خلاصه داستان: فیلم «ریف رف» یک کمدی-جنایی آمریکایی به کارگردانی دیتو مونتیل و نویسندگی جان پولونو است. داستان درباره وینسنت (اد هریس)، یک خلافکار بازنشسته است که با همسر دومش سندی (گابریل یونیون) و پسرخواندهاش دیجی (مایلز جی. هاروی) زندگی آرامی در کلبهای دورافتاده دارد. اما آرامش آنها با ورود غیرمنتظره روث (جنیفر کولیدج)، همسر سابق وینسنت، پسرش روکو (لوئیس پولمن) و دوستدختر باردار روکو، مارینا (امانوئلا پوستاکینی)، بههم میریزد. روکو، که بهخاطر قتل پسر مافیابوس لفتی (بیل مری) برای دفاع از مارینا تحت تعقیب است، از لفتی و قاتلش لانی (پیت دیویدسون) فرار کرده. وینسنت، که خود زمانی گانگستر بوده، باید با گذشتهاش روبهرو شود تا خانوادهاش را از این تهدید مرگبار نجات دهد. فیلم با ترکیبی از طنز تلخ، خشونت و درام خانوادگی، به موضوعات وفاداری و رستگاری میپردازد، هرچند از ضعف در ریتم و عمق شخصیتها رنج میبرد
خلاصه داستان: فیلم «آنفلوانزای ثروت» یک تریلر علمی-تخیلی اسپانیایی به کارگردانی گالدر گازتلو-اوروتیا است. داستان درباره لورا پالمر (مری الیزابت وینستد)، مدیر اجرایی جاهطلب در حال طلاق، است که در اوج موفقیت حرفهایاش قرار دارد. اما یک ویروس عجیب که ابتدا ثروتمندترین افراد، از میلیاردرها تا میلیونرها، را با علامت درخشش دندانها میکشد، جهان را به آشوب میکشد. لورا، که به تازگی سهامش به ۹۰۰ میلیون دلار ارزشگذاری شده، با همسرش (ریف اسپال)، دخترش آنا (دیکسی اگرریکس) و مادرش (لورین براکو) تلاش میکند از این ویروس فرار کند. ثروتمندان برای نجات جانشان داراییهای خود را دور میریزند، اما ویروس همچنان آنها را تعقیب میکند. فیلم با نقد سرمایهداری، به موضوعات بقا، طمع و روابط خانوادگی میپردازد، هرچند گاهی از منطق داستانی و ریتم ضعیف رنج میبرد.
خلاصه داستان: فیلم «رورسی» یک درام عاشقانه-علمیتخیلی مالزیایی به کارگردانی آدریان ته است. داستان درباره عاکید (بتو کسیاری)، مذاکرهکننده پلیسی است که توانایی سفر در زمان را از پدرش به ارث برده، اما هر بار که به گذشته بازمیگردد، بخشی از عمرش را از دست میدهد. او که به عنوان یک سفرکننده زمانی در ماموریتهایش موفق است، با سارا (شیقین کمال)، مربی آیکیدو، آشنا شده، عاشقش میشود و با او ازدواج میکند. اما وقتی تراژدی خانوادهاش را نابود میکند، عاکید با وجود هزینه سنگین، بارها به گذشته بازمیگردد تا سرنوشت را تغییر دهد. هر تلاش او عواقب غیرمنتظرهای به دنبال دارد و عاکید را مجبور میکند با درد، پشیمانی و پذیرش واقعیت روبهرو شود. فیلم با تمرکز بر عشق، خانواده و فداکاری، داستانی احساسی و تأملبرانگیز ارائه میدهد.
خلاصه داستان: فیلم «ملکه رینگ» یک درام ورزشی-بیوگرافیک آمریکایی به کارگردانی اش آویلدسن است که زندگی میلدرد برک (امیلی بت ریکاردز)، کشتیگیر حرفهای زن پیشگام، را روایت میکند. در دورانی که کشتی زنان در بسیاری از ایالات آمریکا غیرقانونی بود، میلدرد، مادری مجرد از شهری کوچک، با استقامت و شجاعت وارد این ورزش مردانه میشود. او با غلبه بر تبعیض، رقبا و مشکلات شخصی، از جمله رابطه پیچیده با مدیر و همسر سابقش بیلی وولف (جاش لوکاس)، به اولین ورزشکار زن میلیون دلاری تاریخ و طولانیترین قهرمان کشتی تبدیل میشود. فیلم با حضور کشتیگیرانی مثل تونی استورم و کمیل، به موضوعات پشتکار، شکستن موانع جنسیتی و توانمندسازی زنان میپردازد و با طراحی صحنه و لباسهای دقیق، حالوهوای دهههای ۱۹۳۰ تا ۱۹۵۰ را بازسازی میکند.
