خلاصه داستان: یک خانواده در تعطیلات تابستانی خود با حمله تروریستها مواجه میشوند. آنها مجبور میشوند با همکاری یک مامور مخفی که در حال فرار از دست افسران خود است، تلاش کنند زندگی خود را نجات دهند.
خلاصه داستان: یک کارآگاه معلول به نام لینکلن رایم (دنزل واشنگتن) که به دلیل حادثهای در خیابانها فلج شده، با همکاری یک افسر پلیس جوان به نام آمیلیا (آنجلینا جولی) در تعقیب یک قاتل زنجیرهای شرور میافتد. این قاتل، با تقلید از جنایات تاریخی و قرار دادن سرنخهایی در محل جرم، باعث میشود رایم و آمیلیا در یک بازی کشنده با زمان دست به کار شوند تا قاتل را قبل از کشتن قربانی بعدی بازداشت کنند.
خلاصه داستان: یک زوج جوان در یک شب تاریک و بارانی در جنگل گم میشوند و به یک خانه قدیمی و ترسناک برخورد میکنند. وقتی وارد خانه میشوند، اتفاقات عجیب و غیرقابل توضیحی رخ میدهد که آنها را در یک شب هراسانگیز و مرموز گرفتار میکند. آنها باید با ترس و نگرانیهای خود مقابله کنند و رازهایی را که در خانه پنهان شده کشف کنند تا بتوانند از این شب هراسآور نجات یابند.
خلاصه داستان: در دوران جنگ جهانی دوم، برونو، یک پسر هشت ساله، به همراه خانوادهاش به منزل جدیدی در نزدیکی یک اردوگاه کار اجباری منتقل میشود. در حالی که پدرش به عنوان فرمانده اردوگاه مسئولیتهای سنگینی بر عهده دارد، برونو با خشونت و بیعدالتیهای اطرافش آشنا میشود. او با شوفیز، یک پسر یهودی در سن و سال خود، در کنار نردههای اردوگاه دوست میشود و این دوستی بیگناهانه باعث تغییرات عمیقی در زندگی هر دو میشود. داستان به تصویر کشیدن سادگی و بیگناهی کودکان در مقابل خشونت و بیعدالتی جنگ پرداخته و نشان میدهد که چگونه دوستی میتواند مرزهای نژادی و قومی را از بین ببرد.
خلاصه داستان: در این فیلم کمدی، راجو، یک سراینده ساده و بیباک، به خاطر شوخیاش با دختری ثروتمند ازدواج میکند و مجبور میشود تا جلوی همسرش و خانوادهاش حقارتها را تحمل کند. با وجود مشکلات، او با هوش و شوخطبعی خود به دنبال حل مسائل و اثبات ارزش خود است.
خلاصه داستان: در سال 2025، یک گروه از مهندسان و معماران برجسته جهان برای طراحی و ساخت پل جدیدی در یک منطقه جغرافیایی حساس و استراتژیک فراخوانده میشوند. این پل نه تنها باید از نظر فنی و مهندسی بدون عیب و نقص باشد، بلکه باید نمادی از صلح و همکاری بینالمللی نیز باشد. در طول فرآیند ساخت، تیم با چالشهای غیرمنتظرهای روبرو میشوند که تست میگیرند و نیروی ایمان و تعهد آنها را به چالش میکشند.
خلاصه داستان: در سال 1987، در یک روز گرم تابستانی در تگزاس، یک جفت جوان در حال رانندگی در جادههای خلوت هستند. آنها به طور ناگهانی با یک افرادی که خود را "کشیش" معرفی میکنند، مواجه میشوند. این افراد به نظر میرسند که قصد دارند آنها را به یک جای دور از شهر ببرند. اما این جفت جوان به زودی متوجه میشوند که این "کشیش" در واقع یک قاتل سریالی خطرناک است که قصد دارد آنها را به عنوان قربانی بعدی خود انتخاب کند. آنها مجبور میشوند با تمام توان خود در یک مسابقه مرگبار علیه زمان و این قاتل وحشی شرکت کنند تا بتوانند از دست او فرار کنند.
خلاصه داستان: در یک دوران استبدادی در آلمان، یک دختر جوان به نام لئو با شجاعت تمام برای نجات خواهرش از دست یک مأمور سیاسی خطرناک قدم میگذارد. او به یک دنیای تاریک و پر از رمز و راز وارد میشود که در آن هر کسی ممکن است یک دشمن باشد و اعتماد کردن به کسی غیرممکن به نظر میرسد. در این بازی خطرناک، لئو باید با هوش و شجاعت خود، از دامهایی که برایش گسترده شده، عبور کند و خواهرش را نجات دهد.
خلاصه داستان: داستان فیلم در دهه ۱۹۶۰ میلادی رخ میدهد و درباره دو مرد جوان به نامهای انیس دلمار (جیک گیلنهال) و جک ـ تیس (هیث لجر) است که به عنوان گلهداران در کوههای بروکبک استخدام میشوند. در این مدت، رابطه عاشقانهای بین آنها شکل میگیرد که به دلیل فشارهای اجتماعی و خانوادگی، مجبور میشوند آن را پنهان کنند. پس از چند سال، هر دو با زن و فرزندان خود زندگی میکنند، اما هر بار که ملاقات میکنند، احساساتشان دوباره برانگیخته میشود و دچار درد و عذاب میشوند.
خلاصه داستان: جیکوب پورمن، پسربچهای ۱۶ ساله، پس از مرگ مرموز پدرش به جزیرهای پرت در ولز سفر میکند تا راز خانوادگی خود را کشف کند. در آنجا، خانهای قدیمی را مییابد که در آن مادر پراگن، سرپرست جمعی از کودکان عجیب و غریب زندگی میکند که هر کدام توانایی خاصی دارند. جیکوب کشف میکند که این کودکان در حلقه زمانیای از سال ۱۹۴۳ در امان هستند و با وجودی که ظاهراً بیخطر به نظر میرسند، ممکن است خطرناک باشند و شاید هنوز هم زنده هستند. او باید تواناییهای خود را درک کند و تصمیم بگیرد که آیا به این جهان عجیب و غریب بپیوندد یا خیر.