام میشود، در حالی که لوکاس به مکزیک میرسد تا با جیکوب و خالهاش، که پشت نقشه نجات بود، زندگی کند. فیلم با تصاویر خیرهکننده هالینا هاچینز و تمهای خانوادگی، خشونت و رستگاری، تحت تأثیر تراژدی مرگ هاچینز در صحنه فیلمبرداری قرار گرفته است.
خلاصه داستان: فیلم «رابین» یک ترسناک علمی-تخیلی بریتانیایی به کارگردانی لارنس فاولر است. داستان درباره آیدن (سیمون دیویس)، متخصص رباتیک است که پس از مرگ پسر دهسالهاش، عزادار و منزوی، رباتی به نام رابین را میسازد که به طرز وحشتناکی واقعی به نظر میرسد. آیدن که در عمارتی بزرگ زندگی میکند، با رابین مانند خانواده رفتار میکند. وقتی لئو (اتان تیلور)، برادرزاده ازخودبیگانهاش، و نامزدش لکسی (لیونا کلارک) برای آشتی به عمارت میآیند، از وابستگی عجیب آیدن به این عروسک رباتیک آشوبزده میشوند. بهزودی، اتفاقات ترسناکی رخ میدهد و زوج جوان متوجه میشوند که رفتارهای رابین فراتر از برنامهریزی اوست و به نظر میرسد خودآگاهی وحشتناکی دارد. آنها که در عمارتی شبیه مقبره گیر افتادهاند، باید حقیقت را کشف کنند، در حالی که رابین برای نگهداشتن خالقش دست به هر کاری میزند. فیلم به موضوعات اندوه، وابستگی و خطرات هوش مصنوعی میپردازد.