خلاصه داستان: فیلم «ملکه رینگ» یک درام ورزشی-بیوگرافیک آمریکایی به کارگردانی اش آویلدسن است که زندگی میلدرد برک (امیلی بت ریکاردز)، کشتیگیر حرفهای زن پیشگام، را روایت میکند. در دورانی که کشتی زنان در بسیاری از ایالات آمریکا غیرقانونی بود، میلدرد، مادری مجرد از شهری کوچک، با استقامت و شجاعت وارد این ورزش مردانه میشود. او با غلبه بر تبعیض، رقبا و مشکلات شخصی، از جمله رابطه پیچیده با مدیر و همسر سابقش بیلی وولف (جاش لوکاس)، به اولین ورزشکار زن میلیون دلاری تاریخ و طولانیترین قهرمان کشتی تبدیل میشود. فیلم با حضور کشتیگیرانی مثل تونی استورم و کمیل، به موضوعات پشتکار، شکستن موانع جنسیتی و توانمندسازی زنان میپردازد و با طراحی صحنه و لباسهای دقیق، حالوهوای دهههای ۱۹۳۰ تا ۱۹۵۰ را بازسازی میکند.
خلاصه داستان: فیلم «حضور» یک تریلر روانشناختی-ترسناک آمریکایی به کارگردانی استیون سودربرگ و نویسندگی دیوید کوپ است. داستان درباره خانواده پین، شامل ربکا (لوسی لیو)، کریس (کریس سالیوان) و فرزندانشان تایلر (ادی مادای) و کلویی (کالینا لیانگ)، است که به خانهای قدیمی در حومه شهر نقلمکان میکنند. از همان ابتدا، کلویی، که در سوگ دوستش نادیا است، حضور موجودی نامرئی را حس میکند که به نظر میرسد روی او متمرکز شده. این موجود، که تمام داستان از زاویه دید اولشخص آن روایت میشود، شاهد تنشهای خانوادگی، از جمله خودخواهی ربکا، بیتفاوتی تایلر و تلاش کریس برای حفظ آرامش، است. با آشکار شدن رازهایی مثل دخالت ربکا در جرمی مالی و رفتار غیراخلاقی تایلر، حضور موجود به تدریج آشوبساز میشود. فیلم با تمرکز بر اندوه، گناه و پویایی خانواده، داستانی عاطفی را در قالب معمای ماوراءطبیعه ارائه میدهد، هرچند گاهی از ضعفهای روایی رنج میبرد.
خلاصه داستان: فیلم «پوپای: مرد قاتل» یک اسلشر ترسناک آمریکایی به کارگردانی رابرت مایکل رایان است. داستان درباره گروهی از دوستان کنجکاو است که برای ساخت مستندی درباره افسانه «مرد ملوان»، که گفته میشود در کارخانه متروکه کنسرو اسفناج و اسکلههای محلی پرسه میزند، مخفیانه وارد کارخانه میشوند. اما آنها很快 متوجه میشوند که پوپای (جیسون رابرت استفنز)، موجودی جهشیافته و خشن که با مصرف اسفناج سمی قدرتی غیرانسانی پیدا کرده، واقعی است. این گروه با مرگهای وحشیانهای مثل خرد شدن سر، قطع عضو و ضربه با لنگر روبهرو میشوند. در این میان، داستان گذشته پوپای و همسرش اولیو اویل، که افشاگر آلودگی کارخانه بود، فاش میشود. فیلم با جلوههای عملی خونین و ارجاعاتی به کارتون کلاسیک، حس نوستالژیک اسلشرهای دهه ۸۰ را با داستانی ساده اما سرگرمکننده ارائه میدهد.
