خلاصه داستان: در داستان "بالای جسد تو"، یک روزنامهنگار تحقیقی به دنبال ردیابی قاتل زنجیرهای شناخته شده به نام "مرد مصرفکننده" است. او با کمک یک پلیس سابق که دچار سندرم استرس پس از سانحه شده، شروع به جستجو میکند. اما هر چه پیش میروند، پیچیدگیها بیشتر میشود و آنها متوجه میشوند که خودشان نیز هدف قاتل شدهاند. در حالی که زمان در حال سپری شدن است، آنها باید با خطراتی که در هر گوشه پنهان شده، مواجه شوند و قاتل را قبل از اینکه خیلی دیر شود، شناسایی کنند.
خلاصه داستان: جورج، مردی که به دنبال یک جکت چرمی منحصربهفرد است، با خرید آن وارد یک مسیر خطرناک میشود. جکت او را به یک جهان سرگرمکننده و ترسناک میکشاند، جایی که واقعیت و خیال پیچیده میشوند و او مجبور میشود با عواقب وحشتناک تصمیماتش روبرو شود.
خلاصه داستان: در این فیلم، یک زوج در تعطیلات کوهستانی با یک حادثه غیرمنتظره مواجه میشوند که باعث تغییر جهت سفر آنها میشود. این حادثه باعث میشود که آنها به تعاملات و رابطهی خود در زندگی روزمره بیندیشند و به تأمل در مورد آیندهی مشترک خود بپردازند. در حالی که در تلاش برای بازسازی روابط خانوادگی هستند، با چالشهای جدیدی مواجه میشوند که باعث میشود ارتباط بین آنها به چالش بکشد.
خلاصه داستان: وای-تونگ، یک مرد همجنسگرا تبتی در نیویورک، با دوستش سیمون زندگی میکند. برای رضایت پدر و مادر سنتیاش، با وی-وی، یک زن مهاجر چینی، ازدواج ترکیبی راه میاندازد. اما وقتی پدر و مادرش برای مراسم از چین میآیند، اوضاع پیچیده میشود و وای-تونگ مجبور میشود بین احساسات واقعی خود و انتظارات خانوادگیاش سر و ساز کند. این فیلم کمدیدرام رومانتیک، به دستاورد جایزه اسکار بهترین فیلم زبان خارجی در سال ۱۹۹۳ رسید.
خلاصه داستان: Crash Davis، یک کاتچری قدیمی در دوران حرفهای بیسبال، برای آموزش یک ستاره جوان و استعدادمند به تیم دوران مقدماتیاش منتقل میشود. در این بین، آنی ساور، یک زن جذاب و علاقهمند به بیسبال، بین این دو بازیکن قرار میگیرد و علاقهای عجیب به هر یک از آنها نشان میدهد. این مثلث عاطفی در حین مسابقات و آموزشهای بیسبال، داستان جالبی را شکل میدهد.
خلاصه داستان: یک کشتی ماهیگیری کوچک در دریای آدریاتیک درگیر یک بحران غیرمنتظره میشود که زندگی تمام سرنشینانش را به خطر میاندازد. در این شرایط سخت، هر یک از افراد تیم باید با ترس و استرس مواجه شده و تصمیمات سختگیرانهای برای نجات خود و دیگران بگیرند. در حین این ماجرا، روابط میان افراد تیم و نیز ارتباط آنها با خانوادههایشان در مرکز توجه قرار میگیرد و انسانیت و شجاعت آنها در مواجهه با مرگ آشکار میشود.
خلاصه داستان: در سال 1976، یک مأمور پلیس در روم، در حال رسیدگی به جنایت قتل قاضی است که در محل خودش کشته شده، است. او به دنبال رمز و راز پشت این قتل میرود و در این مسیر با یک شبکه پیچیده از فساد و توطئه در سطح بالای قدرت مواجه میشود. او باید تصمیم بگیرد که آیا حقیقت را آشکار کند یا خود را در این بازی خطرناک حفظ کند.
خلاصه داستان: در سال 2003، دختر جوانی به نام کلارا در یک شهر کوچک آمریکایی به قتل رسید. پس از بیست سال، خواهر کوچکتر او به همراه دوست پسرش به شهر باز میگردند تا به دنبال راز قتل خواهرش باشند. آنها کشف میکنند که قاتل یک ماشین زمان ساخته و به گذشته سفر میکند تا جنایتش را انجام دهد. برای جلوگیری از قتل، آنها نیز تصمیم میگیرند به گذشته سفر کنند و قاتل را دستگیر کنند.
خلاصه داستان: در یک دبیرستان، رومان هانتر، یک مأمور پلیس، دخترش روی (زندگی) را از بیمارستان به خانه میبرد. روی در حالی که از اعتیاد به مواد مخدر بهبود مییابد، به مدرسه باز میگردد و با جولز و اوون و کتی و کتنیس و لکسی و نت و مککی و لوئیس و جیا و آشتر و فث و کلاید و کلی و دیگران آشنا میشود. روی در حالی که با جولز دوست میشود، با نت که یک ورزشکار محبوب است، دوست میشود و او را به یک مهمانی دعوت میکند. در مهمانی، روی مواد مخدر مصرف میکند و با نت رابطه جنسی برقرار میکند. روز بعد، روی از نت میخواهد که رابطهشان را پنهان نگه دارد، اما او موافقت نمیکند. روی به جولز میگوید که نت را دوست دارد، اما جولز به او میگوید که نت او را دوست ندارد. روی به نت میگوید که او را دوست ندارد و او را ترک میکند. روی به جولز میگوید که او را دوست دارد و آنها یک رابطه عاشقانه شروع میکنند.