خلاصه داستان: در شهر کوچک Darkness Falls، یک روح شرور به نام "Tooth Fairy" (فرشته دندان) افرادی را که چشمان خود را باز میکنند، میکشد. کریس، یک جوان که در کودکی با این موجود مواجه شده بود، برای نجات دوستانش به گذشتهاش باز میگردد و با ترسناکترین کابوسش روبرو میشود.
خلاصه داستان: مارک و جرمی دو همخانهای نامتقارن هستند که با زندگی و روابطشان دست و پنجه نرم میکنند. مارک، یک همیشهنگر امیدوار به عشق، و جرمی، یک آهنگساز جاهطلب، در این سریال کمدی به سرعت پیش میروند. سال ۲۰۰۳.
خلاصه داستان: در داستان "چالهها"، استیون، یک نوجوان بیگناه، به دلیل جرمی که مرتکب نشده، به اردوگاهی حکم میشود که بچهها مجبورند هر روز چالههای عمیق حفر کنند. او و دوستانش کشف میکنند که این چالهها بخشی از طرحی پنهانی برای یافتن گنجی گمشده در گذشته هستند. با کمک دوستان و باور به خویشتن، استیون موفق میشود راز گذشت خانوادهاش را رفع کند و عدالت را برقرار کند.
خلاصه داستان: در سال 1655، یک جنگسردار انگلیسی به نام سالیور و همسرش لیدی آیسا به دنبال زندگی آرام در جنگلهای دوردست انگلستان هستند. اما زندگی آنها به هم میخورد وقتی که سالیور به جرم قتل متهم میشود و آیسا به عنوان کابوسی که او را تعقیب میکند، در معرض خطر قرار میگیرد. در حالی که سالیور در زندان شکنجه میشود، آیسا مجبور میشود با ترس و ترس از آینده مواجه شود. در این بین، یک کشیش شیطانی به نام هیووود ظاهر میشود و آیسا را به یک مسابقه مرگبار میکشاند. آیسا باید تصمیم بگیرد که آیا باید با شیطان قرارداد ببندد تا سالیور را نجات دهد یا خود را فدا کند تا از شر شیطان خلاص شود.
خلاصه داستان: در داستان "راه کوتاه به سعادت"، آلیسون پریسلی، یک نویسنده نوپا، با مشکلات مالی و احساس ناامیدی روبرو میشود. او با شیطان، به نام دنیل ویبستر، قراردادی میبندد تا موفقیت و ثروت را در ازای روحش به دست آورد. با این قرارداد، آلیسون به یک نویسنده موفق تبدیل میشود و زندگیاش به رویای خود تبدیل میگردد. اما با گذشت زمان، او متوجه میشود که موفقیت بدون روح واقعی، خالی و بیمعنا است. در نهایت، آلیسون تصمیم میگیرد روحش را بازپس بگیرد و با کمک یک وکیل خیرخواه، دنیل را به چالش میکشد تا بتواند دوباره زندگیاش را از نو آغاز کند.
خلاصه داستان: یک مجموعه از فیلمهای کوتاه مستقل که در یک کافه رخ میدهند و شخصیتهای مختلفی را در حال نوشیدن قهوه و سیگار نشان میدهند. هر داستان کوتاه به صورت جداگانه روایت میشود و شخصیتهایی با روابط متفاوت را به تصویر میکشد. فیلم به وسیله گفتوگوهای طولانی و برخی لحظات سکوت، روابط انسانی و تضادهای فرهنگی را بررسی میکند. کارگردان: جیم جارموش.
خلاصه داستان: مردی که در یک حادثه باعث از دست دادن بینایی اش شده، تواناییهایی خارقالعاده کسب میکند و به عنوان یک وقتی در شبهای نیویورک، به مبارزه با جرایم و شرور میپردازد تا عدالت را برقرار کند.
خلاصه داستان: در یک شهر کوچک در کالیفرنیا، یک گروه از جوانان در حال تمرین برای مسابقه دوچرخهسواری هستند. اما زندگی آنها به طور ناگهانی تغییر میکند وقتی یکی از اعضای گروه به طور مرموزی ناپدید میشود. در حالی که آنها به دنبال دوست خود هستند، رازهایی در زندگی خودشان و در شهر آشکار میشود که باعث میشود آنها به درک عمیقتری از روابط و مسئولیتها در زندگی دست یابند.
خلاصه داستان: جعفر پناهی، راننده پیتزا در تهران، با مشاهده تبعیض طبقاتی و فقر در جامعه، به تدریج دچار بیزاری و ناامیدی میشود. او که در ابتدا سعی میکند با شکیبایی و فروتنی با شرایط زندگی کنار بیاید، در نهایت به یک اقدام خشونتآمیز دست میزند که منجر به سرقت و خودکشی او میشود. این فیلم به عنوان یک نقد اجتماعی، به بیعدالتیهای موجود در جامعه ایران و تأثیر آن بر روحیه افراد پاییندست میپردازد.
خلاصه داستان: در یک دنیای پس از فاجعه، یک خانواده به دلیل آتشسوزی در منزل خود، مجبور به مهاجرت به روستای دور افتادهای میشوند. اما وقتی به آنجا میرسند، میفهمند که روستا خالی از سکنه است و تنها چند نفر باقی ماندهاند که در حال کشمکش برای زنده ماندن هستند. در این شرایط سخت، خانواده باید با خطرات طبیعی و انسانی روبرو شوند و تلاش کنند تا جایی برای زندگی پیدا کنند. در حین این ماجرا، روابط بین افراد تغییر میکند و انسانیت در معرض آزمایش قرار میگیرد.