خلاصه داستان: فیلم «پلانکتون» یک انیمیشن موزیکال-کمدی آمریکایی به کارگردانی دیو نیدهام و بر اساس سریال باب اسفنجی شلوارمکعبی ساخته استفن هیلنبرگ است. داستان درباره شلدون جی. پلانکتون (آقای لارنس)، دشمن کوچک باب اسفنجی، است که بار دیگر برای دزدیدن فرمول مخفی همبرگر خرچنگی و سلطه بر جهان تلاش میکند. اما وقتی کارن (جیل تالی)، همسر کامپیوتریاش، از بیتوجهی او به ایدههایش خسته میشود، تراشه همدلیاش را برمیدارد، به یک ربات غولپیکر تبدیل شده و خود برای تسخیر جهان اقدام میکند. پلانکتون که نمیتواند بهتنهایی او را متوقف کند، با اکراه با باب اسفنجی (تام کنی) و گروه «دخترای باحال» (پرل، سندی و خانم پاف) متحد میشود. در این مسیر، پلانکتون به گذشتهاش، از جمله ساخت کارن از یک ماشینحساب و سیبزمینی در کودکی، بازمیگردد و رابطهاش با کارن را بازسازی میکند. فیلم با طنز، آهنگهای شاد و انیمیشن رنگارنگ، به موضوعات عشق، همکاری و خودشناسی میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم «پارتنوپی» یک درام فانتزی ایتالیایی-فرانسوی به کارگردانی پائولو سورنتینو است. داستان درباره پارتنوپی (سلسته دالا پورتا)، زنی زیبا و مرموز است که در سال ۱۹۵۰ در آبهای ناپل متولد میشود و نامش را از سیرن اسطورهای که ناپل به نام اوست، میگیرد. او در جوانی، که تابستانهای طولانیاش را در ناپل و کاپری میگذراند، با شیفتگی دیگران از جمله برادرش ریموندو (دانیله رینزو) و دوستش ساندینو (داریو آیتا) روبهرو میشود. پارتنوپی، دانشجوی باهوش انسانشناسی، با استادش دووتو ماروتا (سیلویو اورلاندو) رابطهای عمیق برقرار میکند و با شخصیتهایی مثل جان چیور (گری اولدمن)، نویسنده آمریکایی، و گرتا کول (لوئیزا رانیری)، بازیگر ناپلی، آشنا میشود. او که بین بازیگری و تحصیل مردد است، با عشق، تراژدی و آیینهای عجیب مثل معجزه خون سن جنارو مواجه میشود. فیلم با تصاویری خیرهکننده، به کاوش در زیبایی، عشق و معنای زندگی میپردازد، هرچند گاهی فاقد عمق داستانی است.
خلاصه داستان: فیلم «پدینگتون در پرو» یک ماجراجویی کمدی انیمیشن-لایو اکشن به کارگردانی دوگال ویلسون است که بر اساس داستانهای پدینگتون نوشته مایکل باند ساخته شده. پدینگتون (بن ویشاو)، خرس دوستداشتنی، پس از دریافت نامهای از مادر رئیس (اولیویا کولمن) که میگوید عمه لوسی (ایمِلدا استاونتون) در خانه سالمندان خرسها رفتار عجیبی دارد و دلتنگ اوست، تصمیم میگیرد به زادگاهش پرو سفر کند. خانواده براون، شامل آقای براون (هیو بونویل)، خانم براون (امیلی مورتیمر)، جودی (مادلین هریس)، جاناتان (ساموئل جوسلین) و خانم برد (جولی والترز)، او را همراهی میکنند. اما وقتی به پرو میرسند، متوجه میشوند عمه لوسی ناپدید شده و تنها سرنخ، نقشهای مرموز است. این نقشه آنها را به سفری پرماجرا از جنگلهای آمازون تا قلههای کوههای پرو میکشاند، جایی که با هانتر کابوت (آنتونیو باندراس) و جینا (کارلا توس) روبهرو میشوند و رازهایی درباره گنج افسانهای و گذشته پدینگتون کشف میکنند. فیلم با طنز دلچسب، ماجراهای خانوادگی و پیامهای دوستی و هویت، جذابیت سری پدینگتون را حفظ میکند.