خلاصه داستان: ایل جوانی در خانوادهای کشاورز و صاحب مزرعه شراب است که آرزویش تبدیل شدن به سوملیه شراب است. در حالی که پدرش انتظار دارد او به خانواده بپیوندد و کسب و کار خانوادگی را ادامه دهد، ایل باید تصمیم بگیرد که آیا آرزوی خود را دنبال کند یا خواستههای خانوادهاش را برآورده کند.
خلاصه داستان: در داستان "The Turning"، مربی جدیدی به یک خانه بزرگ و پرت میآید تا از دو کودک مرفه مراقبت کند. اما به زودی او متوجه میشود که این خانه و کودکان در آن، پنهانی درگیر نیروهایی مرموز و ترسناک هستند که گذشته تاریکی را به یاد میآورند. او تلاش میکند حقیقت را کشف کند و خود و کودکان را از این تهدید مرموز نجات دهد.
خلاصه داستان: کلارک کنت، یک خبرنگار جوان در شهر متال، زمانی که زمین در خطر است، به عنوان سوپرمن پدیدار میشود تا با نیروهای فوقطبیعی خود از تهدیدهای بیگانه و شرور محلی دفاع کند و عدالت را برقرار سازد.
خلاصه داستان: در داستان «قاتلها»، دو مرد مرموز به یک شهر کوچک میآیند و قصد دارند یک کارگر رستوران به نام سوئد را بکشند. سوئد به دلیل گذشتهاش در دنیای جنایت و تبهکاری، هدف این قاتلان شده است. پلیس و بیمهگر به دنبال رمز و راز مرگ سوئد میافتند و به تاریکیهای گذشتهاش پی میبرند. این فیلم نوآر کلاسیک در سال ۱۹۴۶ ساخته شده و بر اساس داستان ارنست همینگوی نگاشته شده است.
خلاصه داستان: یک گروه از مارینهای آمریکایی در جنگل آمریکای جنوبی در حال جستجوی یک فرمانده گمشده هستند. آنها به یک دهکده بومی برخورد میکنند که توسط یک جنگجوی عجیب و غامض محافظت میشود. مارینها به زودی متوجه میشوند که این جنگجو در واقع یک بیگانه قوی و مرموز است که به دنبال شکار آنها آمده است. در حالی که مارینها تلاش میکنند زنده بمانند، آنها باید با نیرویی غیرقابل پیشبینی و مرگبار مقابله کنند که از هر تکنولوژی پیشرفتهای برخوردار است.
خلاصه داستان: در سال 1995، یک گروه از دانشجویان لیبرال در یک خانه مشترک زندگی میکنند و درباره مسائل سیاسی و اجتماعی بحث میکنند. زمانی که یک راننده سیاهپوست به در خانه میآید و ادعا میکند که مورد حمله افراد فاشیستی قرار گرفته است، آنها به او پناه میدهند. اما پس از کشف اینکه راننده ممکن است یک قاتل سریالی باشد، آنها تصمیم میگیرند او را بکشند. این حادثه آغازگر یک پیگیری مرگ آور توسط آنها میشود که هر کس را که با عقاید سیاسی مخالف خودشان موافق هستند، به قتل میرسانند. با افزایش تعداد قربانیان، آنها مجبور میشوند با عواقب اخلاقی و قانونی اعمال خود روبرو شوند.
خلاصه داستان: در سال 2025، یک زوج جوان در یک قطار سریعالسیر در آلمان گیر افتاده و به یک بحران غیرمنتظره دچار میشوند. آنها مجبور میشوند با ترس و هراس زندگینما شوند و تلاش کنند تا جان خود را نجات دهند و از این وضعیت خطرناک خارج شوند.
خلاصه داستان: در یک استخر شنا در لندن، مایک، یک جوان ۱۵ ساله، شروع به کار به عنوان نگهبان میکند. او به سرعت مجذوب جودی، یک زن جذاب و بزرگسال میشود که در همان استخر کار میکند. علاقه مایک به جودی به وسواس تبدیل میشود و او شروع به تعقیب و مراقبت از او میکند. این رفتار او منجر به وقایعی ناگوار و در نهایت به یک تراژدی میشود.
خلاصه داستان: جان کالاهان، نقاشیکار معلول در یک حادثه رانندگی، با کمک اعتیاد به الکل و گروه چهارده، زندگیاش را دوباره میسازد و با طنز و هنر، درد و رنج خود را به تصاویر بینهایت قدرتمند تبدیل میکند.
خلاصه داستان: یک کودک مادر بزرگش را در حال گریه میبیند و از او میپرسد چرا گریه میکند. مادر بزرگ میگوید که دلش برای کودک تنگ شده است و او را در آغوش میگیرد. کودک به مادر بزرگ قول میدهد که او را تنها نخواهد گذاشت و همیشه کنارش خواهد بود.